الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل

چطور چنین با شکوه با پای برهنه در خرابه نشستهای؟ چطور گردنت را چنین محکم و راست نگه داشتهای؟ چطور این قدر بزرگ و این قدر داغدار به نظر میرسی؟ تو از نخل پشت سرت ریشهی عمیقتری در این زمین داری. زمینی که شاید در تمام عمرت شاهد خون ریختن در آن بودهای.
وعدهء الهی حق است: دیر یا زود همه باید پاسخگو باشند. بدون باور به این مفهوم نمیتوان صبر و طاقتی چنین داشت.


بدون باور به این مفهوم نمی توان صبر و طاقتی چنین داشت، ولی چطور در میان سرزمینی ویران و خونین می توان به چنین باوری وفادار ماند…و این استقامت آدم را تکان می دهد.
هیچ تمدنی با زور و جور باقی نمی ماند. مخصوصا تمدن التقاطی یهود. در طول تاریخ مرض داشته اند. همیشه اذیت کرده اند و عذاب داده اند و رنجانده اند. حالا هم آن کشتار اواسط قرن بیستم را پیراهن عثمان کرده اند تا بدان واسطه بدتر از آنرا سر دیگران بیاورند. اما این نظم همیشگی نخواهد بود.
این عکس تاثیر گذارترین عکسی است که تا امروز از فلسطینیان و غزه دیده ام. امیدوارم که روزی کودکان این سرزمین هم بتوانند شاد و خندان و بدون ترس از گلوله و ترکش در خیابان ها به بازی بپردازند.
هادی جان ، شما را بخدا ، اینجا را تبدیل به محل تبلیغلت رسانه ملی ! نکنید . به اندازه کافی صدا و سیما ، اوقاتمان را پر کرده اند با دیدن این مصیبتها که بر باعث و بانی اش لعنت که زندگی این بندگان خدا را به فلاکت کشانده
[...] پی نوشت اضافه شدنانه: ببینید دید بودن و مجازی بودن را ——-> + [...]
چه قدر این عکس و این نوشته تاثیرگذار است واقعن .. خیلی زیبا نوشتید .