دربارهء‌ هادی

نوشته شده توسط هادی, ۲۶ بهمن ۱۳۸۶

نام کامل و رسمی من محمد هادی صباغ است و متولد ۱۲ خرداد سال ۱۳۵۲ هستم. این طور که می‌گویند، سه چهار نسل اخیر خانواده‌ء ما در مشهد ساکن بوده‌اند. پس با خیال جمع می‌توانم بگویم که مشهدی‌ای هستم که فعلا در تهران زندگی می‌کنم.

تحصیلات دانشگاهی‌ای ندارم و برای کسب درآمد و تامین معاش کارهایی چون نوشتن، عکاسی و طراحی انجام می‌دهم. در استخدام جایی نیستم و به شکل آزاد کار می‌کنم. بیش‌تر دوست دارم که برای بخش‌خصوصی کار کنم.

شاید گفتنی باشد که تقریبا تلویزیون تماشا نمی‌کنم، عضو هیچ گروه و دسته سیاسی یا اعتقادی‌ای نیستم، به پیگیری ورزش قهرمانی کاملا بی‌علاقه هستم و تفریحات مردانه معمولا برایم جذابیتی ندارند.

بعد از سال‌ها کلنجار رفتن با خودم، در سال ۱۳۸۷ تصمیم گرفتم که انواع گوشت را از برنامه‌ء غذایی‌ام حذف کنم؛ و فعلا بر این روالم. البته گیاه‌خواری به هیچ‌وجه گویای سلامت رژیم غذایی نیست، اما دوست دارم روزی قادر باشم درست و به اندازه بخورم.

هر کسی حسرت‌ها و خواسته‌هایی دارد، من هم استثنا نیستم. گمان کنم که کارهای بد و ناشایستی که انجام داده‌ام، بزرگ‌ترین حسرت‌هایم باشند. اما بزرگ‌ترین خواسته‌های من مستغنی و مفید بودن در این دنیا و مرگ با توانایی، آسودگی و راحتی است. دوست دارم بعد از مرگ به عنوان آدمی یاد شوم که سعی داشته بر عیب‌های زیادش غلبه کند و حق مردم بر گردنش نماند – پس طبیعی است که الان سعی کنم این چنین زندگی کنم.

۱۱ دیدگاه در “دربارهء‌ هادی”

  1. محسن می‌گه:

    سلام
    با آرزوی سالی خوش برای شما و خانواده محترم
    پیشاپیش سال نو مبارک
    دوست قدیمی

  2. سهراب می‌گه:

    من امروز از نوع نوشتن شما اتفاقی خوشم آمد و تصمیم گرفتم این دفتر را در بوک مارک (برابر فارسی شو نمی دونم) گوگلم قرار بدم.

  3. لیلا می‌گه:

    پس شما ۳۶ سالتونه :) آخه من تا حالا فکر می‌کردم که یک مرد ۵۰ ساله به بالا این‌جا می‌نویسه، برام جالب بود که این همه تجربه در سن کم دارین!!!

  4. افسانه می‌گه:

    چه جالب بود دوست من
    همین
    ولی خودمان آدم جالبی هستید شاید هم متفاوت …. نه فکر می کنم می خواهی متفاوت باشی ..نی ؟

    به هر صورت موفق باشی همین متمایض بودن هم به خودیه خوب جالب است …

  5. نوید می‌گه:

    سلام استاد بزرگ

    مردی در جستجوی پرفکت ها
    خوشحالم که وبلاگت را پیدا کردم و مشتاق دیدار
    راستی از استیو چه خبر؟

    • هادی می‌گه:

      سلام
      من هم از دیدار خوشحال خواهم شد. ممنون که می‌خوانید.
      استیو جسما خیلی ضعیف شده (عواقب سرطان) اما سهام شرکت‌ تحت رهبری‌اش در موقعیت خوبی است و محصولاتی که عرضه می‌کنند نیز به همچنین.

  6. جواد می‌گه:

    شما یه بار ریدید به من.
    … قضیة “مون” و فوش گذاشتن به صورت ناشناس…
    البته کار شما تاثیر خاصی بر رفتارهای تاشایست بنده نگذاشت ولی چیزیه که احتمالن هیچوقت فراموشش نکنم.
    شاید چون یه وبلاگ داشتم به اسم “جهانی که من می‌شناسم” که بعد از اون قضیه در یک اقدام انتحاری زدم به چیز رفت…
    مطمئنن شما رو مقصر نمی‌دونم(بیشتر خودم رو مقصر می‌دونم که برای فوش گذاشتن از VPN استفاده نکردم:))
    شوخی بود
    وزین می‌نویسی، گاهی می‌خونمت و لذت می‌برم.
    خوش باشی.
    جواد

  7. نازنین می‌گه:

    اقای صباغ
    باسلام
    از اشناشدن با وبلاگتون_که از طریق روزنامه خراسان اتفاق افتاد_خوشحالم.مطالب خیلی جالبی بود.راستش با دیدن اسمتون تصور کردم یکی از همدوره های دانشگاهی ام رو_رشته حقوق_پیدا کردم ولی با خوندن معرفی نامه تون متوجه شدم اشتباه کردم.به هرصورت از اشنایی با این وبلاگ خوشحالم.پیروز باشید.

  8. سپیده می‌گه:

    سلام
    براتون ایمیلی زدم که امیدوارم بهش پاسخ بدین. وبلاگ قشنگی دارین

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License