عامل بی‌نظمی ۱

نوشته شده توسط هادی, ۴ خرداد ۱۳۸۸

احمدی‌نژاد و شناسنامه‌اش؛ عکس از فارس

آقای دکتر قنوات با دقت و نکته‌سنجی کسی که نزدیک به دو دهه در دانشگاه تدریس کرده است، در زیر مطلب روز گذشته نوشته‌اند: «به نظر می رسد در این باره کمی مبهم سخن گفته‌اید. اگر ممکن است در این خصوص بیشتر توضیح دهید تا بتوان در باره چند و چون آن اندیشید یا داوری کرد». حق با ایشان است چون من ادعا کرده بودم که در ماهی که پیش‌رو داریم اتفاق‌های غیرمترقبه‌ای خواهد افتاد و نگفته بودم روی چه حسابی چنین ادعایی می‌کنم؟
از ایشان اجازه می‌خواهم که برای شرح مبسوط ادعایی که کرده‌ام قطعات مختلفی از چیزهایی که در چند سال اخیر دیده‌ام و اکنون می‌بینم را کنار هم گذارم.

همه علیهء یک نفر
سه تن نامزدهای ریاست جمهوری چهره‌های بسیار شناخته شده‌ای هستند که سال‌ها در مناصب کلیدی نظام نقش اساسی ایفاء می‌کرده‌اند: مهدی کروبی در مقام رییس قوهء مقننه، میرحسین موسوی در مقام نخست وزیر و محسن رضایی در مقام فرمانده‌ء سپاه در جنگ هشت ساله با عراق. البته این‌ها تنها مناصب این آقایان نبوده، مشهور‌ترین‌شان است. این‌ آقایان سال‌ها با شخص اول مملک و دیگر اشخاص بلندمرتبه محشور بوده‌اند و همچین در محضر آیت‌الله خمینی حاضر و ناظر بوده‌اند. تصمیم‌های آن‌ها در کلان‌ترین سطح بر ایران و ایرانی تاثیر می‌گذاشته، تاثیراتی که چه بسا هنوز پی‌آمدهای آن حس می‌شود. این نامزدهای باسابقه – که بی‌تردید از اصلی‌ترین مهره‌های نظام حاکم سی سال اخیر کشور بوده‌اند -  در عین تفاوت‌های چشمگیری که با هم دارند، مواضع سفت و سختی برعلیه کاندیدای چهارم اتخاذ کرده‌اند. کاندیدای چهارم کسی نیست جز محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری کنونی که تا پنج‌شش سال پیش نامش به گوش بیش‌تر ایرانی‌ها نخورده بود و از مدیران ردهء میانی نظام به حساب می‌آمد. انتقادهای اینان از احمدی‌نژاد به جایی رسید که تذکر مقام رهبری را در پی‌داشت، اما تذکر سبب قطع انتقادها نشد.

این مرد آمد؛ اما چطور؟
به یاد دارم که آقای خاتمی در اواخر دورهء ریاست جمهوری خود با نوعی سرخوردگی مردم مواجه شده بود و خیلی‌ها او را به حرافی صرف و کوتاه‌آمدن‌های مدام متهم می‌کردند، تا جایی که در یکی از مهم‌ترین دانشگاه‌های کشور هو شد. مردم بعد از خاتمی به کسی رای دادند که کم‌ترین شباهتی به او نداشت و نظام همفکران خاتمی نتوانسته‌ بود هماوردی در قوارهء رقابت با احمدی‌نژاد به میدان بفرستد. معین از سوی اصلاح‌طلبان معرفی و پس از ماجراهایی بر سر تایید صلاحیت، در مرحلهء نخست رای‌گیری شکست خورد. در مرحلهء دوم احمدی‌نژاد مردی را شکست داد که یکی از استوانه‌های حکومت سی سال اخیر است: اکبر هاشمی رفسنجانی. نکته این‌جاست که مخالفان به جای تحلیل این ماجرا بسیار مهم و بسیار غریب انگشت اتهام را به سمت برگزارکننده‌های انتخابات دراز کردند و سخن از تقلب به میان آمد. ظاهرا غافل از این‌که یک سر برپایی انتخابات به وزارت کشور کابینهء‌ آقای خاتمی می‌رسید. پس از انتخاب رییس جمهور جدید، کسانی که هشت سال پیش از آن از چیزهایی مثل «نهء بزرگ به کاندیدای نظام» سخن می‌گفتند تحلیل خاصی از این ماجرا نکردند؛ خلاصهء شایع‌ترین تحلیل‌ مخالفان این بود که احمدی‌نژاد عنصری نظامی است که با مداخلهء نظامی‌ها و برای حفظ و گسترش منافع ایشان با دست‌کاری در آرای مردم، منصوب شده است. صحبت‌ها بیشتر پیرامون تمسخر چهره و قد و قوارهء احمدی‌نژاد بود. به گمان گروه مسخره‌کننده‌ها احمدی‌نژاد مصداق آن حکایت قدیمی کچلی بود که با حضور اتفاقی در شهر باز اقبال بر شانه‌اش می‌نشیند و به مقام سلطانی موقت می‌رسد.

او همه چیز را خراب کرده‌است
اما احمدی‌نژاد چه کرده که چنین نواخته می‌شود؟ مخالفانش می‌گویند که شهرت داخلی و خارجی او به جهت خرابکاری‌های عظیمی است که به بار آورده. خرابکاری‌هایی که به دو دسته‌ی اصلی اقتصادی و روابط خارجی تقسیم می‌شود. اما او با صراحت خاصی که دارد ساکت ننشسته و اعلام کرده است: «چنان می‌گویند که انگار اوضاع مرتب، منظم و روبه‌راهی را به ما تحویل داده‌اند (نقل به مضمون)»؛ نمی‌توانم با این حرف او چندان مخالف باشم. درست است که احمدی‌نژاد از حذف اسرائیل گفته، اما فراموش نکنیم که او نمایندهء مردمی است که سال‌ها در راه‌پیمایی‌هاشان «مرگ بر اسراییل» گفته‌اند و پرچم اسراییل آتش‌ زده‌اند. منتقدان می‌گویند که این ماجراجویی او دست‌آوردی برای کشور نداشته و من از آن‌ها سوال می‌کنم دست‌آورد حرکاتی چون اشغال سفارت ایالات متحده و ماجرای میکونوس را در نظر بگیرند. احمدی‌نژاد از حذف اسرائیل گفته و در ضمن از دوستی با مردم اسرائیل دم‌زده است (به شکل غیر مستقیم و تایید سخنان یکی از مدیرانش). احمدی‌نژاد به باراک اوباما نامهء تبریک نوشته، درحالی که تا یک دههء قبل از آن صحبت از امکان مذاکره با آمریکا نوعی جرم تلقی می‌شده است. احمدی‌نژاد بیشتر بیماری‌های اقتصادی را تحویل گرفته است: دخالت عظیم دولت در اقتصاد، ارز کنترل‌شده، تکیه بیمارگونه به درآمدهای نفتی، نظام ناکارآمد و فاسد مالیاتی و… پدیدآمدن این بلیه‌ها به احمدی‌نژاد ربطی ندارد. افراد از غیب‌شدن مقادیر کلانی از درآمدهای کشور در دوران احمدی‌نژاد می‌گویند، ضمن این‌که بسیار خوشحال می‌شوم که مسوولین امر حساب دقیق و عامه فهم میزان درآمدها و سرمایه‌های کشور و نحوهء صرف آن در سی‌سال اخیر را برای آگاهی همگان منتشر کنند، می‌پرسم آقایان واقعا چه می‌خواهند بگویند؛ این‌که احمدی‌نژاد و یاران این میلیاردها را به جیب‌ زده‌اند؟ به اتهام‌زنندگان پیشنهاد می‌کنم که برای یافتن میلیاردهای گم شده جیب‌های احمدی‌نژاد و دوستان را تفحص کنند؛ شاید که یافت شد! حضرات متوجه هستند که با این اتهام‌ها چه پیامی به جهان می‌دهند؟ آیا مخالفان نخواهند گفت که این چه نظامی است که تنی چند از گردانندگان اجرایی آن می‌توانند میلیاردها دلار از بیت المال را زیر و رو کنند و همچنان راست‌راست راه بروند؟

این‌ها به معنی دفاع از کارهای احمدی‌نژاد نیست. این سطرها را کسی می‌نویسد که نه تنها به احمدی‌نژاد رای نداده بلکه دولت احمدی‌نژاد کوچک‌ترین کمک ویژه‌ای به او نکرده‌است. حتی نامه‌های تظلمش از دارایی را بی‌پاسخ گذاشته‌است.

ادامه‌ دارد

یک دیدگاه در “عامل بی‌نظمی ۱”

  1. احسان می‌گه:

    مطلب تیزبینانه ای بود .
    و البته اضافه می کنم که مملکتی که احمدی نژاد تحویل نفر بعدی (اکنون یا ۴ سال بعد ) می دهد بسیار بهتر از چیزیست که تحویل گرفته.
    این را اگر به خاطر تعصب الان قبول نکنند یک دهه بعد همه به آن اعتراف می کنند .

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License