حتی اگر در چین باشد

نوشته شده توسط , ۸ فروردین ۱۳۸۸

همه می‌دانیم که آمار خواندن ما اندک است، هیچ خجالت آشکاری هم از این بابت نداریم. اما چیزی که کم‌تر به آن توجه داریم آمار ناچیز اشاعه دانسته‌هاست: کلاس‌های رسمی و غیر رسمی به ندرت به کار آموختن و آموزش می‌آید، کار بلدها و داناها نیز در اقلیت مطلقی هستند. اقلیتی که البته به شدت از دانسته‌های خود محافظت می‌کند و با خست آن را در اختیار دیگران می‌گذارد.

از آن‌جایی که در سال‌های اخیر بیشتر دانسته‌های کاری و مهارت‌های حرفه‌ای‌ام را از تماشا و خواندن رسانه‌های آموزشی کسب کرده‌ام، نیک می‌دانم که چه تفاوت بزرگی بین ما و غربی‌ها وجود دارد. آن‌ها با سخاوتی مثال‌زدنی دانسته‌های‌شان در اختیار می‌گذارند. تا جایی که امکاناتی چون تالارهای گفتگوی اینترنتی ابداع کرده‌اند تا آن‌هایی که می‌دانند به آن‌هایی که نمی‌دانند آموزش دهند و راهنمایی برسانند. کاربلدها و استاد کارها کشورها و قاره‌ها را می‌پیمایند و دانسته‌هایشان را اشاعه می‌دهند – چه بسا که از این کار درآمد خوبی نیز داشته باشند. بخل آموزشی ما به درآمد ربط چندانی ندارد، و ظاهرا ریشهء تاریخی نیز دارد. همه جملهء «اهل طلب واقعی پیدا نمی‌شود که منتقل کنم» را شنیده‌ایم، گویندگان این جمله با این بهانه دانسته‌های خود را به گور می‌برده‌اند.

تا زمانی که بخل و تنبلی در کار آموزش باشد، بعید می‌دانم که وضع‌مان به شکل عمیقی بهتر شود.

۲ دیدگاه در “حتی اگر در چین باشد”

  1. افشین می‌گه:

    آنچه مسلم است این است که هرکه بهره حداقلی از دانش دارد این را هم می داند که دانش با یاد دادن به دیگران کم نمی شود. پس به نظر می رسد آن چیزی که مانع سخاوت یک دانشمند در اشاعه دانسته هایش می شود ترس از افزایش دانش دیگران و کاهش نسبی مرتبه علمی او در جامعه است.

    موج آموزشی و انتقال بی دریغ دانش که مدت هاست در غرب به راه افتاده، شاید از نتایج دموکراسی و ارزش یافتن فردیت انسان هاست و رواج این اعتقاد که هر کسی قابلیت های فردی خاص خودش را دارد که در هیچ فرد دیگری نیست. پس بر طبق این اصل، اشاعه یک مفهوم به صورت هرچه عمومی تر باعث عبور آن از فیلتر اندیشه های گوناگون شده، منجر به رشد و بالندگی آن می گردد و طبیعی است که شخص اشاعه دهنده نیز از بازخورد ان بی نصیب نمی ماند.

    در مورد اطلاعات حرفه ای قضیه کمی فرق می کند. در اینجا عامل اصلی، رقابت بر سر درآمد هرچه بیشتر است. حرص و طمع بیش از حد و ذهنیت انحصارگرایانه، چنان جوی در محیط های آموزشی ایجاد کرده است که استاد، دانشجو را به چشم رقیب آینده خود می بیند. جالب است بدانید که این موضوع در اغلب بیمارستان ها و دانشگاه های علوم پزشکی ایران به خصوص در رده های تخصص و فوق تخصص به طور چشمگیری شایع است.

    خست در آموزش دانسته ها محصول ذهن بسته ای است که به طور ناخودآگاه برای خود سقفی تعیین کرده است. کسی که خود مدام در حال کسب دانش و افزایش مهارت هایش باشد، حتی اگر چشم دیدن کسی بالاتر از خود را نداشته باشد ، باز از انتقال دانسته هایش به دیگران ترسی ندارد.

    هادی: نظری بسیار پخته و عالی بود، ممنون.

  2. قنوات می‌گه:

    سلام. با نظر شما موافقم اما من احساس می کنم که در جامعه ما و بخصوص در جامعه علمی ما بسیاری نسبت به آموختن نیز بخل می ورزند. باور کنید من از آنچه در این باره در محیط های دانشگاهی می بینم بسیار ناامید و کلافه ام.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License