بودن و مجازی بودن
direction: rtl;
فضل جای دیگر نشیند

شاید این مطلب چهره‌ام را نزد شما عوض کند

دی ۱۷م, ۱۳۸۷

خانم بیتا، آقای همایون و باقی دوستانی که در مورد مطلب دیروز ابهام دارید،

زمانی که محمود احمدی‌نژاد* شروع به حملات تندی علیه اسرائیل کرد، شخصا از کسانی بودم که ادبیات‌اش تندش را آشوب‌ساز و سخن‌اش را بی‌موقع می‌دانستم. می‌اندیشیدم که با بیان سخنانی چون «حذف اسرائیل از نقشه جهان» چیزی به‌دست نمی‌آوریم و بدتر دشمن‌تراشی می‌کنیم. غوغایی که بعد از این سخنان راه افتاد را نیز نشان صحت رای‌ام می‌دانستم.

همیشه با صهیونست مشکل داشتم. هیچ‌گاه نتوانستم که در حرکات خشن، تجاوزگر، خون‌ریز، مزورانه و تمامیت‌طلب صهیونیست‌ها چیز مثبتی بیابم. این رای‌ام البته هیچ ربطی به نفرت از یهود و یهودی ندارد، برای من یهودی بنده‌ی خداست و انسان و دارای تمامی حقوقی که دیگران دارند. گرچه در طول تاریخ فتنه‌هایی به چشم می‌خورد که یهودیان در آن‌ها نقش موثر بازی کردند، اما خب معلوم نیست کارنامه‌ی اقوام دیگر بهتر باشد.

مساله حمله‌ء اسرائیل پلید به غزه را نامربوط به موشک‌های پرتاب شده توسط حماس می‌دانم. این نکته‌ای انحرافی است که بزرگ‌ترین قدرت‌های رسانه‌ای دنیا (که بیش‌ترشان عروسک خیمه‌شب‌بازی صهیونیست‌ هستند) در ذهن مخاطب ساده‌انگار نشانده‌اند. موشک‌‌های حماس برای ارتش پیشرفته‌ی اسرائیل ترقه‌ای بیش نیست. اگر مساله حماس است به من بگویید چطور ارتشی که توانایی رصد‌کردن یک پشه در تاریکی دارد، ظرف دوسه روز نزدیک سی کودک را به هلاکت می‌رساند؟ چطور است که در خبرها نمی‌بینیم که حماس یا فلسطینی‌ها کودکی اسرائیلی را کشته باشند؟

اگر این نسل‌کشی نیست، من نمی‌دانم به چه چیزی نسل‌کشی می‌گویند. قانون‌گزاران بعضی از کشورها مجازات وضع کرده‌اند برای کسی که به هولوکاست شک کند، آن‌هم در کشورهایی که شما می‌توانید در آن‌ها برعلیه هر چیز مقدس و غیر مقدسی سخن‌بگویید و منتشر کنید. جالب این‌جاست که همین کشورها در برابر جنایات اسرائیل یا ساکت‌هستند یا با بی‌شرمی قصد ماستمالی کردن دارند. غافل از این‌که خون‌ریزی را ماست‌مالی‌کردن به اندازه‌ی خود خون‌ریزی جنایت‌کارانه است. حتی اگر یک یهودی به ناحق کشته شده‌است، جنایتی بزرگ رخ‌داده و عاملان قتل کار نفرت‌انگیزی انجام داده‌اند. اما عاملان کشتار یهودیان اعراب و فلسطینی‌های نگون‌بخت نبوده‌اند. احمدی‌نژاد هوشمندانه گفت که «اگر با یهودی‌ها چنین کرده‌اید، چرا از زمین‌های خود در اختیار آن‌ها نمی‌گذارید؟» ولی افراد به او خندیدند چون خندیدن به او رسم است.

اما در مورد افزودن به توان نظامی: آموزه‌های دینی مسلمانان به آن‌ها توصیه می‌کند که نیروی رزمی‌شان را تقویت کنند. شاید کسانی بگویند که این هم سندی از خوی جنگ‌طلبی مسلمانان است. اما این گروه باید بدانند که گروهی از آزاد‌اندیش‌ترین و نوگراترین متفکران غربی نیز تقویت نظامی را موثرترین راه حفظ صلح می‌دانند. بسیاری از دولت‌مردان کشورهای غربی - به رهبری ایالات‌متحده - مدام بحث از بحران خاورمیانه می‌کنند، اما از ماهیت این بحران هم چیزی نمی‌گویند؟ به نظر می‌آید که اختلاف‌های قومی و مذهبی بخشی از این بحران‌است. خوب است این اختلاف‌ها را ریشه‌یابی کنید تا ببینید به کجا می‌رسید، کدام دست‌ها قرن‌هاست که تفرقه می‌اندازند و چپاول می‌کنند. اما بخش اعظم بحران این است که یک قوم جلاد و سفاک در گوشه‌ای از منطقه به تجاوز سکنی گزیده و حق دارد که زرادخانه‌هایش را از انواع سلاح مهیب کشتار جمعی انباشته کند و دیگران حق ندارند که حتی اورانیوم غنی‌سازند. تمام کشورهای نفت‌خیز منطقه هم البته باید مطیعانه مخازن‌شان را در اختیار ابرقدرت‌ها بگذارند تا بتوانند زندگی کنند و احتمالا از دست‌آوردهای دنیای امروز بهره ببرند.

* من به احمدی‌نژاد رای نداده‌ام. اما با کسانی که به هر حرکت و سخن انتقاد می‌کنند و دیگرانی که هر چیز مربوط به او را افتضاح می‌دانند نیز نسبتی ندارم. احمدی‌نژاد را یکی از سیاست‌مداران مهم تاریخ معاصر ایران می‌دانم و به نظرم او خط‌شکنی‌ها، صبوری‌ها و از خودگذشتی‌هایی داشته که کم‌تر در صاحبان قدرت دیده می‌شود. این‌ها البته به معنی تایید و تصدیق همهء چیزهایی که در دولت او گذشته و می‌گذرد نیست.
در ارتباط با این مطلب: الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل / سکوت / آیا احمدی‌نژاد حق داشت؟

آیا احمدی‌نژاد حق داشت؟

دی ۱۶م, ۱۳۸۷

اگر شب هنگام که دختران من در خواب هستند، کسی به سوی خانه ما موشک پرتاب کند، من به هر اقدامی که در توان داشته باشم دست می زنم تا مانع او شوم و از اسرائیل هم جز این انتظاری نمی رود.
باراک اوباما، رییس جمهوری منتخب ایالات متحده، به نقل از اکونومیست

تا کنون بیش از ۹۰ فلسطینی از جمله ۲۶ کودک کشته شده‌اند.
به نقل از بی‌بی‌سی فارسی

بوش : ما نمی توانیم به ایرانیها اجازه دهیم که از توانایی غنی‌سازی بر خوردار باشند.
به نقل از آفتاب

پزشکان نروژی به خبرنگار شبکه پرس تی وی گفتند که در بدن برخی مجروحان حمله زمینی آثاری از اورانیوم ضعیف شده یافته‌اند.
به نقل از فارس

سکوت

دی ۱۵م, ۱۳۸۷

امروز سکوت می‌کنم، چون حمله‌ء زمینی وحشیانه‌ء صهیونیست‌ها به غزهء بی‌دفاع نمی‌گذارد به موضوع دیگری فکر کنم. اگر هم بخواهم در این مورد بنویسم دلم آن‌قدر پر است که اختیار از دستم خارج می‌شود…

خانهء آقای شیخ

دی ۱۴م, ۱۳۸۷

ده دوازده ساله که بودم، گاهی همراه پدرم به مجلس ذکر مصیبت حسین (ع) می‌رفتم. ایشان از بچگی عادت داشتند در ایام عزاداری حسینی به خانهء آقای شیخ بروند. ظاهرا این خانه‌ای وقفی بود که چندین دهه در آن مجالس ذکر مصیب برپا شده بود. خانه‌ای قدیمی و پر از اتاق دور حیاط که حالا دیگر تصور درستی از اندازه‌اش ندارم. مقیاس‌های کوچکی و بزرگی با بالارفتن سن عوض می‌شوند. آقای شیخ البته سال‌ها پیش فوت شده بود و مناسبات به پسر روحانی‌اش ارث رسیده بود که به نظر می‌رسید حرمت یاد و نام پدر را یدک می‌کشد. در آخرین سفرم به مشهد سرنوشت خانهء  قدیمی آقای شیخ را پرسیدم، گفتند در توسعهء فضای اطراف حرم نابود شده است. مثل خیلی از چیزهای دیگر.

اوج مراسم در روزهای تاسوعا و عاشورا بود. به در و دیوار پارچهء سیاه می‌زدند، قیمه یا آش شله‌قلمکاری در دیگ مسی روی آتش چوب می‌پختند، در استکان نعلبکی چایی قند پهلو می‌دادند و روضه‌خوانی بر پا می‌کردند. گرداندن مراسم هم به دست ریش سفیدها و سابقه‌دارها معتمد و داوطلب بود، جوان‌ها نیز البته مدد می‌رساندند. پدرم مجموعه‌ای از عکس‌های مربوط به چهل پنجاه سال قبل داشتند که  دقت در آن‌ها نتیجه می‌داد مراسم کمابیش همیشه این طور برگزار می‌شده است. آن زمان نه خبری از ظرف یک‌بار مصرف بود، نه کسی برای غذا حمله می‌کرد، نه افراد با شکل‌های عجیب و غریب در مراسم حاضر می‌شدند، نه بلندگوی گوشخراشی در کوچه کار گذاشته شده بود.

مانده‌ام که مگر بیست و پنج سال چقدر دور و دراز است که چیزها چنین زیر و رو شود.

آب و آقای آب

دی ۱۳م, ۱۳۸۷

قطره آب، عکس از about.com

وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ
قرآن کریم - سورهء
الانبیاء - آیهء۳۰

همهء ما چیزهایی در ضرورت نوشیدن آب کافی شنیده‌ایم. می‌گویند که هفتاد درصد بدن آدم بالغ را آب تشکیل می‌دهد. آب تمیز کنندهء بدن آدمی است و سموم بدن در آن حل و دفع می‌شوند… این گفته‌ها هم مانند بیشتر گفته‌های صحیح و مهم، چندان گوش شنوایی ندارد. با دقت در عادت‌های نوشیدن اطرافیانم، بسیار کم‌ دیده‌ام که کسی خود را مقید به نوشیدن آب کافی کند. شاید عبارت مقید به نوشیدن آب به نظر عجیب بیاید، اما نکته این‌جاست که بدن در مورد نیازش به آب راست نمی‌گوید. برای همین افراد گمان می‌کنند زمانی باید آب نوشید که حس تشنگی داشت. این عقیده‌ای بسیار اشتباه است. بدن در طول شبانه روز آب زیادی از دست می‌دهد. تنفس، تعریق و ادرار شناخته‌شده‌ترین راه‌های دفع آب هستند. متاسفانه خیلی از افراد به فکر جایگزینی این مقدار آب نیستند و به این ترتیب به بدن‌شان لطمه می‌زنند و عاقبت خود را بیمار می‌کنند.

دکتر فریدون باتمانقلیچ محقق و دانشمندی ایرانی است که در سال‌های اول انقلاب به زندان هدایت شد. او از خانوادهء دولتمند سرشناسی بود که دارایی‌ها و اسم و رسمی داشتند، بنابر این احتمال این می‌رفت که عنصر نامطلوبی باشد. او در زندان به جای زانوی غم به بغل گرفتن، پس از مشاهده‌ء وضع سلامت زندانی‌های دیگر، نسبت به کارکرد آب در بدن کنجکاو شد و در این باره به تحقیقات گسترده‌ای دست زد. ظاهرا مقامات ارشد از تحقیقات او باخبر و متوجه شدند که او آدم بدی نیست،  بنابر این او را از زندان آزاد کردند. دکتر باتمانقلیچ پس از آزادی به ایالات متحده رفت و مطالعات گسترده‌ای در مورد نقش آب در بدن آغاز کرد. در اواخر دهه‌ء شصت خورشیدی کتابی به زبان فارسی در ایران منتشر کرد، به نام خود درمانی با آب. به خاطر دارم در همان‌ سال‌ها تلویزیون دولتی ایران با او گفتگوی مفصلی ترتیب داد و دکتر بدون هیچ کینه و عداوتی در برنامه حاضر شد و برای بینندگان از اهمیت نوشیدن آب گفت.

دکتر باتمانقلیچ پس از بیست و پنج سال مطالعه به این نتیجه رسیده که موجب بسیاری از بیماری‌ها و عوارض ناگوار بدن، کم آبی است. او در شعاری می‌گوید «آب بنوشید، درمان نکنید». وی در نظری انقلابی حتی علت اصلی انواع بیماری سرطان را کم‌آبی بدن می‌داند. بدبختانه با وجود اعتبار محکم دکتر، آراء او قربانی رویکرد تجاری به سلامت شده است. (در مورد این رویکرد گفتنی زیاد است که انشالله در مطالب آینده خواهم گفت).

برای اطلاعات بیشتر سری به سایت وب رسمی دکتر فریدون باتمانقلیچ بزنید. خصوصا از شنیدن گفت‌وگوی او با آنتونی رابینز، که از سایت قابل دریافت است، غفلت نکنید.

من زیاد سوال می‌کنم ۱۲

دی ۱۲م, ۱۳۸۷

اگر دنیا کوچک و فاصله‌ها کم شده است، چرا آدم‌ها هم را کم‌تر می‌بینند؟

از این سری

توقف تکامل

دی ۱۱م, ۱۳۸۷

می‌گویند انسان در طول تاریخ چند هزار ساله زیستنش بر کره‌ء تکامل یافته است، چه از نظر مغزی و چه از نظر هیکل و شکل. کسانی اکتشاف‌های کهن بشری را به اتفاق نسبت می‌دهند و مثلا می‌گویند که گوشت از دست آدم افتاد توی آتش و انسان متوجه شد که «به‌به عجب چیز خوبی!». یعنی انسان‌های کهن این‌قدرها هم با شعور و خودآگاه نبوده‌اند و بیشتر از روی بخت و اقبال کشف می‌کرده‌اند. صحبت‌های این چنینی شاید یک پیش‌فرض مضحک دارد، و آن این است که تکامل متوقف شده است. انگار گوینده خود را ثمرهء نهایت تکامل می‌داند!

اگر انسان پشمالو و خمیده بوده و الان کم‌موتر و راست قامت است در آینده‌های دور، اگر وجود داشته باشد، چه تغییراتی در او به وجود می‌آید؟

نوشته های پیشین »
طراحی شده توسط میلاد سلطانی, به قدرت وردپرس فارسی
اشتراک خوراک مطالب این وبلاگ
Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License