<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: عامل بی‌نظمی ۳</title>
	<atom:link href="http://blog.hadisabbagh.com/archives/2025/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2025</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 12:38:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: مهراوه</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2025/comment-page-1#comment-2116</link>
		<dc:creator>مهراوه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2025#comment-2116</guid>
		<description>1- آقای صباغ عزیز، احمدی نژاد منتقدانی با تریبون های بسیار بسیار محدود دارد در حالی که حامیان، مریدان و عاشقان سینه چاکی با تریبون های بسیار گسترده دارد که توانسته اند او را تا حد یک معصوم بالا ببرند. بنابراین دلسوزی شما نسبت به مظلومیت احمدی نژاد بسیار بی مورد است چون به نظر من او اصلا ویژگی های یک مظلوم را ندارد!(حداقل در این دوره)
2- به نظر من 12 سال پیش، سیادت و مظلومیت و &quot;نه گفتن به قدرت &quot;باعث روی کار آمدن خاتمی شد و در دور دوم نداشتن یک رقیب جدی باعث شد مردم به او رای دهند و نه مظلوم نمایی های او .
3- سیادت موضوعی است که مورد توجه روستاییان و مردم شهرهای دورافتاده قرار دارد و گمان نکنم در کلان شهرها کسی به این مسئله رغبتی نشان دهد. نمی دانم شما می خواهید بگویید که میرحسین طرفدار دارد چون سید است یا چون مظلوم است؟! اما طرفداران میرحسین بیشتر از میان جوانها و قشر تحصیل کرده است و به نظرم آنها کمتر به این مسائل توجه می کنند.
(البته طرفداران میرحسین دارند از همین ایده شما برای رای جمع کردن استفاده می کنند.)
 آرای احمدی نژاد بیشتر از میان قشر عادی شهرهای کوچک و روستاهاست چون مردم گمان می کنند که 4000 کیلو نامه به یک رئیس جمهور یعنی خوب بودن و اهل عمل بودن یک رئیس جمهور و نه بمعنی 4000 کیلو گلایه از سیستم های ناقص جوابگویی و چهار هزار کیلو حرف درباره بدبختی و گرفتاری!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۱- آقای صباغ عزیز، احمدی نژاد منتقدانی با تریبون های بسیار بسیار محدود دارد در حالی که حامیان، مریدان و عاشقان سینه چاکی با تریبون های بسیار گسترده دارد که توانسته اند او را تا حد یک معصوم بالا ببرند. بنابراین دلسوزی شما نسبت به مظلومیت احمدی نژاد بسیار بی مورد است چون به نظر من او اصلا ویژگی های یک مظلوم را ندارد!(حداقل در این دوره)<br />
۲- به نظر من ۱۲ سال پیش، سیادت و مظلومیت و &#8220;نه گفتن به قدرت &#8220;باعث روی کار آمدن خاتمی شد و در دور دوم نداشتن یک رقیب جدی باعث شد مردم به او رای دهند و نه مظلوم نمایی های او .<br />
۳- سیادت موضوعی است که مورد توجه روستاییان و مردم شهرهای دورافتاده قرار دارد و گمان نکنم در کلان شهرها کسی به این مسئله رغبتی نشان دهد. نمی دانم شما می خواهید بگویید که میرحسین طرفدار دارد چون سید است یا چون مظلوم است؟! اما طرفداران میرحسین بیشتر از میان جوانها و قشر تحصیل کرده است و به نظرم آنها کمتر به این مسائل توجه می کنند.<br />
(البته طرفداران میرحسین دارند از همین ایده شما برای رای جمع کردن استفاده می کنند.)<br />
 آرای احمدی نژاد بیشتر از میان قشر عادی شهرهای کوچک و روستاهاست چون مردم گمان می کنند که ۴۰۰۰ کیلو نامه به یک رئیس جمهور یعنی خوب بودن و اهل عمل بودن یک رئیس جمهور و نه بمعنی ۴۰۰۰ کیلو گلایه از سیستم های ناقص جوابگویی و چهار هزار کیلو حرف درباره بدبختی و گرفتاری!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پدرام</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2025/comment-page-1#comment-2113</link>
		<dc:creator>پدرام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2025#comment-2113</guid>
		<description>متاسفانه من نظرم را به قدری خلاصه گذاشتم که باعث سوء تفاهم با صاحب مجازی بودن شده و ایشان از دست من دلخورند.

اضافه میکنم: به هیچ وجه با نظر آقای مباشری درباره رای آقای صباغ راجع به احمدی نژاد موافق نیستم.

  @آقای صباغ،
 شما به روشنی برای احمدی نژاد حس دلسوزی دارید که در متون اخیر به چشم من می آید.
بدون اینکه ذکر کنید بر این باورید که عده زیادی بیخود احمدی نژاد را سر همه چیز سرزنش میکنند و در بعضی موارد توهین، که شما به شدت با آن مخالفید، نظرتتان را راجع به وی مینویسید. 
کسی مثل استاد مباشری فکر میکند برای این انتقادهایتان را نسبت به احمدی نژاد در صد لایه لفافه پیچیده اید، چون طرف دار وی هستید.
من از این عصبانیم که چرا روشنتر، بدون اینکه همه چیز را سر احمدی نژاد خراب کنید، از وی انتقاد نمیکنید. در چتی که بعد از پست اول از این سری با هم داشتیم، به خاطر ضعف قطعی بنده در بیان منظورم،مخاطب حرفهای نا خوشایندی در خاتمه بحث از طرف شما بودم. بعداز خواندن نظر استاد مباشری، دیدم منظورم را به حالت غیر جنگی هم میتوانستم بیان کنم که باعث سوء تفاهم نشود. برای همین از استاد مباشری تشکر کردم. همین.

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; احمدی‌نژاد به اندازه کافی منتقد پر و پا قرص دارد، از طرفی مطالب من در پاسخ به خواستهء دکتر قنوات و در مورد ارزیابی‌ام از انتخابات و اوضاع پیش از آن بود، نه نقد عملکرد احمدی‌نژاد. برای اطلاع دیگر خوانندگان ذکر می‌کنم که من در چت با آقای پدرام گفتم که «کاسکو و طوطی نیستم که هر چیزی بشنوم را بخواهم تکرار کنم و ترجیح می‌دهم که مسائل از هاضمه اندیشه آدم بگذرد و سپس عنوان شود». ظاهرا دوست من تعبیر کاسکو و طوطی را تند دانسته‌اند. </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>متاسفانه من نظرم را به قدری خلاصه گذاشتم که باعث سوء تفاهم با صاحب مجازی بودن شده و ایشان از دست من دلخورند.</p>
<p>اضافه میکنم: به هیچ وجه با نظر آقای مباشری درباره رای آقای صباغ راجع به احمدی نژاد موافق نیستم.</p>
<p>  @آقای صباغ،<br />
 شما به روشنی برای احمدی نژاد حس دلسوزی دارید که در متون اخیر به چشم من می آید.<br />
بدون اینکه ذکر کنید بر این باورید که عده زیادی بیخود احمدی نژاد را سر همه چیز سرزنش میکنند و در بعضی موارد توهین، که شما به شدت با آن مخالفید، نظرتتان را راجع به وی مینویسید.<br />
کسی مثل استاد مباشری فکر میکند برای این انتقادهایتان را نسبت به احمدی نژاد در صد لایه لفافه پیچیده اید، چون طرف دار وی هستید.<br />
من از این عصبانیم که چرا روشنتر، بدون اینکه همه چیز را سر احمدی نژاد خراب کنید، از وی انتقاد نمیکنید. در چتی که بعد از پست اول از این سری با هم داشتیم، به خاطر ضعف قطعی بنده در بیان منظورم،مخاطب حرفهای نا خوشایندی در خاتمه بحث از طرف شما بودم. بعداز خواندن نظر استاد مباشری، دیدم منظورم را به حالت غیر جنگی هم میتوانستم بیان کنم که باعث سوء تفاهم نشود. برای همین از استاد مباشری تشکر کردم. همین.</p>
<p><strong>هادی:</strong> احمدی‌نژاد به اندازه کافی منتقد پر و پا قرص دارد، از طرفی مطالب من در پاسخ به خواستهء دکتر قنوات و در مورد ارزیابی‌ام از انتخابات و اوضاع پیش از آن بود، نه نقد عملکرد احمدی‌نژاد. برای اطلاع دیگر خوانندگان ذکر می‌کنم که من در چت با آقای پدرام گفتم که «کاسکو و طوطی نیستم که هر چیزی بشنوم را بخواهم تکرار کنم و ترجیح می‌دهم که مسائل از هاضمه اندیشه آدم بگذرد و سپس عنوان شود». ظاهرا دوست من تعبیر کاسکو و طوطی را تند دانسته‌اند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پدرام</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2025/comment-page-1#comment-2112</link>
		<dc:creator>پدرام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2025#comment-2112</guid>
		<description>@استاد مباشری

دنیایی تشکر از نظری که گذاشتید. من هر جور خواستم این مطلب را با آقای صباغ مطرح کنم کار به دلخوری ایشان تمام میشد ( البته چون من هم با حالت حمله انتفاد میکنم). فکر نکنم تا آخر عمرم هم بتوانم به صلح آمیزی شما چنین موضوعی را با کسی مطرح کنم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>@استاد مباشری</p>
<p>دنیایی تشکر از نظری که گذاشتید. من هر جور خواستم این مطلب را با آقای صباغ مطرح کنم کار به دلخوری ایشان تمام میشد ( البته چون من هم با حالت حمله انتفاد میکنم). فکر نکنم تا آخر عمرم هم بتوانم به صلح آمیزی شما چنین موضوعی را با کسی مطرح کنم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: shahab</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2025/comment-page-1#comment-2109</link>
		<dc:creator>shahab</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2025#comment-2109</guid>
		<description>سلام بر هادی
نوشته‌های اخیرت را خوانده‌ام، یک به یک. تلاش می‌کنی که روی‌کردی تحلیلی داشته باشی و تا حد زیادی موفق هم هستی، اما یک چیزی آزاردهنده است در این نوشته‌ها و حس می‌کنم خودت را هم می‌آزارد که گاه به گاه ناچار به یادآور می‌شوی مسائلی را تا تلاش‌ات را بر بی‌طرفی در بحث‌هایت نشان دهی.
اما استنباط من از آن‌چه در لایه‌های زیرین نوشته‌هایت می‌شود بیرون کشید، یک جور تمایل به آقای احمدی‌نژاد است که نمی‌دانم چرا به صراحت آن را مطرح نمی‌کنی. اگر چنین شود، این نوشته‌هات از عصا قورت‌داده‌گی خلاص می‌شوند و فکر می‌کنم خودت نیز راحت‌تر و بدون مانع ذهنی دست وپا گیری می‌توانی تحلیل‌ات را ادامه دهی، بدون آن که نیازی باشد گاه خودت را توضیح دهی یا توجیه کنی. آن وقت هم تکلیف خودت هم تکلیف مخاطب روشن می‌شود و می‌تواند به نحوی مؤثر در بحث وارد شود و اتفاقا آن وقت است که بحث ها چالش بر انگیز می‌شود.
شاید هم بگویی که استنباط من نادرست است و تو چنین تمایلی نداری و هنوز به تصمیم نرسیده‌ای یا انتخاب‌ات متفاوت است، اما این موضوع از کنه این بحث‌های تحلیلی دنباله‌دار بر نمی‌آید. هیچ مخاطبی نمی‌تواند فرض کند که مثلا تو داری بلند بلند فکر می‌کنی تا به تصمیم برسی. اتفاقا مخاطب به این نتیجه می‌رسد که نگارنده با این تحلیل‌ها که ارائه می‌دهد، حتما تکلیف انتخاب‌اش روشن است و خلاصه، باز می‌گردیم به همان جا که بودیم: نوشته‌های که منفعل مانده اند، چون با خودشان، با نگارنده‌شان یا با مخاطب‌شان تعارف دارند و صریح نیستند و روی‌کرد تحلیلی هم نمی‌تواند بلای جان‌شان را درمان کند.
خلاصه این که، پمن بهره جستن از نگاه انتقادی‌ات به بحث، امیدوارم صریح‌تر بنویسی و اگر غرض‌ات این است که در این فرصت انتخاباتی سهم خودت را به عنوان یک شهروند بپردازی برای روشن‌گری و اطلع‌رسانی، با این شگرد کند، فرصت را از دست ندهی.
با احترام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر هادی<br />
نوشته‌های اخیرت را خوانده‌ام، یک به یک. تلاش می‌کنی که روی‌کردی تحلیلی داشته باشی و تا حد زیادی موفق هم هستی، اما یک چیزی آزاردهنده است در این نوشته‌ها و حس می‌کنم خودت را هم می‌آزارد که گاه به گاه ناچار به یادآور می‌شوی مسائلی را تا تلاش‌ات را بر بی‌طرفی در بحث‌هایت نشان دهی.<br />
اما استنباط من از آن‌چه در لایه‌های زیرین نوشته‌هایت می‌شود بیرون کشید، یک جور تمایل به آقای احمدی‌نژاد است که نمی‌دانم چرا به صراحت آن را مطرح نمی‌کنی. اگر چنین شود، این نوشته‌هات از عصا قورت‌داده‌گی خلاص می‌شوند و فکر می‌کنم خودت نیز راحت‌تر و بدون مانع ذهنی دست وپا گیری می‌توانی تحلیل‌ات را ادامه دهی، بدون آن که نیازی باشد گاه خودت را توضیح دهی یا توجیه کنی. آن وقت هم تکلیف خودت هم تکلیف مخاطب روشن می‌شود و می‌تواند به نحوی مؤثر در بحث وارد شود و اتفاقا آن وقت است که بحث ها چالش بر انگیز می‌شود.<br />
شاید هم بگویی که استنباط من نادرست است و تو چنین تمایلی نداری و هنوز به تصمیم نرسیده‌ای یا انتخاب‌ات متفاوت است، اما این موضوع از کنه این بحث‌های تحلیلی دنباله‌دار بر نمی‌آید. هیچ مخاطبی نمی‌تواند فرض کند که مثلا تو داری بلند بلند فکر می‌کنی تا به تصمیم برسی. اتفاقا مخاطب به این نتیجه می‌رسد که نگارنده با این تحلیل‌ها که ارائه می‌دهد، حتما تکلیف انتخاب‌اش روشن است و خلاصه، باز می‌گردیم به همان جا که بودیم: نوشته‌های که منفعل مانده اند، چون با خودشان، با نگارنده‌شان یا با مخاطب‌شان تعارف دارند و صریح نیستند و روی‌کرد تحلیلی هم نمی‌تواند بلای جان‌شان را درمان کند.<br />
خلاصه این که، پمن بهره جستن از نگاه انتقادی‌ات به بحث، امیدوارم صریح‌تر بنویسی و اگر غرض‌ات این است که در این فرصت انتخاباتی سهم خودت را به عنوان یک شهروند بپردازی برای روشن‌گری و اطلع‌رسانی، با این شگرد کند، فرصت را از دست ندهی.<br />
با احترام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

