سنگک، نان مشقت

بیتردید سنگک از بهترین نانهایی است که دیده و خوردهام. هر زمانی به سنگکپزی میروم نگران و شرمگین میشوم. نگران از اینکه مبادا نان سنگک رفتهرفته منقرض شود و شرمگین از قیمت ناچیزی که بر نان پر زحمت سنگک گذاشتهاند. دویست تومان حتی پول دستمزد ساختن و پختن چنین نانی نیست. گرچه شنیدهام که بعضی از نانواییهای شمال شهر تهران که از آرد بدون یارانه استفاده میکنند، این نان را به قیمت دوهزار تومان عرضه میکنند. اگر نان خوبی عرضه میکنند، نوش جانشان.
مخالفان محترم گرانی سنگک باید یک پاروی سهچهار متری را از ساعت پنج صبح به دست بگیرند و در مقابل چند تن سنگ گداخته ساعتها بایستند تا چرایی سخن من بر ایشان روشن شود. ممکن است کسانی معترض شوند که «خب مردم چه گناهی کردهاند؟». مردم عزیز هیچ گناهی نکردهاند، اما دلیلی ندارد که سنگک نان هر روز و هر مناسبت باشد (و گاهی قسمت عمدهاش به سطل آشغال روانه شود). همانطوری که دلیل ندارد که همه مرسدس بنز سوار شوند. سنگک الحق مرسدس بنز نانهای ایرانی است، آن را پیش از مصرف باید روی چشم گذاشت.
متاسفم که شنیدهام که اعتیاد میان شاطرهای سنگکی رایج است، اما متعجب نیستم. تحمل این همه مشقت را از عهده اکثر انسان خارج است. امیدوارم روشهای امروزیای ابداع شود که بدون نابود کردن ماهیت و خواص سنگک عزیز، بار گران سنگکپزی را سبکتر کنند.


ما همیشه سنگک را تا آخرین خشخاشش با ولع میخوریم. از بس دوستش داریم.
من دوستی دارم که همیشه موقع خرید هر نان سنگک به فروشندهها ۲-۳ هزار تومان پول میدهد.