۱۳۸۸ و اقتصاد ۳

نوشته شده توسط , ۱۷ بهمن ۱۳۸۷

گمان می‌کنم که ایران در آستانهء یک تغییر و تحول مهم و بزرگ اقتصادی است. کسادی‌ای که اکنون در بیش‌تر بازارها مشاهده می‌شود و اکثر صاحبان مشاغل آزاد از آن می‌نالند، یک پدیدهء موقت نیست، بلکه هشدار پیش از حادثه است. زمزمه‌هایی مثل تصمیم دولت برای واقعی‌کردن قیمت انرژی و پرداخت یارانهء نقدی به قشر کم‌ درآمد، به وضوح نشان می‌دهد که تصمیم‌گیرندگان حکومتی به این نتیجه رسیده‌اند که نظام اقتصادی ایران آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. ارزان‌بودن تعجب‌آور اقلام مهمی چون برق، نفت، گاز، آرد گندم، آب و ارزهای خارجی در ایران کاملا مصنوعی است. این ارزانی متاسفانه سبب شده که اسراف و تبذیر در فرهنگ ایرانی معاصر رشد عجیبی کند و ثروت ملی مثل برف در برابر آفتاب از بین برود.

گاه دیده می‌شود که بعضی از ساده‌دلانی که به کشورهای خارجی سفر می‌کنند از ارزانی نسبی یا برابری بخشی از مخارج زندگی در فلان کشور غربی در مقایسه با زندگی مرکزنشینی ایران تعریف می‌کنند (البته این‌ها معمولا چیزی از قیمت انواع انرژی و درصد انواع مالیات چیزی نمی‌گویند – شاید چون حضور کوتاه مدت مسافری فرصت تامل در چنین چیزهایی را نمی‌دهد). این افراد توجه ندارند که اگر قیمت ارز واقعی شود دیگر چنین معادله‌ای برجا نخواهد ماند. اگر قیمت نفت در سال آینده همچنان پایین بماند دولت مجبور می‌شود که روی درآمدهای مالیاتی حساب جدیدی باز کند، بنابر این سخت‌گیری مالیاتی احتمالا بیش‌تر خواهد شد و دیگر افراد بی‌مسوولیت به راحتی نخواهند توانست با پرداخت نامشروع، رقم مالیاتی‌شان را چند برابر کم‌تر کنند. شرکت‌های دولتی زیادی که سال‌ها به ضرب ترزیق پول‌های کلان سرپا بودند، فرو خواهند ریخت. حرص و طمع باعث می‌شود کسانی که به تن‌آسایی و پول آسان خو کرده‌اند، رو به روش‌های ناسالم درآمدسازی بیاورند و بحران اطمینان پدید خواهد آمد… از طرفی دیگر کنترل قیمت ارز از دست دولت خارج می‌شود و ناگهان قیمت ارز به شدت افزایش خواهد یافت و باقی‌ماندهء ذخیرهء ارزی به سرعت خرج خواهد شد. در چنین اوضاعی طبیعی است که کسی مایل به سرمایه‌گذاری نباشد و تورم سرسام‌آور شود.

این پیش‌بینی‌های (کارشناسی‌نشده) خوشایند نیست، اما محتمل است. متاسفانه بحران اقتصادی ممکن است مثل توفانی سهمگین زندگی مردم را زیر و رو و کند و همان‌طوری که در بخش‌ پیشین این مطلب آمد، عوارض اجتماعی و فرهنگی نامطلوبی بر جامعه حاکم کند. اما گمان می‌کنم کسانی که با آمادگی نسبی و سخت‌کوشی با بحران روبه‌رو شوند، کم‌تر آسیب ببینند. کارهایی مثل پس‌انداز نقدی و جنسی فایدهء چندانی ندارد، چون در بحران‌های شدید اقتصادی ممکن است که ناگهان ارزش پول به قدری سقوط کند که پس‌انداز شش ماه فقط کفاف چند هفته زندگی دهد. ذخایر جنسی هم دیر یا زود تمام می‌شود و اصلا همه چیز را که نمی‌توان ذخیره کرد. امید، کار زیاد، توقع کم، افزودن به مهارت‌های حرفه‌ای، آمادگی برای دورهء ریاضت، قصد سازندگی و بازسازی، صرف‌نظر کردن از روش‌های ناکارآمد قدیمی و فهم وارد شدن به عصر جدید سلاح‌هایی هستند که در بحران معیشت بسیار به کار می‌آیند. قضیه را خیلی جدی بگیرید، حتی اگر مثل من هیچ درک نظری محکمی از اقتصاد ندارید مهم نیست، مهم این است که آمادهء تغییرات شوید، بلکه حتی به پیشواز آن بروید.

قسمت‌های دیگر

یک دیدگاه در “۱۳۸۸ و اقتصاد ۳”

  1. مون می‌گه:

    ممکنه بگید منظورتون از بحران اطمینان چیه ؟ ممنون می شم اگه در موردش توضیح بدین چون من متوجه نشدم .

    هادی: منظورم از این کلمهء من درآوردی این بوده که اطمینان مالی بین طرفین معاملات کوچک و بزرگ سست خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License