بگم؟ بگم؟

نوشته شده توسط , ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

احمدی‌نژاد؛ حقوق عکس ظاهرا متعلق است به آقای سامان اقوامی

برایان دی‌پالما فیلمی ساخته به نام تسخیرناپذیران، در مورد چند مامور پلیس که با سرسختی به جنگ آل‌ کاپون رفته‌اند. تشکیلات تبهکارانه‌ء کاپون از هر دری وارد می‌شود که تا این مامورین را از خود کند، راه به جایی نمی‌برد. روی این حساب نام دست‌نیافتنی‌ها (یا تسخیرناپذیران) را روی این گروه چهار نفر می‌گذارند. چرا دست‌نیافتنی‌ها؟ چون آن‌ها حتی کیکی که عوامل کاپون به نشان چراغ سبز برای آن‌ها کادو آورده، نمی‌پذیرند. کاپون بعضی از اعضای این گروه کوچک را نابود می‌کند، اما عاقبت از آن‌ها شکست می‌خورد.

بهترین راه دراز نگه‌داشتن زبان، سنگ بستن به شکم است. این نسخه خصوصا برای مردان سیاست بسیار مجرب است. افسوس که انسان ضعیف است و به سختی می‌تواند هنگام رسیدن به چیزهایی، دامن خود را پاک و شرافت خود را مبرا نگه‌ دارد. سیاست، میدان قدرت است و قدرت بسیار فاسدکننده. طراحی نظام‌های کنترلی قوی – و نه تکیه بر شخصیت اشخاص- می‌تواند مهاری برای لغزش سیاست‌مدارها باشد، با این همه گاهی می‌بینیم که حتی در کشورهایی که نظام‌های بسیار حساب‌شده و پیچیده‌ای نیز دارند، هر از گاهی افتضاح‌هایی از در عملکرد آن‌ها پدیدار می‌شود.

محمود احمدی‌نژاد اخیرا تنی چند از اصلی‌ترین چهره‌های نظام را زیر سوال برده است، آن‌هم از موضعی که پیش از این مخصوص گفتگوی‌های مخالفان حکومت بوده. البته سال‌ها در جمع‌های کوچک به جد و هزل از سوءاستفاده‌های بعضی از متنفذین داستان‌هایی گفته می‌شده، اما همان‌طور که پیش از این هم نوشتم شنیدن اتهاماتی که گاه در شبکه‌‌های تلویزیونی مخالفان جمهوری اسلامی به عنوان افشاگری مطرح بوده از زبان شخص دوم کشور (به تصریح قانون اساسی) به‌راستی تکان‌دهنده و نگران‌کننده است. حال عده‌ای در این میان آمده‌اند و بحث ادب و بی‌ادبی را مطرح می‌کنند، یا صحبت از ناموس (؟!) و هتک آن می‌شود (به نظر من این‌ها فرع بر موضوع است؛ اگر لازم شود خواهم گفت چرا). الان باید به این ابهام فکر کرد که چطور کسی می‌تواند به ناموس و خانوادهء افراد تعرض کند، به اشخاص طراز اول تهمت بزند و بی‌ادبی کند، دروغ بگوید، سوءمدیریت کلان داشته باشد، و… اما همچنان مثل شاخ شمشاد لبخند بزند و به کارهایش ادامه دهد؟ تنها فرضی که فعلا به نظر می‌رسد این است که احمدی‌نژاد رطب‌نخورده است و خود را  به درست یا غلط در جایگاهی می‌داند که منع رطب کند. با اعتماد به نفسی بسیار عجیب ماجرای هالهء نور را دروغ می‌خواند و بعد از گیج‌کردن کردن حریف با یک سری نمودارها ضرباتش را می‌زند و علنا او را فاقد صلاحیت و آمادگی لازم می‌داند و به شبهه در عملکرد مالی و برپاکردن زندان و مرکز شکنجه متهم می‌کندش. کوبنده‌تر از این برخورد، پاسخ‌ندادن کروبی به اتهاماتی چنین سنگین است. گرچه خاموش‌ماندن و خشم کروبی و دیگران  چندان حیرت‌انگیز نیست، چون این موقعیتی است که تا کنون در این سی‌سال سابقه نداشته: سران نظام تا امروز عادت نداشته‌اند که رسما چنین سخنان سنگینی بشوند، آن‌هم در موقعیتی که میلیون‌ها چشم به آن‌ها خیره شده است.

***

چند روز  پیش نوشتم که تا اطلاع ثانوی رایم به کروبی متمایل است. لازم است اعتراف کنم بعد از اتفاقاتی که در چند روز اخیر افتاده، رایم به وضوح متزلزل شده است.

۱۱ دیدگاه در “بگم؟ بگم؟”

  1. مولود می‌گه:

    سلام، به عقیده من چندان هم نمی‌توان به رطب نخوردن این آقا مطمئن بود. او نشان داده که می‌توان با این روش ذهن‌ها را تغییر داد: «دروغ هر چه بزرگ‌‌تر باورپذیرتر، با اعتماد به نفس مثال‌زدنی دروغ بگو، به وقتش می‌توانی حاشا کنی.جواب ندهی، طفره بروی.» همین کاری که الان دارد درباره پول نفت، هاله نور، کشورهایی که روش مدیریت را از ما طلب کرده‌اند، خبری که متضمن اهانت به همسرش بوده، نرخ تورم و جا زدن عدد تورم فروردین به جای عدد تورم سالانه، دانشجوهای ستاره‌دار، گشت ارشاد و بقیه دروغ‌هایش می‌کند.

  2. سعید می‌گه:

    سلام
    در خط آخر از اصطلاح «سران نظام« استفاده کرده‌ای. بگذار به سبک حمدی نژاد ازت بپرسیم «کی گفته اینها سران نظامند؟!».

    هادی: متوجه سوال نشدم. شاید در تعبیر توافق نداریم.

  3. جواد می‌گه:

    این مناظره ها که به دادگاه می ماند مردمی را به قضاوت می گیرند که بیش از سی سال است که به جبر پشت میله های نمودارهای مدیران نامدیر خود را اسیر می بینند و سخت است باور حقیقی دوستان روشنفکری که از دیدن سنجاق سینه سه رنگ به وجد بیایند و بگویند “تا یک «دموکراسی ایرانی» فقط ۴ سال دیگر فاصله داریم”.

  4. مهدی می‌گه:

    سلام
    دوست عزیز ممکنه ایمیل آقای جعفری رو بهم بدی فراموش کردم و البته راه دیگه ای هم به نظرم نرسید . متشکرم

    هادی: در نوار بالایی سایت‌شان درج شده است.

  5. افشین صنعی می‌گه:

    ضمن تشکر از نوشتن این مقاله متین و خواندنی باید بگویم
    سیاستمداران همه جای دنیا هر از گاهی حقیقت را نهان میکنند اما در صد سال اخیر ایشان دروغگو ترین سیاستمداری بوده
    که کشور به خود دیده.

  6. احسان می‌گه:

    خوندنی بود ولی دل رو می لرزونه که اگر احمدی نژاد رای نیاره …
    وای به حال ایران !

  7. حسام می‌گه:

    سلام … خوشحالم هنوز دوستانی هستند که معنای آزادگی و آزاده بودن را بلد هستند … من تا دو ماه پیش روی موسوی نظر مثبتی داشتم و می خواستم به او رای بدهم ولی دکتر کاری کرد که نه من بلکه اجتماع عظیمی از مردم به او متمایل شوند … این است پاداش صداقت و پاکی

  8. مهدی می‌گه:

    چااآقای جعفری وقتی به قول خودشون کامنت دونی رو تعطیل کردند آدرس ایمیل خودشون رو دادند ذیل مطلبی تحت عنوان پست آخر که الان در آرشیو گفتمگفت هم نیست بنده هم حضور ذهن ندارم .
    اگه محبت کنید ممنون میشم .

    هادی: تعجب می‌کنم که ندیدید، هنوز هم سر جایش هست: farhad[@]goftamgoft.com

  9. محمود می‌گه:

    نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
    نه هر که سر بتراشد قلندری داند

  10. بی تا می‌گه:

    به کروبی رای ندهید. این خیلی خوب است. اما نگذارید دروغگویان باور کنند که ما دروغ های قشنگشان را باور می کنیم و به خواب های قشنگ فرو می رویم. شما را به خدا نگذارید.

    هادی: مگر من چه کاره هستم خانم؟

  11. بیتا می‌گه:

    از ظواهر امر اینطور برمی آید که آقای کروبی در این روزها احتمالا به این نتیجه رسیده باشد که یک نامزد اصلاح طلب در صحنه کافی است. اگر این باشد، دور از انتظار نیست که به نفع میر حسین کنار برود . نمیدانم مناظره‌اش با میر حسین را دیدید یا نه. با اصرار می خواست از میر حسین پاسخ این پرسش را بگیرد که ” آیا در مقابل سختی های بعد از انتخابات و مشکلاتی که برایتان ایجاد خواهند کرد، خواهید ایستاد؟ “. وقتی با پاسخ مثبت میر حسین رو به رو شد، سری به علامت رضایت تکان داد. شاید از این حرکت بتوان این تلقی را داشت که ظرف رزوهای آتی، در توضیح کناره‌گیری احتمالی‌اش، به همین اطمینان خاطر به میر حسین در مقابله با سختی‌ها اشاره و میدان را به وی واگذار کند. در این صورت عاقلانه ترین تصمیم را گرفته و آرای عموم هوادارانش روانه سبد اصلاح طلبان و میر حسین شده و فصلی نو در عرصه سیاست ایران گشوده خواهد شد. البته اگر متصدیان فعلی قدرت، تاب باور و تحمل این شکست را داشته، نتیجه را بپذیرند و در صدد به هم ریختن زمین بازی برنیایند.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License