قطعنامه‌دان

نوشته شده توسط هادی, ۶ آذر ۱۳۸۷

آن‌قدر قطعنامه بدهید که قطعنامه‌دان شما پاره شود.

محمود احمدی نژاد
به نقل از روزنامهء سرمایه ۵آذر ۱۳۸۷

۷ دیدگاه در “قطعنامه‌دان”

  1. زهره می‌گه:

    چی بگم؟ بخندم؟ عصبانی بشم؟ گریه کنم؟ …. غصه می خورم. تنها کاری که از دستم بر میاد.

  2. مون می‌گه:

    قطع نامه دان واقعن !

  3. ساسان می‌گه:

    نمی دونم شما ها چرا انقدر با با احمدی نژاد مخالفید؟ حق شما همون خاتمی بود. بدٍ یک نفر این قدر خوش صحبت هست که می تونه صبح تا شب شما رو به خندونه. حتی بوش هم نتونست تو هشت سال به اندازه سه سال آقای احمدی نژاد مردوم رو بخندونه!
    سخت نگیرید حالا که نمیشه کاری کرد حداقل بخندید بعدا ممکنه دیکه از این رئیس جمهورهای با مزه گیرتون نیادا از من گفتن بود دیگه خود دانید!

    هادی: به همهء خواننده‌ها و مخاطب‌های محترم یادآوری می‌کنم که وبلاگ مجازی بودن به هیچ ترتیب علاقه‌ای به پرداخت به موضوع سیاست روز ندارد. گاه نقل‌هایی مانند این به جهت اهمیت تاریخی‌ای که نگارنده برای آن‌ها قائل است از منابع منتخب متعبر گزیده و منتشر می‌شود. جدا معتقدم که مقام ریاست جمهوری جایگاه و پایگاهی دارد که احترام آن در هر حالی واجب است، بنابر این درج سخن ریاست جمهوری (هر که می‌خواهد، باشد) به جهت استهزاء و تمسخر نیست.

  4. افشین می‌گه:

    مقام ریاست جمهوری یا هر مقام دیگری هرگز تقدس و احترام پیشینی و محفوظی ندارد.
    احترام آن تا هنگامی است برگزیده مردم باشد و به افکار عمومی احترام بگذارد .

    هادی: با سخن شما مخالفم. شاید زمانی در مورد دلایلم مطلبی نوشتم. خلاصه بگویم که آدم باید اندازه‌اش را بشناسد، بلکه اندازه‌ها را بشناسد. در چند دهه‌ای که بعضی افراد این قوم فکر کرده‌اند که می‌شود دهان باز کرد و در مورد هر کسی و چیزی فحش داد و مرگ خواست و حمله کرد، روز به روز بدبختی‌های‌شان بیشتر شده است. در ضمن صحبت از تقدس نبوده و تفاوت چشمگیری است بین مقدس شماری و احترام گذاری.

  5. سیاوش می‌گه:

    اول: از کوزه برون همان تراود که دراوست
    دوم: آقای احمدی نژاد منتخب مردم مملکت ما هستند
    سوم:اگر قرار باشد رئیس جمهور یک مملکت برآیند آرا و نظرات وعقایدو فرهنگ جامعه ای باشد، انصاف بدهید ایشان از گفتار تا کردار و رفتار و پوشش و ادبیات این چنین نیستند؟

    پی افزود: همزمان با سفر دور اول ایشان به بندرعباس در آن شهر بودم.واقعیتی را به چشمان خود دیدم: “بسیاری از هموطنان ما رئیس جمهور خود را دوست دارند و به او اعتقاد و ایمان دارند”

  6. افشین می‌گه:

    به سیاوش:
    احمدی نژاد منتخب مردم ایران نیست . یعنی به همین زودی فراموش کردید او با تقلب گسترده به این جا رسیده ؟ نامه سرگشاده مهدی کروبی در خرداد ۸۴ و اظهارات رفسنجانی را دو باره بخوانید.

    هادی: بر سر درج یک مطلب در یک وبلاگ بی‌اهمیت، نباید بیش از حدی گرد و خاک راه‌انداخت. در ضمن تقلب اتهام بزرگی است که باید در دادگاه اثبات شود.

  7. افشین می‌گه:

    وبلاگ بی اهمیت دیگر چه جور وبلاگی است؟
    آدمی زاد وقتی حرفی می زند یک نفر مخاطب اوست و هنگامی که در اینترنت چیزی می نویسد
    ده یا پنجاه یا صد نفر یا خیلی بیشتر مخاطب دارد و کثرت یا قلت این تعداد دلیل نمی شود
    که حرف نا مربوط بنویسد. ضمنا این کثرت و قلت اهمیت وبلاگ را کم و زیاد نمیکند.
    تصور کنید در ویترین مغازه ای بهترین کریستال دنیا را که ساخت بوهمیا ی جمهوری چک
    و گران قیمت است کنار ده ها جنس دیگر گذاشته اند. روز ها می گذرد و صد ها مشتری
    می ایند و می روند و سر انجام تنها ” یکی ” از آن ها جنس مرغوب را می خرد.
    حالا از اهمیت این کالای کم مشتری چیزی کم شده است؟
    ————————-
    در مورد تقلب و دادگاه هم چیزی نمی نویسم تا محافظه کاری حساب شده صاحب وبلاگ
    را خدشه دار نسازم.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License