انتخاب۸۸: فهرستی در جیب
مناظرهی امشب آقایان احمدینژاد و موسوی فصل افتخارآمیز و جدیدی از تاریخ ایران بعد از انقلاب ۵۷ بود؛ اما به شرطها و شروطها. میخواهم در مورد بعضی از نکاتی که در این مناظره دیدم، گزارشی بنویسم:
۱. احمدینژاد با انتقاد تند و صریح از عملکرد ناگفتهی کسانی که در حال حاضر در کلیدیترین موقعیتهای نظام نشستهاند، به وضوح نشان داشت که جمهوری اسلامی آنقدری که بعضی سادهلوحان تصور میکنند، یکتکه و یک دست نیست. شاید بعضیها بگویند که این فرد احساساتی است و جوگیر شده و چیزهایی گفته است؛ اما گروه دیگری ممکن است چنین تحلیل کنند که احمدینژاد سخنگوی فعلی گروهی است که در مقابل انحراف در آرمانهای انقلاب سربلند کرده است (تعبیر انحراف از من نیست). سالهاست که از تریبونهای گوناگون اما محدود انتقادهایی به عملکرد ناگفته بعضی از سران نظام عنوان میشود؛ مثلا در نشریات طبرزدی، نصیری و دهنمکی. اما عنوان شدن در نشریه یک چیز است و اعلام با صدای بلند توسط شخص رییس جمهور یک چیز کاملا متفاوت.
۲. احمدینژاد در مناظره ظاهرا بسیار آماده مینمود. او با چیدن صدها برگ کاغذ و چندین پرونده در اطرافش، صحنهء خاصی ساخته بود. با توجه به وعدهای که سالها در مورد افشای بعضی نامها و پروندهها داده بود، این تصور در ببینده ایجاد میشد که این کاغذها شاید همان پروندههای آدمهای خلافکاری است که احمدینژاد سالها ادعا داشت «فهرستشان در جیبم است». او در عین حال نشان داد که از اتفاقات و عملکرد دولتهای پیشین چندان بیخبر نیست. لبخند و آرامشی که در طول مذاکره سعی در حفظ آن داشت و لحن خونسرد و ناصحی که ترجیعبند «من شما را دوست دارم آقای موسوی!» تکرار میکرد و مصرانه او را به هاشمی رفسنجانی وابسته معرفی میکرد، همه خبر از برنامهریزی برای فشار روانی به رقیب داشت؛ عاقبت هم با نشاندادن پروندهی تحصیلی خانم رهنورد کاری کرد که موسوی بالاخره آرامشش را از دست داد و حرف عجیبی چون «ایشان مهمترین روشنفکر زن کشور است»، زد.
۳. از جناب آقای مهندس موسوی، که شرافت و پاکدامنیشان مورد تایید احمدینژاد منتقد نیز هست، انتظار میرفت که مسلحتر در میدان حاضر شوند. به نظر میرسد که مشاوران و ستاد آقای موسوی فراموش کرده بوده که حضور در مناظره بحثی جدا از سبز بازی و در مورد صبح و آفتاب شعر سرودن است. آقای موسوی بیشک میدانستند که با چه کسی طرف هستند و اعتراض ایشان در بخش پایانی صحبتهایشان بیمورد نمود. احمدینژاد – خوب یا بد – این طور بحث میکند، و قرار نبوده در مناظره حلوا پخش شود. اگر آقای موسوی معترض است که چطور احمدینژاد از فلان آقازاده میگوید که برای دفاع از عملکردش در صحنه حضور ندارد، خود نیز نباید صحبت از محصولی یا کردان میکرد چون آنها هم برای دفاع از خودشان در بحث حاضر نبودند. احمدینژاد اما به صراحت گفت که محصولی در چه نظامهایی امکان پولجمعکردن یافته و کردان نیز از چه گروهی از مدیران است.
۴. آقای احمدینژاد مدیر اجرایی کشور هستند و رییس قوهی قضاییه نیستند. رییسجمهور باید کشور را طوری بگرداند که میزان فساد به حداقل برسد. اما این که فلان شخص در گذشته فلان کارهای خلاف را کرده است به حوزهء عملکرد ریاست جمهوری ربط مستقیم ندارد. ایشان البته میتوانند با قطع ید فاسد او را به مراجع قضایی معرفی کند. اما در عین حال باید متوجه بود که عنوان بعضی از حرفهای بسیار حساس ممکن است که به ضرر کشور و مردم تمام شود، چون احساسات برانگیخته میشود و دشمنیها شعله میکشد و شمشیرها تیز میشود. فضای بسیار ملتهب مسلما به نفع کشوری در موقعیت ایران نیست.
امیدوارم کار به جاهای باریک نکشد و کشور بتواند این اتفاق بسیار مهم و تاریخی را به خوبی در هاضمهء خود هضم کند. این طور بعدها میتوانیم افتخار کنیم که نظام بازسازی خود را با تندترین انتقادها از خود آغاز کرد.

آقای احمدی نژاد در این مناظره ، ضعیف ظاهر شد. ضعیف تر از آنچه انتظار می رفت. تریبون مبارزاتی – تبلیغاتی تلویزیون و فرصت تکرار ناشدنی رویارویی با اصلی ترین حریف سیاسی ، حضور در فلان میتینگ و سفر استانی نیست که بتوان با سوار شدن بر موج احساسات و عواطف مردم ، رأی آوری کرد . آقای احمدی نژاد در کسوت مقام ارشد اجرایی کشور واز سر گذراندن تجربه چهار ساله ریاست جمهوری ( فارغ از دارا بودن صلاحیت یا عدم آن )، می توانست به جای نشستن در مقام محاکمه کننده مسببان بخشی از نابسامانیهای کشور- که ارتباط آن با حریف در صحنه مناظره ، بیشتر بهانه جویی می نمود – و یا اعلام چند باره و از موضع پایین میزان علاقه به حریف سرسخت خود و اشتباه گرفتن میز شطرنج با رینگ بوکس ، انتقادات و دیدگاه های خود را با ادبیاتی متقن و سیاستمدارانه تر عنوان کند . شاید در این صورت می توانست مناظره با جدی ترین رقیب خود را تبدیل به صحنه بلاتردید ریزش بخشی از آرای خود نکند.
به نظرم مهم ترین هدف میر حسین که در فراز پایانی مناظره اعلام کرد (پایان دادن به پدیده پرونده سازی علیه مخالفان و ارتقای سطح مناسبات سیاسی در گردونه ملت – دولت)، با بهترین شیوه اعلام شد .
آقای احمدی نژاد، خود با بی تجربگی و فرو غلتیدن در ورطه احساساتیگری ،این ابزار را در اختیار رقیب گذاشت . امیدوارم در صورت شکست نهایی ، ظرفیت خروج مسالمت آمیز از صحنه قدرت را داشته باشد.
هادی: درود بر شما خانمها که چنین متین میتوانید نقد و بررسی کنید. از نظرتان متشکرم اما متوجه نمیشوم که چطور توانستهاید به این نتیجه برسید که در صحنه «بلاتردید» بخشی از آرای احمدینژاد ریخته است.
راستش بخش بزرگی از این تحلیل را از تو نمی توانم قبول کنم. تعجب می کنم که می گویی کردان و محصولی هم نبودند تا از خودشان دفاع کنند. کردان کسی بوده که احمدی نژاد انتخابش کرده و باید در برابر انتخابش پاسخگو باشد. اما صحبت از افراد دیگری که عملکردشان هیچ ارتباطی با آقای موسوی ندارد نشانی بود از دست خالی بودن احمدی نژاد. رفتار او هیچ تناسبی با یک رئیس جمهور نداشت. او دیشب یک “هوچی” تمام عیار بود که برخلاف تو من فکر می کنم بسیار عصبی بود و مثل اکثر مردان ایرانی که به وقت تنگ دست روی زن و دختر طرف مقابل می گذارند، انگشتش را به سمت خانم رهنورد نشانه گرفت. من فکر می کنم دست و پا زدن این آدم برای ریاست جمهوری بسیار رقت انگیز است!
هادی: ممنون از انتقاد. توجه داشته باشید که من کل ماجرا را مهم دانستهام و در مورد احمدینژاد فعل «مینمود» را – با تاکید بر ظاهرا – استفاده کردهام، نه «بود». احمدینژاد بر این باور است که موسوی را نظامی که از به خطر افتادن منافع و موقعیتهایش در هراس است به میدان فرستاده. با این پیشفرض علت صحبتکردن از آن «افراد» روشن است. احمدینژاد میگوید که محصولی در دورهی من پولدار نشده، کردان در دورهء من دکترا جور نکرده بنابر پاسخ این موارد را من نباید بدهم؛ و اگر صحبت چیز دیگری است، «در شهر هر آنکه هست گیرند».
خانم رهنورد بدل به یکی از بازوهای انتخاباتی آقای موسوی شدهاند و به نظرم طبیعی است که نامزدهای انتخابات قصد ناکار کردن بازوهای صفآرایی انتخاباتی یکدیگر را داشته باشند.
چیزی که من دیدم عجیب بود._در یک نگاه به اطرافیانم_هیچ کدام از طرفدار های احمدی نژاد با دیدن مناظره دیشب حتی ذره ای نگاه شان نسبت به این فرد عوض نشد.چه برسد که تلاش کنند از چند زاویه مختلف بررسی کنند.این در مورد طرفدار های موسوی هم صدق میکند.همه شروع به توجیح کردند.من واقع برای این مردم و موضع گرفتن های کورکورانه نگرانم.من برای خودم که بین این مردمم و شاید با این مردمم نگرانم.
احتراما با شما مخالفم. قبول دارم که توی بخش های اول وقتی که احمدی نژاد شمشیر رو برای موسوی و دوستانش از رو بست، موسوی شوکه شد و فکر همچین حرکت های تندی رو نمی کرد. حتی جاهایی صداش می لرزید اما اینکه اولن انتقادهای ضعیفی که نسبت به خودش می شد – جواب دادنش حتی توسط من که هیچ سواد و تجربه ی سسیاسی هم ندارم، کار سختی نبود- رو بی پاسخ گذاشت خودش باعث شد بحث به سمتی که احمدی می خواد پیش نره. دوما با باز کردن و میدون دادن به احمدی نژاد اجازه داد که هر چه بیشتر چهره ی واقعی خودش رو به مردم نشون بده و آخر مناظره هم جدای اون حرف عجیبی که شما اشاره کردید، از تمام حرف های ایشون استفاده کرد و با گفتن ” من می خوام این پرونده سازی ها رو از بین ببرم” مناظره رو به نفع خودش تموم کرد.
البته این نظر من بود به عنوان کسی که همونطوری که عرض کردم نه مطالعه ی سیاسی داشته و نه تجربه.
از وبلاگ دوستانتون که تولدتون رو بهتون تبریک گفته بودن به اینجا اومدم. از خوندن بقیه ی نوشته هاتون هم لذت بردم.
ضمن تبریک با تاخیر، براتون آرزوی موفقیت می کنم.
آخر چه طور احمدی نژاد می تواند آنقدر بی انصاف باشد که سه رییس جمهور را در یک ساعت بخواهد نقد کند؟
من تعجب می کنم
واقعا تعجب می کنم
چه طور مردم می توانند از او حمایت کنند؟
احمدی نژاد برای برنده شدن هرچه تلاش بود انجام داد و این کاملا متناقض با اهداف لا اقل جمهوری اسلامی و امام است
موسوی منطقی حرف زد و احمدی نژاد تبلیغاتی
احمدی نژاد به خاطر بی برنامگی وقت کم آورد و موسوی با برنامه ای که به آن ایمان داشت وقت زیاد اورد و در عمل هم این را نشان داد
احمدی نژاد خودش طرفدار ناطق بود و حالا او را به دزدی متهم کرد
واقعا احمدی نژاد کلافه ام می کند
باید برایش بخشش بخوانم
احمدی نژاد را کسانی می پذیرند که منطق نخوانده اند
البته منظورم شما نیست دوست
هادی عزیز ، در پاسخ به ابهامی که برایت ایجاد شده ، باید بگویم به نظرم در یک جمعبندی اجمالی ، برآورد محاسبه زیان آقای احمدی نژاد در مناظره با میر حسین چندان دشوار نیست . تحقیق میدانی گسترده ایی البته نکرده ام ، اما در بررسی های اولیه که با مراجعه به پایگاههای خبری مخالف و موافق ایشان داشتم و خواندن انبوه نظرات خوانندگان اخبار مناظره و نیز گفتگوهای پراکنده با تعداد معدودی از هوادارن ایشان، این نتیجه برایم بدیهی است که بخشهای عمده ایی از رفتار و واکنشهای ایشان در برنامه دیشب ، موقعیت را صدر در صد به زیان خود وی تمام کرد.
درست است که شاید بسیاری از مردم، اشاره به برخی نام ها و عوامل سوق دادن ملت ایران به سمت ناکامی در طول این سی سال را نقطه طلایی مناظره ایشان میدانند ،ولی این حرفها چندان رازهای سر به مهری نبوده اند . طلایی بودنشان صرفا در نحوه اعلام آن ، توسط دومین مقام سیاسی کشور واز فراگیر ترین رسانه داخلی است .به همین لحاظ معتقدم که مجموع رفتارهای غیرحرفه ایی ، فرافکنی ها ، بی توجهی به مبانی یک مبارزه برابر و رو در رو ، تکیه بر اصل فنای دیگران برای بقای خود ، تمرکز تاکتیکها برای انداختن حریف به سه کنج دیوار و …. اگر به ریزش آرای هوادارن منصف ایشان منجر نشده باشد ، دستکم رأیی هم برای ایشان به ارمغان نیاورده است.
اتخاذ تاکتیک فرار به جلو ، گاه جواب میدهد ، نه همیشه .مشاوران آقای احمدی نژاد ظاهرا این مسئله را به ایشان گوشزد نکرده بودند . شاید اگر این موضوع مورد توجه قرار میگرفت ، آقای رئیس جمهوری دچار این وضعیت نمیشد که در مهم ترین برنامه تبلیغی خویش ، بر سر شاخه ایی بنشیند که خود اره بر انتهای آن گذاشته است.
احمدی نژاد پیروز بود به این دلیل ساده که همه ستادهای احمدی نژاد در حال پخش سی دی مناظره هستند ولی در ستادهای موسوی از این خبرها نیست !
در جواب احسان بگویم که تشریف ببرید یکی از آن سیدیهای ستاد احمدینژاد را بگیرید و نگاه کنید! تمام صحبتهای موسوی حذف شده و فقط صحبتهای احمدینژاد است و آخر سر هم میگوید ملکت خود قضاوت کنند!! خیلی خندهدار است که یکطرفه به قضایی رفته و راضی برگشتهاند.
به نظر من آقای احمدینژاد از اصول مناظره بیخبر بود و فکر میکرد باید با مطرح کردن اینکه از حریف خود آتوهایی دارد او را وادار به سکوت و عدم انتقاد کند، و بیشتر هم حرفهای خودش را زد و بیشتر انتقادهای موسوی را بیپاسخ گذاشت و بیشتر بجای پاسخگویی سر به صحرای کربلا میگذاشت و حتی مورد ستارهدار بودن دانشجویان را عملن پیچاند و جوابی کاملن بیربط داد! موسوی هم به دلیل بعد از سالها برای اولین بار به صورت زنده جلوی دوربین رفته بود و هم انتظار این حملهی غافلگیرانه را نداشت ۲۰ دقیقه طول کشید تا بر اعصابش تسلط پیدا کند و صدایش نلرزد، بیشتر این بینظمی و پرت گویی به خاطر بیتجربی کاندیداهای ما در امر مناظره است، شاید در سالهای بعد این مناظرات بهتر و بهتر برگزار شود.
البته خیلی هم دوست دارم نامهی عذرخواهی بلر بابت ملوانان را که احمدینژاد میگفت در جراید منتشر شود و من آنرا ببینم! فکر میکنم بلر نوشته بود اگر تا ۴۸ ساعت دیگر ملوانان را آزاد نکنید «با عرض معذرت» میزنیم لهتان میکنیم! خوب منظور آقای احمدینژاد هم همین بوده لابد!
من با حرف بیتا موافقم که مقداری از آرای احمدی نژاد ریزش کرد. البته آرای معتقدان به نظام ولایی که کمی هم منطق و ریاضی بلد باشند! یافتن تناقضات احمدی نژاد در این مناظره ها بسیار کار ساده ای بود: او فقط به هاشمی انتقاد نکرد؛ او رهبران جمهوری اسلامی را هم ناخوسته مورد اتهام ناآگاهی از اطرافیان خود و یا عدم شجاعت لازم در برخورد با مفسدان و حتی شاید همدستی با آنان متهم کرد. ضمن اینکه او با داشتن اینهمه پرونده فسادهای کلان، چرا برای مجازات و معرفی آنان به قوه قضاییه تا کنون هیچ اقدامی انجام نداده بود و حالا اینطور با ضعف و زیرپاگذاشتن مبانی اخلاق و اسلام و قانون، نام آنها را قبل از هر محکومیتی در ملاعام اعلام کرد و مدام سعی داشت آنان را -که البته در بین مردم منفورند- به موسوی که نتوانسته بود برای او پرونده فسادی جور کند، مرتبط کند.
اما بیش از آنکه رای او ریزش کند، رای او در بین عوام افزایش یافت.