<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: ۷+۱</title>
	<atom:link href="http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Wed, 10 Mar 2010 16:09:49 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: بودن و مجازی‌بودن &#187; در حالی که گیتارم به نرمی می‌گرید</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-2748</link>
		<dc:creator>بودن و مجازی‌بودن &#187; در حالی که گیتارم به نرمی می‌گرید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-2748</guid>
		<description>[...] مصمم به قطع این وبلاگ شده بودم، پس از این تصمیم مدام یاد دریغ‌های مرتبط می‌افتادم: [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] مصمم به قطع این وبلاگ شده بودم، پس از این تصمیم مدام یاد دریغ‌های مرتبط می‌افتادم: [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شیرین</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1551</link>
		<dc:creator>شیرین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1551</guid>
		<description>عجب! گاهی چه زود دیر می شه...نه؟!! من تازه امروز با وبلاگ شما آشنا شدم.

&lt;strong&gt;هادی: &lt;/strong&gt;دیر نشده که خانم، خوش آمدید. :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عجب! گاهی چه زود دیر می شه&#8230;نه؟!! من تازه امروز با وبلاگ شما آشنا شدم.</p>
<p><strong>هادی: </strong>دیر نشده که خانم، خوش آمدید. <img src='http://hadisabbagh.com/myblog/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جواد</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1466</link>
		<dc:creator>جواد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1466</guid>
		<description>من هم راستش وقتی فکر می‌کنم که یکی از با اخلاق‌ترین دوستامو و از نکته‌سنج‌ترین ها را دیگه نمی‌شنوم و نمی‌خوانم دچار دلتنگی می‌شوم.
آدم‌هایی که نگران روابط انسانی و دارای شاخک‌های حساسی هستند خیلی کمند و به سختی می‌شه یافتشون پس تا زنده‌ای و تا نفس می‌کشی اش و دست بر ندار از حضورت و رفاقتت. 
امیدوارم تجدید نظر کنی هادی جان.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم راستش وقتی فکر می‌کنم که یکی از با اخلاق‌ترین دوستامو و از نکته‌سنج‌ترین ها را دیگه نمی‌شنوم و نمی‌خوانم دچار دلتنگی می‌شوم.<br />
آدم‌هایی که نگران روابط انسانی و دارای شاخک‌های حساسی هستند خیلی کمند و به سختی می‌شه یافتشون پس تا زنده‌ای و تا نفس می‌کشی اش و دست بر ندار از حضورت و رفاقتت.<br />
امیدوارم تجدید نظر کنی هادی جان.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سهیلا</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1448</link>
		<dc:creator>سهیلا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1448</guid>
		<description>متاسفم... همین. می‌دونم وقتی تصمیمی می‌گیری حسابی منطقی و فکر شده اس برای همین نمی‌گم که ای کاش بنویسی و هی بخوام راه حل ارائه بدم... تصمیم گرفتی دیگه چه کارت میشه کرد؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>متاسفم&#8230; همین. می‌دونم وقتی تصمیمی می‌گیری حسابی منطقی و فکر شده اس برای همین نمی‌گم که ای کاش بنویسی و هی بخوام راه حل ارائه بدم&#8230; تصمیم گرفتی دیگه چه کارت میشه کرد؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیاوش</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1444</link>
		<dc:creator>سیاوش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1444</guid>
		<description>من چندان با دوستانی که احساس حسرت و اندوه افسردگی شان را ابلاغ کرده اند موافق نیستم.همه از عادت نوشته اند.به نبود چیزی هم درست مانند بودنش عادت می کنیم.ضمن کمال تشکر و ابراز مراتب امتنان و قدردانی بخاطر تلاش نگارنده ی &quot;مجازی بودن&quot;در طول این مدت، تبریک صمیمانه من را به عنوان یکی از خوانندگان این وبلاگ که از آن آموخته های بسیار دارم، برای تصمیمی که گرفته اید بپذیرید.پایدار و عاقبت به خیر باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من چندان با دوستانی که احساس حسرت و اندوه افسردگی شان را ابلاغ کرده اند موافق نیستم.همه از عادت نوشته اند.به نبود چیزی هم درست مانند بودنش عادت می کنیم.ضمن کمال تشکر و ابراز مراتب امتنان و قدردانی بخاطر تلاش نگارنده ی &#8220;مجازی بودن&#8221;در طول این مدت، تبریک صمیمانه من را به عنوان یکی از خوانندگان این وبلاگ که از آن آموخته های بسیار دارم، برای تصمیمی که گرفته اید بپذیرید.پایدار و عاقبت به خیر باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1442</link>
		<dc:creator>امیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1442</guid>
		<description>خبر خوبی نبود هادی جان. رک بگم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی ناراحت شدم.عادت کرده بودیم به هر روز اومدن به اینجا. به هر حال حس می‌کنم برای تصمیمت دلایل کافی و مهمی داشته باشی و به ما خیلی هم مربوط نمی‌شه تو مسائل خصوصی و تصمیم های شخصی دیگران (حتا دوستامون) دخالت کنیم. فقط ای کاش این امید باقی می‌موند که شاید روزی روزگاری دوباره بتونیم مجازی بودن رو دنبال کنیم. فقط یک امید برامون کافی بود.... موفق باشی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خبر خوبی نبود هادی جان. رک بگم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی ناراحت شدم.عادت کرده بودیم به هر روز اومدن به اینجا. به هر حال حس می‌کنم برای تصمیمت دلایل کافی و مهمی داشته باشی و به ما خیلی هم مربوط نمی‌شه تو مسائل خصوصی و تصمیم های شخصی دیگران (حتا دوستامون) دخالت کنیم. فقط ای کاش این امید باقی می‌موند که شاید روزی روزگاری دوباره بتونیم مجازی بودن رو دنبال کنیم. فقط یک امید برامون کافی بود&#8230;. موفق باشی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آرش</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1440</link>
		<dc:creator>آرش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1440</guid>
		<description>این وبگاه یه جورایی برای من مثل کلاس درس می‌مونه، خیلی دوسش دارم و هیچ دلم نمی‌خواد تعطیل بشه مگر اینکه هادی واسه‌ی تعطیل کردنش دلیلی در حد مرگ و زندگی داشته باشه!
امیدوارم هادی در نظرش دچار تجدید بشه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این وبگاه یه جورایی برای من مثل کلاس درس می‌مونه، خیلی دوسش دارم و هیچ دلم نمی‌خواد تعطیل بشه مگر اینکه هادی واسه‌ی تعطیل کردنش دلیلی در حد مرگ و زندگی داشته باشه!<br />
امیدوارم هادی در نظرش دچار تجدید بشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ترگل بهرامی</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1439</link>
		<dc:creator>ترگل بهرامی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1439</guid>
		<description>به طور قطع این تصمیم شما خوشایند ما دوستداران مجازی بودن نیستو باعث تاسف است.اما گمانم درکتان می کنم،واقعا خسته نباشید و ممنون از همه ی آن چه با دقت و حوصله در اختیار خوانندگان مجازی بودن قرار دادید.دلمان تنگ می شود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به طور قطع این تصمیم شما خوشایند ما دوستداران مجازی بودن نیستو باعث تاسف است.اما گمانم درکتان می کنم،واقعا خسته نباشید و ممنون از همه ی آن چه با دقت و حوصله در اختیار خوانندگان مجازی بودن قرار دادید.دلمان تنگ می شود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1438</link>
		<dc:creator>امیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1438</guid>
		<description>زمانی که تصمیم می گیریم از طریقی به ارایه نظرات مان اقدام کنیم و طبیعتن پس از مدتی مخاطبینی نیز پیدا می کنیم - حال کم یا زیاد- در واقع حقی دو جانبه ایجاد کرده ایم. حق مولف و حق مخاطب . اگر قرار است صاحب این وسیله اریباطی آن را تعطیل کند باید دلیلی منطقی به مخاطبینش ارایه کند. چه تفاوتی است بین کسی که از گفتن  بازش دارند و یا کسی که روزه سکوت بگیرد. شاید نویسنده چیزی بنویسد که مورد قبول مخاطب نباشد و مخاطب نظری بگذارد که مولف آن را نپسندد. بدیهی است که حقیقت مخلوطی از این دو است . اگر این کنش ها مسبب این واکنش است منطقی نیست . اگر علت شخصی است باید مخاطب تا حدودی در جریان آن قرار بگیرد. این حق او است. اگر نویسنده کم آورده است - که بعید می دانم در مورد تو صدق کند- ملزم نیست به روز باشد. اگر فکر می کند روالی صحیح نداشته می تواند آن را تصحیح کند. اما به هر حال باید خواننده در جریان امر باشد. او حق دارد چون وقت می گذارد وجه اینترنت می پردازد و نظر می گذارد. مسلم است با تعطیل این بلاگ هیچ اتفاقی نخواهد افتاد جز اینکه نویسنده حق خود و مخاطبش را سلب کرده است . و این ظلمی مضاعف است که گویا معمول شده است .  به هر حال آمدن در این ورطه مبارک بود و حال ترک آن نیز مبارک باشد. صلاح مملکت خویش - گویا- خسروان دانند  گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زمانی که تصمیم می گیریم از طریقی به ارایه نظرات مان اقدام کنیم و طبیعتن پس از مدتی مخاطبینی نیز پیدا می کنیم &#8211; حال کم یا زیاد- در واقع حقی دو جانبه ایجاد کرده ایم. حق مولف و حق مخاطب . اگر قرار است صاحب این وسیله اریباطی آن را تعطیل کند باید دلیلی منطقی به مخاطبینش ارایه کند. چه تفاوتی است بین کسی که از گفتن  بازش دارند و یا کسی که روزه سکوت بگیرد. شاید نویسنده چیزی بنویسد که مورد قبول مخاطب نباشد و مخاطب نظری بگذارد که مولف آن را نپسندد. بدیهی است که حقیقت مخلوطی از این دو است . اگر این کنش ها مسبب این واکنش است منطقی نیست . اگر علت شخصی است باید مخاطب تا حدودی در جریان آن قرار بگیرد. این حق او است. اگر نویسنده کم آورده است &#8211; که بعید می دانم در مورد تو صدق کند- ملزم نیست به روز باشد. اگر فکر می کند روالی صحیح نداشته می تواند آن را تصحیح کند. اما به هر حال باید خواننده در جریان امر باشد. او حق دارد چون وقت می گذارد وجه اینترنت می پردازد و نظر می گذارد. مسلم است با تعطیل این بلاگ هیچ اتفاقی نخواهد افتاد جز اینکه نویسنده حق خود و مخاطبش را سلب کرده است . و این ظلمی مضاعف است که گویا معمول شده است .  به هر حال آمدن در این ورطه مبارک بود و حال ترک آن نیز مبارک باشد. صلاح مملکت خویش &#8211; گویا- خسروان دانند  گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر عباس</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/1475/comment-page-1#comment-1437</link>
		<dc:creator>امیر عباس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=1475#comment-1437</guid>
		<description>هادی عزیز ... لازم میدانم یک خسته نباشید خدمتت عرض کنم امیدوارم این تنها وداعی موقت باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هادی عزیز &#8230; لازم میدانم یک خسته نباشید خدمتت عرض کنم امیدوارم این تنها وداعی موقت باشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
