خنده دارد؟

نوشته شده توسط , ۱۷ آذر ۱۳۸۷

گاه قطعه فیلم‌های کوتاه مستندگونه‌ای در شبکه‌های تلویزیونی نشان می‌دهند که در آن‌ها صحنه‌هایی از قبیل زمین‌خوردن، خرابکاری کردن، خجل‌شدن و…  بزرگ‌سالان و کودکان در زندگی واقعی روزمره نمایش داده می‌شود. ظاهرا این فیلم‌ها تصادفا توسط اشخاص غیر حرفه‌ای گرفته شده‌اند و سپس به نوعی به دست برنامه‌سازهای حرفه‌ای افتاده‌اند. در حین آماده‌سازی برای پخش روی صحنه‌های اتفاق صدای خنده هم گذاشته می‌شود تا بینندگان بدانند که الزاما در این وقت باید قهقهه زد.

من که عقلم نمی‌رسد چرا زمانی که بر سر بزرگسال، کودک یا حتی حیوان بلایی می‌آید، باید خندید و تفریح کرد.

۹ دیدگاه در “خنده دارد؟”

  1. ترگل بهرامی می‌گه:

    گاهی دیده ام که مثلا وقتی کودکی زمین می خورد، بزرگ ترهایش برای گرفتن زهر قضیه و این که بچه مساله را جدی نگیرد یا بتواند خیلی سریع از کنار ماجرا بگذرد، او رابلند می کنند و با خنده می گویند که چیزی نیست یا عیبی ندارد.ولی این که این جور چیزها – زمین‌خوردن، خرابکاری کردن، خجل‌شدن و… – تبدیل به سوژه ای برای نمایش و خنده شود احتمالاً حکمتی دارد کاملاً بی ارتباط به این یکی،حکمتی که گمان نکنم چندان هم حکیمانه باشد!

  2. امیر می‌گه:

    آخ واقعاً… بعضی از این فیلم ها واقعاً بیشتر از انکه خنده دار باشند، دردناک‌اند.

  3. افشین می‌گه:

    بلاهای این فیلم ها را نباید جدی گرفت و خنده دار بودن آن ها را هم استمرار نمایش و استقبال مردم اثبات کرده است.
    این فیلم ها را شبکه های تلوزیونی با قیمت های خوب از صاحبان آن ها می خرند و تماشای انها اغلب موجب خنده ساده و معصومانه آدم های متوسط میشود و از این خنده به هیچ کس آسیبی نمی رسد. در این خندیدن چه ایرادی هست؟
    ضمنا خلق کمدی از حرکات و رفتار ناشیانه انسان ها — در قیاس با کمدی های جنسی و کثیف–از سالم ترین و شریف ترین انواع کمدی است و اگر قرار باشد آن را نامربوط بدانیم باید بخش های عمده ای از شاه کارهای نوابغی چون چاپلین , برادران مارکس و هارولد لوید را بی ارزش تلقی کنیم.

  4. شروین می‌گه:

    به افشین: آن نوع از کمدی که شما می‌گویید و اسمش Slapstick است مبتنی بر بازی کردن چنان نقش‌هایی مثل زمین خوردن، افتادن، و غیره است. اما آن فیلم‌هایی که معمولاً مردم با دوربین خانگی از زمین خوردن کودک یا خرابکاری یک حیوان خانگی می‌گیرند رویدادی واقعی را ثبت می‌کند که حتّی ممکن است به صدمه‌ای جدی منجر شده باشد. در خندیدن به هیچ چیز ایرادی نیست…چون که این مسئله‌ای شخصی و نسبی است؛ ممکن است کسی دوست داشته باشد به فرآیند مجازات اعدام و تیرباران و اینها هم بخندد. ولی مسئله این است که باید به تفاوت بین واقعیت و نقش بازی کردن آگاه بود.

    ضمناً، و برای پیشگیری از افتادن از آن طرف بام، باید عرض کنم که به صرف اینکه کمدی‌ای جنسی باشد کثیف نیست…

  5. افشین می‌گه:

    به شروین:
    فرموده اید
    اسم آن نوع کمدی اسلپ استیک است-فیلم های خانوادگی رویدادی واقعی را ثبت می کند-هر کمدی جنسی کثیف نیست.
    اطمینان دارید که این یادداشت را خطاب به من نوشته اید؟؟؟!
    مگر من گفته ام اسلپ استیک چیست یا نمی فهمم فیلم خانگی واقعی است یا هر نوع شوخی با مساله جنسیت کثیف است؟؟ یک بار دیگر بخوانید: نوشته ام “جنسی و کثیف “. یعنی دو صفت برای ان برشمرده ام.
    مدعای من در این یادداشت این است که ” خندیدن به خطاهای بشری و یا بد شانسی های او در فیلم های خانوادگی هیچ اسیب و زیانی و خطر اخلاقی برای هیچ کس ندارد بسیاری از شاهکاهای تاریخ سینمای کمدی پر از این صحنه هاست”
    به دلیل فضل فروشی مجبورم شما بگویم که بعد از بیست سال خواندن ماهنامه فیلم معنای اسلپ استیک را هم می دانم.
    اگر به نظریات آنری برگسون و ارسطو در باب خنده و کمدی مراجعه کنید میبینید که از نظر این بزرگان نیز کمدی یعنی خندیدن به کاستی ها و حماقت های بشر و رفتار او.

  6. شروین می‌گه:

    به افشین: باز هم مورد را نگرفتید…بعد از بیست سال مجله فیلم خواندن باید فرق مستند و داستانی را فهمیده باشید دیگر. اگر عادت دارید به بدبیاری یا صدمه دیدن فیزیکی کسی در یک فیلم مستند بخندید، بعید نیست هوس کنید در برابر زمین خوردن کسی در خیابان هم چنین کنید. آنوقت ممکن است دیگر برگسون و ارسطو نتوانند به کمکتان بیایند، چون اصولاً ممکن است طرف مقابل علاقه‌ای به بحث‌های فضل‌فروشانه – از جنس آن‌هایی که بنده کرده‌ام و نه البته شما – نداشته باشد.

  7. افشین می‌گه:

    به شروین:
    این که من هوس کنم به چیزی بخندم یا نه ربطی به مدعای من ندارد. مدعای من همان است که در علامت نقل قول نوشته ام و شما دلیلی علیه ان ارایه نکرده اید.
    هر چه بیشتر می نویسید نادانی و متظاهر بودن خود را آشکار تر می کنید. چون در نوشتن ادب و انصاف را رعایت نمی کنید مایل نیستم این بحث را ادامه دهم.

    هادی: از افشین (که سابقهء دوستی‌مان چیزی نزدیک به بیست و پنج سال است) خواهش می‌کنم که حرمت فضای این وبلاگ را همچنان حفظ و در مسیر بهتر و بیشتر فهمیدن، دشواری گفت‌وگو و بحث متین را بر خود هموار کند. شروین نه بی‌ادبی کرده و نه بی‌انصافی بلکه احتمالا نظرش با شما یکی نیست، به نظرتان اختلاف نظر چنین واکنشی می‌طلبد؟ به عنوان نمونه‌ء بحث‌های تند اما با رعایت اصولی که مطابق با طبع مجازی بودن است خوب است بحث من و سرکار خانم زهره و نظرات خوانندگان پیرامون آن را به یاد بیاورید.

  8. شروین می‌گه:

    به افشین: ادب و انصاف مسلما در این نیست که اول بنده را فضل‌فروش و بعد نادان و متظاهر و بی‌ادب می‌خوانید. قبل از نوشتن نظر اولی بر نظر شما، هیچ ایده‌ای در مورد روش نظر دادن شما نداشتم. بعد از آن که جواب دادید رفتم و تقریباً تمام نظراتی را که داده بودید روی مجازی بودن، خواندم. و فکر می‌کنم اگر رفتارتان غیر از این می‌بود جای تعجب بود.

    بگذریم…همانطور که هادی گفته نظر من با شما یکی نیست و اعتقاد دارم که خنده مثلاً به اسلپ‌استیک هارولد لوید با خندیدن به آن بچه‌ای که از روی سه‌چرخه زمین می‌خورد یکی نیست. در شادی کردن برای مورد دومی چیزی بیمارگونه می‌بینم. و واقعاً فکر می‌کنم اگر آن اتفاق برای بچه یا دوست خودتان بیافتد بهش نخواهید خندید. یا مثلاً اگر در خیابان چنین اتفاقی بیافتد، خندیدن به آن با ادب سازگار نیست. خندیدن به یک غریبه که حماقتی می‌کند در جهان واقعی و به طور اتفاقی آن حماقت یا حادثه – به قول خودمانی «سوتی» – روی ویدئو ضبط شده است، خندیدن به واقعیتی است که فرق دارد با کمدی. اگر فرقی نمی‌بینید، توضیح دهید.

    ضمنا، برای من چنین بحث‌هایی لذت‌بخش نیست. ولی الزامی شخصی در موردش وجود دارد که اهمیّت سلامت فضای این وبلاگ و رفتارهای قبلی شما آن را به وجود می‌آورد. همیشه نمی‌شود نیش را زد و قصر دررفت.

    به هادی: خواهش می‌کنم اگر بی‌ادبی از بنده دیدید – در این نظر، نظرهای قبلی، و نظرهای بعدی – بلافاصله و بدون هیچگونه چشم‌پوشی قلع و قمع نمایید.

  9. مصطفا می‌گه:

    به افشین:

    این وضع بحث نیست که تا یکی مخالفت جدی با شما کرد شلوغ‌ش کنید و حرف‌های ناسزا به‌ش بزنید. چه طور آدم می‌تواند به این سرعت کسی را آن قدر خوب بشناسد که به خودش اجازه بدهد بدون هیچ ملاحظه‌ای صفات نادانی و بی‌انصافی و بی‌ادبی و تظاهر و فضل‌فروشی را به او نسبت بدهد؟ وقتی اولین کارتان تو بحث قضاوت کردن در مورد شخصیت طرف مقابل است و این همه حرف نامربوط قاطی بحث می‌کنید چه طور می‌شود به نتیجه‌ی درست و درمانی رسید؟ حالا من فکر می‌کنم اگر طرف‌تان هم به شیوه‌ی شما عمل می‌کرد کار به کجا می‌کشید.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License