عامل بینظمی ۴
در سه بخش قبلی این نوشته مروری بسیار اجمالی و غیر کارشناسانه بر وقایع، عملکرد شخصیتها، سابقهء انتخابات، رفتارهای انتخاباتی و اخلاق سیاسی داشتم. حال وقت آن رسیده که بگویم چرا به نظرم:
۱. اتفاقاتی غیر مترقبه در صحنهء سیاسی پیشخواهد آمد.
۲. پیشبینی نتیجهء انتخابات دشوار است.
۳. تغییرات نهانی در حال رخ نمودن است.
۴. نشانههایی مشترک تاریخی و تاریخساز وجود دارد.
۵. دهمین دورهء انتخابات ریاست جمهوری اهمیت تاریخی دارد.
توضیحاتم به صورتی نامنظم ارائه میکنم:
۴. گمان میکنم که هر زمان نیرویهای کناره گرفته و یا مغضوب سیاسی بدون ممانعت – یا حتی با تشویق و چراغ سبز – مجددا به معرکهء سیاست وارد میشوند حاکمیت قصد دارد با نشاندادن حسننیت خود به شهروندان، سعهء صدر و تجدیدنظر کردن خود را به نمایش گذارد و از ضربهخوردن پایههای نظام جلوگیری کند (البته تضمینی در کار نیست که این حرکت همیشه نتیجهء مطلوب دهد). بازگشت موسوی و کرباسچی -که چند سال پیش به باور همگان یک زندانی سیاسی بود- مصداق بازگشت چنین نیروهایی به صحنهء سیاسی کشور است. به خطار رفتهایم اگر گمان کنیم که تمام شخصیتهای تاثیرگذار نظام با بازگشت چنین چهرههایی موافق هستند اما به دلایلی دندان روی جگر گذاشتهاند. خوب است کمی فکر کنیم که این دلایل چیست؟ به یاد داشته باشیم که در تاریخ معاصر ایران این اولین باری نیست که چنین اتفاقی میافتد.
۳. همهء ما کمابیش از پررنگشدن سریع نقش زنان، افزایش بیسابقهء جمعیت شهری، شیوع استفاده از رسانههای جمعی، افزایش سن ازدواج، بالارفتن آمار فارغالتحصیلان دانشگاه، جوانبودن اکثریت جمعیت کشور، شیوع فرهنگ مصرفی و نظایر اینها خبر داریم. اما باید اندیشید که برآیند این تغییرات چه خواهد بود و هر کدام از آنها چه پیامی درخود دارد؟ آیا به غیر از این است که این موارد به علت تحولات بنیادین در لایههای زیرین فرهنگ و اجتماع پدید آمده است؟ از سوی دیگر آیا حاکمان این تحولات را هنگام وقوع حس نکردهاند؟ معلوم نیست، اما مطمئنا تغییرات را دیدهاند. حاکمان هوشمند میدانند که هرگز حکومتی نتوانسته که در مقابل تحولات بنیادین بایستد، هوشمندی آنها یا در همراهشدن با تغییرات نمود پیدا میکند یا در بازنشستهشدن با عزت.
۱. میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای شرکت در انتخابات از حیثیت مایه گذاشتهاند، این طور نبوده که با خود بگویند «حال برویم نامزد شویم تا خدا چه خواهد!». آنها منتقدین سفت و سخت اوضاع فعلی هستند و سالها سابقهء کار سیاسی دارند، بر اساس این سابقه احتمالا میدانند که تمام برگهای برنده را نباید در ابتدای کار رو کرد. محمود احمدینژاد نیز با اعتماد به نفسی که از صحت عملکرد خود و دولتش دارد، حریفی نیست که به آسانی میدان را خالی کند. برای همین حدس میزنم این تقابلها باعث اتفاقاتی غیر مترقبه شوند؛ البته غیر مترقبه در ذات خود معنی مثبت یا منفی ندارد. مثلا نتیجهء مناظرههای تلویزیونی این کاندیداها غیر مترقبه است.
۲. در حال حاضر این طور بعضیها گمان میکنند که کفهء ترازوی انتخابات به طرف موسوی سنگینی میکند. اما من پیش از این نوشتم که مردم ایران تخصص غریبی در غافلگیر کردن دارند. از طرفی تقابلها و حوادثی که ممکن است رخ دهد تاثیر بسیار قابل توجهی بر نتیجهء انتخابات خواهند گذاشت (مثل تاثیری که سخنان برادر ناطقنوری و ماجرای کارناوال عاشورا بر آرای دورهء اول خاتمی داشت). شخصا در برداشتی شهودی و شخصی نصفه نیمه بر این باورم که بخت احمدینژاد برای انتخاب مجدد زیاد نیست، اما نمیتوانم در مورد نامزد برنده حدسی بزنم.
۵. تمامی مواردی که در بالا گفتم نشان از انتخاباتی با اهمیت تاریخی خواهند دارند. در صورت رای آوردن هر کدام از نامزدهای اصلی شرایط ویژهای بر فضای سیاسی حاکم خواهد شد: مخالفان قدیمی موسوی همچنان در صحنه هستند و خردهحسابهای قدیمی زیادی با او دارند/ چهرههای شاخصی که دور کروبی جمعشدهاند افرادی زخم خوردهاند (زندان، برکناری، بازداشت، بایکوت و…) طبیعی است که بر مصدر امور رسیدن این چهرهها عوارض خاصی دارد و احمدی نژاد…؛ واقعا لازم است در مورد پیامدهای انتخاب دوبارهء احمدینژاد چیزی بگویم؟

از وقت و حوصله ای که برای تهیه این چند متن درباره انتخابات از دید خود گذاشتید سپاسگزارم. قسمت آخر بسیار برای من قابل فهم تر از قسمتهای قبلی بود.
با اینکه رای مردمانمان را قافل گیر کننده میدانید مخالفم:
۱. قافل گیر کننده در مقایسه با پیش بینی معنی میدهد.
۲.سیستم و مدت زمان تعین نامزدها، برنامه تبلیغاتی ایشان و در نهایت برگزاری انتخابات، مجالی برای تحلیل و پیش بینی به متخصصان نمی دهد (فکر میکنم به عمد است).
۳. در کشورهای دیگر (شاید فقط پیش رفته ها) ارگانها وشرکتهای معظمی وجود دارند که به صورت حرفه ای و خاص به نظر خواهی و تهیه گزارش درباره رای اقشار مختلف در موارد مختلف میپردازند. مثلا در سال ۲۰۰۶ که نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا روشن شدند هیچ کس حدس این را هم نمی زد که یک سیاه پوست کمترین شانس را برای راه یابی به مراحل نهایی داشته باشد. ولی از ماه ها قبل از برگزاری انتخابات همه (از جمله جمهوری خواهان) قویا به احتمال قریب منتخب شدن او معترف بودند. مسیله قافل گیر کننده، انتخاب شدن او نبود، بلکه آوردن رای الکتورال ایالتهایی بود که در نظر خواهی ها مردمانشان حاضر به اعلام طرف داری خود از اوباما نبودند ولی در نهایت در همان ایالتها که تبعیض نژادی در آنها بسیار عیان است اوباما انتخاب شد. (مقایسه انتخابات ایران و آمریکا برای خودم بسیار مضحک است!)
((واقعا لازم است در مورد پیامدهای انتخاب دوبارهء احمدینژاد چیزی بگویم؟))
صد درصد لازم است هادی جان ! وگرنه بحث بی معنا و نیمه کاره می ماند.
به علاوه میزان تسلط شما بر اوضاع فعلی را نشان می دهد.
من با نظر احسان به شدت موافقم