<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: سعی صحیح</title>
	<atom:link href="http://blog.hadisabbagh.com/archives/1239/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1239</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 12:38:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: قنوات</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1239/comment-page-1#comment-1155</link>
		<dc:creator>قنوات</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1239#comment-1155</guid>
		<description>سلام. وقت کردی سری هم به « تاریخچه» بزن. خواسته ام خوب باشم. خوشحال می شوم که نظرتت را برایم بفرستی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. وقت کردی سری هم به « تاریخچه» بزن. خواسته ام خوب باشم. خوشحال می شوم که نظرتت را برایم بفرستی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مون</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1239/comment-page-1#comment-1154</link>
		<dc:creator>مون</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1239#comment-1154</guid>
		<description>من متوجه شدم که بد فهمیدم و جمله را تعبیر درست و به جایی نکردم . باید بیشتر دقت می کردم . کامنت مصطفا منو متوجه کرد .
شرمنده شدم واقعن چون چیزهایی نوشتم که هیچ ربطی به حرف پل رند نداشت .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من متوجه شدم که بد فهمیدم و جمله را تعبیر درست و به جایی نکردم . باید بیشتر دقت می کردم . کامنت مصطفا منو متوجه کرد .<br />
شرمنده شدم واقعن چون چیزهایی نوشتم که هیچ ربطی به حرف پل رند نداشت .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مصطفا</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1239/comment-page-1#comment-1152</link>
		<dc:creator>مصطفا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1239#comment-1152</guid>
		<description>یادم می‌آید یک بار که با هم صحبت می‌کردیم، آخر بحثی تو گفتی نتیجه‌اش می‌شود آدم خرفتی که احساس حکمت می‌کند، و من گفتم اصلن فقط آدم‌های خرفت احساس حکمت می‌کنند! حکما روح‌شان هم از این احساس عجیب خبر ندارد!

بدعت هم همین طور است. بعید است کسی تصمیم بگیرد که نوآوری کند و واقعن هم نوآوری کند، اما خیلی از کسانی که به نظر ما نوآور بوده‌اند هرگز قبل از کار چنین تصمیمی نداشته‌اند؛ بلکه فقط کار خودشان را می‌کرده‌اند، و به قول پل رند می‌خواسته‌اند کار خودشان را خوب بکنند.

موضوع و حرف مهمی است، و هر کسی می‌تواند با فکر کردن در موردش به خودش کمک‌های بزرگی بکند!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یادم می‌آید یک بار که با هم صحبت می‌کردیم، آخر بحثی تو گفتی نتیجه‌اش می‌شود آدم خرفتی که احساس حکمت می‌کند، و من گفتم اصلن فقط آدم‌های خرفت احساس حکمت می‌کنند! حکما روح‌شان هم از این احساس عجیب خبر ندارد!</p>
<p>بدعت هم همین طور است. بعید است کسی تصمیم بگیرد که نوآوری کند و واقعن هم نوآوری کند، اما خیلی از کسانی که به نظر ما نوآور بوده‌اند هرگز قبل از کار چنین تصمیمی نداشته‌اند؛ بلکه فقط کار خودشان را می‌کرده‌اند، و به قول پل رند می‌خواسته‌اند کار خودشان را خوب بکنند.</p>
<p>موضوع و حرف مهمی است، و هر کسی می‌تواند با فکر کردن در موردش به خودش کمک‌های بزرگی بکند!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مون</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1239/comment-page-1#comment-1151</link>
		<dc:creator>مون</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1239#comment-1151</guid>
		<description>همیشه کسانی که سعی دارند متفاوت و بدیع باشند  چیز هجوی از آب در می آیند ؛شاید چون چنین سعی ای مستلزم این است که آدم بخواهد خودش نباشد . و اگر نیاز به سعی هست قطعن باید دانست که چیزی ست که به هیچ زحمتی با آدم عجین نمی شود و همیشه یه جوری توی ذوق می زند. 
من گاهی خیلی سعی می کنم خوب باشم و نمی شود .همین الان به نتیجه ی تلخی رسیدم که شاید خوب بودن هم مقدار زیادی سرشتی ست .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همیشه کسانی که سعی دارند متفاوت و بدیع باشند  چیز هجوی از آب در می آیند ؛شاید چون چنین سعی ای مستلزم این است که آدم بخواهد خودش نباشد . و اگر نیاز به سعی هست قطعن باید دانست که چیزی ست که به هیچ زحمتی با آدم عجین نمی شود و همیشه یه جوری توی ذوق می زند.<br />
من گاهی خیلی سعی می کنم خوب باشم و نمی شود .همین الان به نتیجه ی تلخی رسیدم که شاید خوب بودن هم مقدار زیادی سرشتی ست .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

