بیرون از سیستم و در برابر آن

نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیمٌ
سورهء مبارکه انعام / آیهء هشتاد و سه
یک زن میانسال روستایی که با معیارهای رایج امروزی جذابیت ظاهری ندارد، در برنامهء تلویزیونی کشف استعدادهای انگلستان شرکت میکند. هنگامی که خود را معرفی میکند و از رویایش میگوید، داورها و تماشاگرها روترش میکنند و پوزخندهای تحقیرآمیز میزنند. میگوید که آرزو دارد خواننده مشهوری شود و رفتار مصاحبهکنندگان طوری است که انگار میخواهند بگویند: «این زنک دهاتی دیگر کیست که امروز نصیبمان شده؟». هنگامی که از او میخواهند که آوازی اجرا کند، او شروع به خواندن آواز مشهور من رویایی دیدم، میکند و آب دهان داوران و تماشاگران از حیرت خشک میشود. زن با اعتماد به نفس، یکی از بهترین اجراهایی که تاریخ این برنامه به خود دیده را ارائه میدهد و حاضران از فرط شگفتی و احترام از جا بلند میشوند. این حکایتی است که سوزان بویل چهل و هفت ساله را ظرف چند دقیقه از فرش به عرش برد و میلیونها نفر را تحتتاثیر قرار داد.
اندی وارهول زمانی گفته بود: «به اینکه چه در مورد شما مینویسند، توجه نکنید. فقط مقدار آن را اندازه بگیرید». با مقیاس وارهول، سوزان بویل در انواع رسانهها موفقیت عظیمی کسب کرده است، تا جایی که گوگل در فهرست واژههایی که جستجوشان به سرعت رشد میکند، به نام او رتبهء دوم داده و در بخش اخبار گوگل بیش از دوهزار خبر دربارهء او فهرست شده. اما چه چیزی در اجرای این زن است که بیشتر آدمها را تحتتاثیر قرار میدهد؟ به غیر از این است که او فقط یک ترانهء مشهور خاطرهانگیز را خوب اجرا کرده است؟ این کار آیا اینقدر واکنش برانگیز است؟
***
دنیای امروز معیارها و مقیاسهایی برای سنجش آدمها گذاشته که حتی اگر آنها را به زبان رد کنیم، در اعماق گرفتارشان هستیم. مثلا در کشور خودمان تحصیلات دانشگاهی و مراسم ازدواج معیارهایی دارند که همه در زبان آن را رد میکنند، اما نوبت به خودشان که میرسد رفتار کاملا متفاوتی در پیش میگیرند. برای همین کسانی که خارج از نظام تعریف شدهء پیشرفت، استعدادها یا تواناییهای خاصی از خود بروز میدهند، شگفتی برمیانگیزند. باراک اوبامای سیاه پوست آفریقایی الاصل هنگام مبارزات انتخاباتی، بر بیرون از سیستم حاکم بودن خود تاکید خاصی داشت. حتی هنگام سخنرانی پیروزی خود گفت که کاندیدایی بوده که به کمک اعانههای کوچک مردم شناخته شده و بزرگان صاحب نفوذ واشنگتن در اتاقهای در بسته، در مورد رایآوردنش تصمیمگیری نکردهاند – نقل به مضمون.
سوزان بویل از طرفی علایق مذهبی نیز دارد و از کاتولیکهای کلیسا برو است. از طرفی او به خاطر پرستاری از مادر کهنسال و بیمارش، سالها دست از رویای خوانندهشدن کشیده است. این ایثار در کنار زمینهء مذهبی، حکایتهایی مثل موسی و قصاب را به ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه میآورد. (میگویند که موسی زمانی که خبردار شد در آن دنیا همنشین قصابی است، طالب دیدار آن قصاب شد. هنگامی که او را دید، متوجه شد که قصاب سالهاست که از مادر پیر و عاجزش نگهداری میکند و مادر هر شب در گوش او دعا میکند که خدا تو را با پیامبر محشور کند). خوانندههایی که ستیز شخصی یا مخالفت نظری با مذهب دارند خوب است توجه داشته باشند که بعضی از سرنمونهای مذهبی ممکن است در ناخودآگاه جمعی یک قوم حتی غیر مذهبی، حک شده باشد. آوردن آیه ابتدای متن نیز با توجه به همین ساحت ماجراست. این آیه البته در حکایت حضرت ابراهیم آورده شده و با توجه به شان ایشان، مفسر بزرگی مثل مرحوم علامهء طباطبایی منظور از درجات را درجات علم میدانند – اما تاکید میکنند که «نکره در سیاق ایجاب مهمله است (یعنى نسبت به شمول همه اقسام کمالات و عدم شمول آن ساکت است)». به زبان امروزی یعنی معنی درجات دقیقا احصاء نشده است و میتوان آیه را این طور معنی کرد: خداوند اگر بخواهد، درجات هر کسی را بالا میبرد. (ترجمههای مختلف)
دست آخر اینکه بویل نه تنها دستپروردهء سیستم غالب نیست، بلکه به نوعی در مقابل آن میایستد و در کمال شگفتی از پس قسمتی از آن برمیآید. او با ابروهای برنداشته، لباس املی و رفتار روستایی بر صحنه حاضر میشود و با اجرایش تودهنی محکمی به تمسخرکنندگان خود میزند. ایستادن فرودست در برابر فرادست حداقل از زمان اسپارتاکوس تا حالا کف و هورا در پی داشته است. به همین مصداق کچلی که وزیر بدجنس و متنفذ را بازی میگیرد و سیاهی که درباریان را مسخره میکند، از شخصیتهای آشنای داستانهای قدیمی ما هستند. البته در دنیا امروز سیستم معمولا این ماجراها را هم مصادره به مطلوب میکند، همانطوری که از داستان این زن پیش از این ناشناخته، یک حکایت نمایشی با باردراماتیک ساخته و به دنیا عرضه شد. بویل هم شاید در آینده در سلسله مراتب آن جذب شود و بالطبع به مناسبات آن تن دهد.

بله شاید به قول شما در آینده جذب سلسله مراتب شود که ای کاش نشود و اگر نشود معلوم می شود که نیروی این زن برای ایستادگی چقدر بوده.فکر می کنم چیزی که انسان را در هر دوره ای تحت تاثیر قرار داده است عزت نفسی ست که موجب می شود به قول شما یک فرودست در مقابل فرادست بایستد. به نظرم این لحظه ی درخشش آن چیزی ست که خداوند در وجود همه ی انسان ها به ودیعه گذاشته، آن چیزی انسان را تجلی کامل احسن الخالقین می کند.چه چیزی بیشتر از اعتماد به نفس می تواند آدم را به رویاهایش برساند حتی اگر رویایش خوانندگی باشد و واقعیتش ظاهری فاقد هر گونه جذابیتی به سبک امروز…؟
بویل و رویایش که بلاخره محققش کرد از دیروز تا به حال رهایم نکرده است و ویدئویش را بارها دیدم و هر بار منقلب شدم واقعن و الان این پست شما با این چشم انداز ویژه و مخصوصش زوایای تازه ای از این ماجرا را برایم پررنگ کرد. همش به پیش داوری ها و معیارهای از پیش تعیین شده ای که نقش مهمی در افکار و زندگی و تعیین جایگاه ما دارند فکر می کنم و به مقابله با آن ها و ایستادن سفت و سخت ..و به میزان ایمانی که به کاری که می کنیم یا می خواهیم بکنیم داریم و به این که چگونه زندگی کردن مادر تحقق رویاهایمان چه قدر نقش دارد ..و آن آیه که واقعن تکان دهنده است ..
فکر نمیکنم “کشف استعدادهای انگلستان” ترجمه خوبی برای “Britain’s Got Talent” باشد و بخصوص قطعاً نباید “انگلستان” را به جای “بریتانیا” بکار برد.
هادی: درست میفرمایید اما من فقط خواستم اشاره کنم، چون نه زبان انگلیسی خوبی میدانم و نه با ترجمه نامهای خاص میانهء خوبی دارم. برای همین ذکر نکردهام «به نام» – با این حال مناسب بود تصریح میکردم.