تکلیف

نوشته شده توسط هادی, ۲۹ آبان ۱۳۸۷

امروز نزد دوستی بودم که کار اصلی‌اش درس‌دادن در دانشگاه است. در بین صحبت‌ها حکایت عجیبی تعریف کرد:

پسرش روزی برای انجام تکلیف درسی کمک خواسته، تکلیفی که عبارت بوده از یافتن کلمات مشکل درس جدید و ساختن جمله با آن‌ها. با توجه به استعداد نسبی او، پدر تعجب کرده که چرا برای چنین تکلیف سرراستی درخواست کمک می‌کند. پسر توضیح می‌دهد که جملات باید با کلمات بی‌نقطه ساخته شوند! در این جای داستان من پرسیدم که فایده این تکلیف چه بوده است. دوستم اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت که می‌خواسته از معلم فایده‌ را استعلام کند اما برای این که از رفتار متعاقب مطرح شدن این پرسش مطمئن نبوده، از خیرش گذشته…

خدا عاقبت پروردگان و آموختگان این نظام آموزشی را به‌خیر کند.

۵ دیدگاه در “تکلیف”

  1. مون می‌گه:

    مثلن لابد خودش را کشته و خلاقیت به خرج داده برای تکلیف دادن به بچه ها!!
    واقعن سخت کردن بیهوده و به دردنخوری مثل این کار از چه چیزی جز عقده ناشی می شود . عقده که شاخ و دم ندارد !

  2. آرتمیس می‌گه:

    خدایا یاد آشویتسی به نام مدرسه افتادم و تنم لرزید… خدای من وااای

  3. سیاوش می‌گه:

    در جلسه ای شرت کردیم که بنا بر اسمش قرار بود بررسی موانع و مشکلات آموزش ابتدایی و ارائه پیشنهادات جهت طرح درکمیسیون مربوطه در وزارت خانه بود.جلسه ای در سطح موسسین مدارس ابتدایی غیرانتفاعی شهرستان .مهمترین پیشنهادات حضرات مدعی عبارت بود از افزایش ساعات دروس دینی و قرآن،استفاده از معلم خانم در تمامی مدارس ابتدایی،پوششی با رنگ شاد برای دخترکان دانش آموز و کشیدن برزنت بر روی دیوار های مدارس ابتدایی دخترانه برای آزادانه بودن !!!! فعالیت آن ها در مدارس.
    در این بین من به عنوان کم سن و سال ترین عضو جلسه جسارت کرده و نظر دادم که قریب به ۷۰ سال است شکل کلاس های مدارس ابتدایی در غالب یک تخته سیاه و دو ردیف نیمکت غیر استاندارد حفظ شده است.اگر قرار است تحولی ایجاد شود بهتر است از تعریف شکل کلاس یک مدرسه ابتدایی شروع شود.نگاه حضار به بنده پس از ارائه این پیشنهاد چیزی تومایه های “بیشین بابا حالت خوشه ” یا ” بچه جان کی از تو نظر خواست؟” بود.برای چندمین بار در همین “مجازی بودن” می گویم وضع نظام آموزش ما چیزی به مراتب وخیم تر از فاجعه است.

  4. shahab می‌گه:

    سلام.
    چنین آموزشی چیزی در مایه‌های ذوق‌آزمایی‌های ادبی و انشایی در دوره‌های آموزش نویسنده‌گی‌ست، تمرین‌هایی که موقعیتی فراهم می‌کنند تا در شرایط محدود و امکانات ناکافی، شخص بتواند بی آن که دست و بال‌اش بسته شود، کاری انجام دهد و تأثیری به جا بگذارد. اما این نوع تمرین‌ها باید به جای خودش به کار گرفته شود، نه مثلا برای یک دانش‌آموز دوره‌ی ابتدایی که واقعا هنوز در خوانش و نگارش جملات معمولی هم به آماده‌گی کافی نرسیده است.

  5. سمیرا می‌گه:

    شاید می خواسته به بچه ها درس زندگی کردن با تمام محدودیت ها را بدهد.
    واقعا که ابتکار بی نظیری است.
    من برام جای سوال که والدین این بچه ها در چنین موقعیت ها یی باید چه عکس العملی نشان دهند؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License