<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: قطعنامه‌دان</title>
	<atom:link href="http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 12:38:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: افشین</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/comment-page-1#comment-1058</link>
		<dc:creator>افشین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1150#comment-1058</guid>
		<description>وبلاگ بی اهمیت دیگر چه جور وبلاگی است؟
آدمی زاد وقتی حرفی می زند یک نفر مخاطب اوست و هنگامی که در اینترنت چیزی می نویسد
ده یا پنجاه یا صد نفر یا خیلی بیشتر مخاطب دارد و کثرت یا قلت این تعداد دلیل نمی شود 
که حرف نا مربوط بنویسد. ضمنا این کثرت و قلت اهمیت وبلاگ را کم و زیاد نمیکند.
تصور کنید در ویترین مغازه ای بهترین کریستال دنیا را که ساخت بوهمیا ی جمهوری چک
 و گران قیمت است کنار ده ها جنس دیگر گذاشته اند. روز ها می گذرد و صد ها مشتری
 می ایند و می روند و سر انجام تنها &quot; یکی &quot; از آن ها جنس مرغوب را می خرد.
حالا از اهمیت این کالای کم مشتری چیزی کم شده است؟
-------------------------
در مورد تقلب و دادگاه هم چیزی نمی نویسم تا محافظه کاری حساب شده صاحب وبلاگ
را خدشه دار نسازم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وبلاگ بی اهمیت دیگر چه جور وبلاگی است؟<br />
آدمی زاد وقتی حرفی می زند یک نفر مخاطب اوست و هنگامی که در اینترنت چیزی می نویسد<br />
ده یا پنجاه یا صد نفر یا خیلی بیشتر مخاطب دارد و کثرت یا قلت این تعداد دلیل نمی شود<br />
که حرف نا مربوط بنویسد. ضمنا این کثرت و قلت اهمیت وبلاگ را کم و زیاد نمیکند.<br />
تصور کنید در ویترین مغازه ای بهترین کریستال دنیا را که ساخت بوهمیا ی جمهوری چک<br />
 و گران قیمت است کنار ده ها جنس دیگر گذاشته اند. روز ها می گذرد و صد ها مشتری<br />
 می ایند و می روند و سر انجام تنها &#8221; یکی &#8221; از آن ها جنس مرغوب را می خرد.<br />
حالا از اهمیت این کالای کم مشتری چیزی کم شده است؟<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
در مورد تقلب و دادگاه هم چیزی نمی نویسم تا محافظه کاری حساب شده صاحب وبلاگ<br />
را خدشه دار نسازم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: افشین</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/comment-page-1#comment-1056</link>
		<dc:creator>افشین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1150#comment-1056</guid>
		<description>به سیاوش: 
احمدی نژاد منتخب مردم ایران نیست . یعنی به همین زودی فراموش کردید او با تقلب گسترده به این جا رسیده ؟ نامه  سرگشاده مهدی کروبی در خرداد 84 و اظهارات رفسنجانی را دو باره بخوانید.

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; بر سر درج یک مطلب در یک وبلاگ بی‌اهمیت، نباید بیش از حدی گرد و خاک راه‌انداخت. در ضمن تقلب اتهام بزرگی است که باید در دادگاه اثبات شود. </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به سیاوش:<br />
احمدی نژاد منتخب مردم ایران نیست . یعنی به همین زودی فراموش کردید او با تقلب گسترده به این جا رسیده ؟ نامه  سرگشاده مهدی کروبی در خرداد ۸۴ و اظهارات رفسنجانی را دو باره بخوانید.</p>
<p><strong>هادی:</strong> بر سر درج یک مطلب در یک وبلاگ بی‌اهمیت، نباید بیش از حدی گرد و خاک راه‌انداخت. در ضمن تقلب اتهام بزرگی است که باید در دادگاه اثبات شود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیاوش</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/comment-page-1#comment-1052</link>
		<dc:creator>سیاوش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1150#comment-1052</guid>
		<description>اول: از کوزه برون همان تراود که دراوست
دوم: آقای احمدی نژاد منتخب مردم مملکت ما هستند
سوم:اگر قرار باشد رئیس جمهور یک مملکت برآیند آرا و نظرات وعقایدو فرهنگ جامعه ای باشد، انصاف بدهید ایشان از گفتار تا کردار و رفتار و پوشش و ادبیات این چنین نیستند؟

پی افزود: همزمان با سفر دور اول ایشان به بندرعباس در آن شهر بودم.واقعیتی را به چشمان خود دیدم: &quot;بسیاری از هموطنان ما رئیس جمهور خود را دوست دارند و به او اعتقاد و ایمان دارند&quot;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اول: از کوزه برون همان تراود که دراوست<br />
دوم: آقای احمدی نژاد منتخب مردم مملکت ما هستند<br />
سوم:اگر قرار باشد رئیس جمهور یک مملکت برآیند آرا و نظرات وعقایدو فرهنگ جامعه ای باشد، انصاف بدهید ایشان از گفتار تا کردار و رفتار و پوشش و ادبیات این چنین نیستند؟</p>
<p>پی افزود: همزمان با سفر دور اول ایشان به بندرعباس در آن شهر بودم.واقعیتی را به چشمان خود دیدم: &#8220;بسیاری از هموطنان ما رئیس جمهور خود را دوست دارند و به او اعتقاد و ایمان دارند&#8221;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: افشین</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/comment-page-1#comment-1049</link>
		<dc:creator>افشین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1150#comment-1049</guid>
		<description>مقام ریاست جمهوری یا هر مقام دیگری هرگز تقدس و احترام پیشینی و محفوظی ندارد.
احترام آن تا هنگامی است برگزیده مردم باشد و به افکار عمومی احترام بگذارد .

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; با سخن شما مخالفم. شاید زمانی در مورد دلایلم مطلبی نوشتم. خلاصه بگویم که آدم باید اندازه‌اش را بشناسد، بلکه اندازه‌ها را بشناسد. در چند دهه‌ای که بعضی افراد این قوم فکر کرده‌اند که می‌شود دهان باز کرد و در مورد هر کسی و چیزی فحش داد و مرگ خواست و حمله کرد، روز به روز بدبختی‌های‌شان بیشتر شده است. در ضمن صحبت از تقدس نبوده و تفاوت چشمگیری است بین مقدس شماری و احترام گذاری.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مقام ریاست جمهوری یا هر مقام دیگری هرگز تقدس و احترام پیشینی و محفوظی ندارد.<br />
احترام آن تا هنگامی است برگزیده مردم باشد و به افکار عمومی احترام بگذارد .</p>
<p><strong>هادی:</strong> با سخن شما مخالفم. شاید زمانی در مورد دلایلم مطلبی نوشتم. خلاصه بگویم که آدم باید اندازه‌اش را بشناسد، بلکه اندازه‌ها را بشناسد. در چند دهه‌ای که بعضی افراد این قوم فکر کرده‌اند که می‌شود دهان باز کرد و در مورد هر کسی و چیزی فحش داد و مرگ خواست و حمله کرد، روز به روز بدبختی‌های‌شان بیشتر شده است. در ضمن صحبت از تقدس نبوده و تفاوت چشمگیری است بین مقدس شماری و احترام گذاری.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ساسان</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/comment-page-1#comment-1048</link>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1150#comment-1048</guid>
		<description>نمی دونم شما ها چرا انقدر با با احمدی نژاد مخالفید؟ حق شما همون خاتمی بود. بدٍ یک نفر این قدر خوش صحبت هست که می تونه صبح تا شب شما رو به خندونه. حتی بوش هم نتونست تو هشت سال به اندازه سه سال آقای احمدی نژاد مردوم رو بخندونه!
سخت نگیرید حالا که نمیشه کاری کرد حداقل بخندید بعدا ممکنه دیکه از این رئیس جمهورهای با مزه گیرتون نیادا از من گفتن بود دیگه خود دانید!

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; به همهء خواننده‌ها و مخاطب‌های محترم یادآوری می‌کنم که وبلاگ &lt;em&gt;مجازی بودن&lt;/em&gt; به هیچ ترتیب علاقه‌ای به پرداخت به موضوع سیاست روز ندارد. گاه نقل‌هایی مانند این به جهت اهمیت تاریخی‌ای که نگارنده برای آن‌ها قائل است از منابع منتخب متعبر گزیده و منتشر می‌شود. جدا معتقدم که مقام ریاست جمهوری جایگاه و پایگاهی دارد که احترام آن در هر حالی واجب است، بنابر این درج سخن ریاست جمهوری (هر که می‌خواهد، باشد) به جهت استهزاء و تمسخر نیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی دونم شما ها چرا انقدر با با احمدی نژاد مخالفید؟ حق شما همون خاتمی بود. بدٍ یک نفر این قدر خوش صحبت هست که می تونه صبح تا شب شما رو به خندونه. حتی بوش هم نتونست تو هشت سال به اندازه سه سال آقای احمدی نژاد مردوم رو بخندونه!<br />
سخت نگیرید حالا که نمیشه کاری کرد حداقل بخندید بعدا ممکنه دیکه از این رئیس جمهورهای با مزه گیرتون نیادا از من گفتن بود دیگه خود دانید!</p>
<p><strong>هادی:</strong> به همهء خواننده‌ها و مخاطب‌های محترم یادآوری می‌کنم که وبلاگ <em>مجازی بودن</em> به هیچ ترتیب علاقه‌ای به پرداخت به موضوع سیاست روز ندارد. گاه نقل‌هایی مانند این به جهت اهمیت تاریخی‌ای که نگارنده برای آن‌ها قائل است از منابع منتخب متعبر گزیده و منتشر می‌شود. جدا معتقدم که مقام ریاست جمهوری جایگاه و پایگاهی دارد که احترام آن در هر حالی واجب است، بنابر این درج سخن ریاست جمهوری (هر که می‌خواهد، باشد) به جهت استهزاء و تمسخر نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مون</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/comment-page-1#comment-1047</link>
		<dc:creator>مون</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1150#comment-1047</guid>
		<description>قطع نامه دان واقعن !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قطع نامه دان واقعن !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهره</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1150/comment-page-1#comment-1046</link>
		<dc:creator>زهره</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1150#comment-1046</guid>
		<description>چی بگم؟ بخندم؟ عصبانی بشم؟ گریه کنم؟ .... غصه می خورم. تنها کاری که از دستم بر میاد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چی بگم؟ بخندم؟ عصبانی بشم؟ گریه کنم؟ &#8230;. غصه می خورم. تنها کاری که از دستم بر میاد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

