تحسین آب و رنگ
در سه چهار ماه اخیر، چند مجلهء تمام رنگی با کاغذ گلاسه دیدهام که شکل آرایش صفحات و عکسهاشان، خبر از آغاز دورهء جدیدی در تاریخ فنی مطبوعات ایران میداده است (مشخصا میتوانم از ایدهآل، سیب و زندگی ایرانی نام ببرم). انتشار مجلههایی با صفحات تمام رنگی، حداقل سیچهل سال در ایران سابقه دارد، نمونهء بسیار چشمگیرش زنروز در دههء پنجاه. در طی این چند دهه قدرت فنی ما به حدی رسیده که اکنون میتوانیم مجلاتی قابل رقابت با نمونههای موفق خارجی منتشر کنیم. رایانه، دوربین دیجیتال، دستگاههای جدید چاپ، نرمافزارهای قدرتمند با ذوق و سلیقه و انرژی جوانی دست به دست هم دادهاند و این مجلات تر و تمیز را به بار آوردهاند.
اما چیزی که مرا به اندیشه انداخت، چگونگی ساز و کارهای اقتصادی این گونه مجلات است. معمولا نشریات خارجی این چنینی را بنگاههای مطبوعاتی در تیراژهای چند صدهزارتایی منتشر و توزیع میکنند و برای تامین بخشی از هزینهها از صاحبان نامهای تجاری بسیار مشهور تبلیغات میگیرند. بعید به نظر میرسد که یک مجلهء ایرانی در آیندهء نزدیک به تیراژ چند صدهزارتایی برسد یا بتواند در این اوضاع سیاسی و اقتصادی، مستقیما از شرکتهای عظیم بینالملی به مقدار مناسب آگهی بگیرد. علاوه بر اینها، امنیت مطبوعاتی در ایران چندان بالا نیست و این عامل مهم ریسک را باید هنگام سرمایهگذاریهای کلان در مطبوعات در نظر گرفت.
شخصا طرفدار و خوانندهء چنین مجلاتی نیستم اما به نظرم باید به بانیان درآمدن آنها صمیمانه تبریک و خسته نباشید گفت چون خطی را شکستهاند و دورهای را آغاز کردهاند.
