کاملا جدی

نوشته شده توسط هادی, ۴ آبان ۱۳۸۷

به نظر شما خلاقانه‌ترین قسمت امتحان‌هایی که در نظام آموزشی ما برگزار می‌شود، کدام است؟

پاسخ من: تقلب.

۱۰ دیدگاه در “کاملا جدی”

  1. افشین می‌گه:

    بدتر از خود تقلب از بین رفتن قبح آن در عرف مردم ماست .
    هرکس در آن مشارکت کند یا به جای مراقبت, آن را نادیده بگیرد ” با معرفت” و ” با حال” است
    و هر کس مانع آن شود ” سخت گیر و مزخرف ” است.

  2. shahab می‌گه:

    سلام بر هادی!
    شاید یک زمانی این طور بوده، اما حسب تجربه‌یی که کم و بیش در سر و کله زدن با دانش‌جویان پیدا کرده‌ام، متأسفانه انگار چشمه‌ی خلاقیت متقلبانه‌ی آن‌ها هم خشکیده!
    روش‌های تقلب کردن آن‌ها هم آن‌قدر قدیمی و دمده شده که به راحتی دست‌شان رو می‌شود. دریغ از ذره‌یی هوش که بخواهند خرج بهره‌وری از امکانات و روی‌کردهای جدید بکنند.
    البته قبول که دراین نظام آموزشی، در قسمت‌های دیگر تقریبا خلاقیت تعطیل است به کل و تنها معدود کسانی هستند که در درس و آموزش و آزمون خود روش‌های دیگرگونی در دستور کار قرار می‌دهند.

  3. ترگل بهرامی می‌گه:

    من به دلایلی در سه سال راهنمایی به شدت درس نخوان و متقلب شده بودم و باید اعتراف کنم از زور انزجار از درس خواندن آن قدر راه های خلاقانه برای تقلب به سرم می زد که نمی دانستم کدام یک را عملی کنم!
    به عنوان یک آدم که دستی بر آتش(!) داشته با پست شما صد در صد موافقم!

  4. قنوات می‌گه:

    هادی جان سلام. من هم با جناب Shahabموافقم. دلیلش هم این است که من خودم تقریبا هر دانشجویی را که سر جلسه تقلب می کند، می گیرم. حتی آنهایی را که ورقه هاشان را با هم عوض می کنند. به هرحال از این جور ابتکارات هم کم شده است. با تأثیر منفی سیستم آموزشی فعلی بر ابتکار و خلاقیت همه دست اندرکاران آن اعم از دانشجو و استاد هم موافقم. اما معتقدم کسانی که چنین عقیده ای دارند، می توانند با دادن اندکی زحمت به خود، در محدوده تدریس و تحصیل خویش ابتکاراتی به خرج دهند. باور کنید موثر است. موفق باشی.

  5. مون می‌گه:

    یاد این جریان افتادم که معلم ها حتی به خود زحمت طرح سوال نمی دادند حالا خلاقیت در طرح آن ها که واقعن توقع زیادی ست و همیشه آن قدر سوال ها تکراری بود که فقط افراد زرنگ برای امتحان کافی بود که ورقه ی سوالات قبلی شان را پیدا کنند و مرور کنند و برای جواب به سوالات در امتحان هم تنها چیزی که بهش بها داده نمی شد خلاقیت بود . هر چه جواب ها یک شکل تر و بدون هیچ اضافه یا تغییری بود بهتر بود و اصلن در غیر این صورت اکثر معلم ها به درست و غلط بودنش حتی فکر نمی کردند و رویش خط می کشیدند و الان که فکر می کنم می بینم من هم خلاقیت زیر صفر داشتم چون به تنها چیزی که فکر نمی کردم در امتحانات تقلب بود و اصلن به بچه مثبت بودن ربطی نداشت به عرضه نداشتن و خلاق نبودن ربط داشت .

  6. سام می‌گه:

    استفاده از مواد درسی در کنکور هنر که در طول سال تحصیلی هنرستان وجود خارجی نداشته و متعلق به سایر رشته های تحصیلی می باشد.

  7. mouse می‌گه:

    بچه ها در اموزش و پرورش ماخیلی چیزای دیگه هم یاد می گیرن
    فکر کنم بد نباشه … بالاخره قراره تو همین جامعه زندگی کنن

  8. امیر می‌گه:

    در دوران تحصیل دوستی داشتم . در تمام امتحانات علوم پایه بدون تقلب سر جلسه نمی آمد . در حال حاظر در یکی از دانشگاه های آمریکا استاد است.

  9. سیاوش می‌گه:

    با نظر شما کاملاً موافقم.حالا به نظرتان خلاقانه ترین نوع تقلب چه نوعی است.خودتان تجربه ای داشته اید؟

    هادی: من، خصوصا در دورهء دبیرستان، شاگرد بسیار درس‌نخوان و یاغی‌ای بودم. تقلب امتحانی هم حتما کرده‌ام اما موردی که خلاقیت چشمگیری در آن باشد، یادم نمی‌آید.

  10. افشین می‌گه:

    من به عنوان یک شاهد عینی شهادت می دهم که هادی هرگز تقلب نمیکرد . البته به این دلیل
    که او اصلا به دبیرستان نمی امد.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License