رای به عنوان هدیه

انسان نمیتواند پیشبینی قطعیای در مورد آینده و اعمال آتیاش داشته باشد. من هیچگاه فکر نمیکردم که ظرف مدتی نسبتا کوتاه، چند مطلب در ارتباط با سیاست روز بنویسم. بالاخره؛ کاری است که شد و آدمی باید مسوولیت اعمالش را بپذیرد. از آنجایی که شب گذشته در توییتر وعده دادم که دلایل انتخاب۸۸ خود را بنویسم، به وعدهام وفا میکنم:
من علاقه، دانش و درک عمیق سیاسی ندارم. نظریه و فلسفهء سیاسی کم خواندهام، فعالیت سیاسی ندارم و در جریان ریز اخبارهای سیاسی نیز نیستم. چیزهایی که خواهم گفت در مقام یک شهروند ایران است که یک رای دارد. میکوشم که در توضیحاتم بیدانشی و بیاطلاعیام را زیر تزئینات مخفی نکنم و صرفا چیزهایی که به ذهنم میآید را صادقانه بنویسم:
به احتمال زیاد، من به آقای مهدی کروبی رای خواهم داد. گرچه مطرحشدن حرف و حدیثهایی در مورد اطرافیان او و عدم پاسخگویی سریع و قاطع به این شبهات در مقطعی رایام را متزلزل کرد، اما در تاملهای بعدی به این نتیجه رسیدم که همچنان ایشان را به دیگر نامزدها ترجیح میدهم. من به عاقبت جریانی که از فرط دشمنی با آقای احمدینژاد طرفدار آقای موسوی شده، خوشبین نیستم و متاسفم که احمدینژاد و اطرافش به این حس دامن زدند. بر این گمانم که انتخاب مجدد آقای احمدینژاد برخلاف اینچه میگویند ضایعهای اسفناک و هولناک نیست و به نظرم ایشان از انتقادها و اتفاقهایی که افتاده عبرتهایی خواهد گرفت و تجدیدنظرهایی خواهد کرد. از سویی دیگر با کمال تعجب میبینم که بسی از کسانی که موسوی را برآورده کنندهء مطالبات گستردهء خود میدانند نه چندان شناختی از ضعف و قوتهایش دارند و نه دلایل محکمی برای رای دادن به وی. تجربهها و مشاهدههای شخصی به من آموخته که هر زمان مردم ما از روی احساسات و جو حرکتی کردهاند، بعد از مدتی پشیمان یا سرخورده شدهاند. با این همه رای همه محترم است و بنده آقای موسوی را مردی خدوم و محترم میدانم که خدمات قابل توجهی به کشورش کرده و امیدوارم در صورت رای آوردن خدمات افزونتری کند. آقای رضایی نیز با متانت و برنامهگراییشان مرا تحت تاثیر قرار دادند و امیدوارم همچنان در صحنه باشند و ایدههای خود را بپرورانند و قدرتمندتر از گذشته کار تشکیلاتی کنند.
آقای کروبی برنامه دارد، برنامهای که نکات خیلی قابل توجهی در آن مطرح شده است (خصوصا در بخش حقوق بشر). برنامهء ایشان بینقص نیست و ممکن است بعضی کارشناسان بگویند که بسیاری از قسمتهای آن در کوتاه مدت قابل اجرا نخواهد بود. اما به هرحال به نظرم میرسد که این برنامهای طی چند ماه با مشورتهای گسترده و کارشناسی تدوین شده است.* گرایشی که به ارائهء برنامهء تفضیلی پدید آمده را مبارک میدانم و کروبی را در این میان پیشتاز میبینم. آقای کروبی از روحانیهایی است که از ابتدای انقلاب ۵۷ در مناصب مهم، فعال و پیش از آن نیز از انقلابیون شناسنامهدار و مبارز بوده و در عین حال نقاط منفی بزرگی در عملکرد ایشان مشاهده نمیشود. این سابقهها نوعی سپر نسبتا محکم برای او میسازند و مخالفان برنامههایش به سادگی نمیتوانند با چسباندن انگ او را از میدان به در کنند. کروبی ترسو نیست و در ضمن روابط عمومی گسترده و خوبی دارد. به نظرم این دو صفت در پیشبرد کارها کمکش خواهند کرد. او نشانداده در زمان لازم میایستد و حرفش را رک و راست میزند. کروبی گمان نمیکند که فخر عالم بشریت و به تنهایی در همه چیز استاد و گوینده سخن آخر است.
مهمتر از همه اینکه آقای کروبی برای رسیدن به مقام مورد نظرش نهادسازی کرده و وقت و سرمایه گذاشته است. ایشان با تاسیس حزب، راهاندازی روزنامه و حضور نسبتا فعال در عرصه سیاست در چهار سال گذشته تلاش قابل ملاحظهای در راه رسیدن به هدفشان کردهاند. من نیز در برابر این تلاشها یک رایی که دارم را به پاس تلاشهایش به او هدیه میکنم.

سلام بر هادی عزیز!
خوشحال ام به خاطر صراحت و صداقت و متانت رفتارت. این همان چیزیست که جامعهی ما در همهی سطوح نیاز دارد.
همان طور که گفتهای رأی هر کس محترم است. پس با احترام به رأی خوب تو، در بارهی چند مسأله حرفهایی دارم که سعی میکنم کوتاه بگویم:
۱- در جایی اشاره کرده ای به چشمانتظاری پشیمانی از کاری که از روی احساسات انجام شده. این جمله خیلی کلیست و مسلما قبل و بعد دارد و گذشته از بحث کلامی و منطقی در باره اش، میشود مصداقی هم قصه را پیش برد. در سخن شما معلوم نیست که اصل حرکت هم احساسیست یا همهی احساسی شدناش ناشی از رفتار احمدینژاد است که به آن دامن زده و الخ. گذشته از این، در دموکراسی مبتنی بر رأی عامهی مردم روش ناگزیر این است که حجمع به شور در آید تا اصلا به صحنه بیاید و رأی بدهد، وگرنه چه بسا آمار تحریمیها خیلی فراتر از این میشد. من در جمع بسیاری از این افرادی که سرشار احساسات شدهاند، بسیار دیدهام کسانی را که چون خودم، در انتخابشان آگاهاند که کف مطالبات را دنبال میکنند. در ضمن، مگر در زمان انتخاب خاتمی چنین حسی مردم را فرا نگرفته بود؟ آیا مردم از انتخاب او پشیمان شدند؟ با وجود همهی موانع و مشکلات، ادبیاتی که او در انداخت و باب ایراد انتقادی که در فضای بستهی این حکومت گشود، تا همیشه، به یاد خواهد ماند. با وجود همهی بنبستها و مخالفتها و تنها ماندنها، سربلندی اخلاقی و فرهنگیمان را به یمن کارهای او فراموش نخواهیم کرد.
۲- در بخش برنامهها، ضمن این که به نیکی ویژهگیهای ایحجابی آقای کروبی را یادآور شده ای – که مطئنا برای دیگران هم میتوان برشمرد – با امتیاز دادن به برنامه داشتن کمپین آقایان رضایی و کروبی، اشاره کرده ای با تأکید که از «چهار روز مانده به انتخابات» کمپین آقای موسوی هم برنامههایش را مدون و منتشر کرده است. همان طور که گفتهای انتشار یک جای آنها افتاده به این زمان، وگرنه موسوی نیز با برنامه آمده بود و نشانهاش انتشار تدریجی همهی مفاد برنامههایش در عرصههای مختلف در پایگاههای رسانهیی در اختیارش هست، مثلا روزنامهی کلمهی سبز که در همین چند هفته انتشارش، روزبه روز، گویای این امر بوده است. و البته برنامهدار بودن موسوی محدود به این چند هفته نیست و از جدل یک روز یا چند روز میگذرم.
۳- بحثهای دیگری هم میشود کرد در بارهی جزئیات رفتار اجتماعی – سیاسی کاندیداها که بیم آن میرود رویکردش «سلبی» شود و به احترام رویکرد «ایجابی» تو از طرح آنها در میگذرم و به همان دو تذکر اخیر بسنده میکنم.
در نهایت، آرزومندم که صبح اولین روز هفته ی نو، صبحی باشد که دیگر در فضای آن بوی وقیح دروغ به استشمام نرسد.
من با این نظر شما که”انتخاب مجدد آقای احمدینژاد ضایعهای اسفناک و هولناک نیست و ایشان عبرتهایی خواهد گرفت”، مخالفم. احمدی نژاد کسی است که حب و بغض های بسیار شدیدی در بین مردم و مسئولان ایجاد کرده. از مقدس نمایی اطرافیانش تا شیطان نمایی مخالفانش. من هیچ رئیس جمهوری را نمیشناسم که اینهمه خبرسازی، جوک سازی و نقل قول های سفید و سیاه درموردش بوجود آمده باشد. رئیس جمهوری که اینهمه در بین مسئولان نظام برای خودش دشمنان جدی بوجود آورده، چطور خواهد توانست بدون تنشها و جنگ های سیاسی دوباره کشور را اداره کند؟ ببینید برای جلوگیری از انتخاب مجددش چه داستانها و وقایع باورنکردنی در حال وقوع است. و خود او برای حفظ قدرتش چطور به هر ابزاری متوسل می شود! اکثریت آرای این رئیس جمهور از بین اقشار ضعیف جامعه است که فقط امروزشان را می بینند و قدرتی را که خود ندارند در یک قهرمان می جویند و بدنبال یک قهرمانند، و چه کسی از بین این کاندیدها شاخصه های قهرمان ایرانی را بهتر از احمدی نژاد دارد؟ قهرمانی که تنهاست،ساده زیست است، مردم می بینندش، شجاع است و هاشمی و خاندانش را نابود کرده است.
احمدی نژاد بسیار باهوش است که باز هم برای مردم خودش را رودرروی هاشمی نشان داد. او خوب می داند که چقدر مردم ضعیف جامعه از هاشمی متنفرند. اما او در بین دانشگاهیان، و طبقه متوسط و مرفه جامعه طرفداران به نسبت اندکی دارد. میل زیادی که این طبقه از مردم در این چند سال به مهاجرت دارند گویای انزجار و ناامیدی این قشر از وضعیت جامعه است. خیلی ها را می شناسم که در صورت انتخاب مجدد او گفته اند که می روند.
ثبات و امنیت در جامعه فقط با حفظ تعادل بدست می آید. من وقتی شواهد بهم خوردن این تعادل را در این انتخابات می بینم بسیار نگران نتیجه انتخابات می شوم.
سلام
من فکر می کنم که ما قرار است ریس جمهوری انتخاب کنیم و نه قدیس. و قبول دارم که احمدی نژاد در مورد قضیه هاله دروغ گفته و از نظر من اشتباه کرده است و هیچ توجیهی در این زمینه قابل قبول نیست. اما اگر منصفانه نگاه کنیم کاندیدا های دیگه هم دروغهایی گفته اند برای مثال جناب آقای کروبی در منظره فرمودند برای تبلیغات پیامکی فقط ۷ میلیون تومان هزینه کرده اند (با یک محاسبه ساده معلومه که به احتمال قوی حقیقت ندارد، با توجه به اینکه حدود ۴۰ میلیون سیم کارت فعال در کشور داریم و حداقل هزینه هر پیامک تبلیغاتی ۱۰ تومانه و بیش از ۲۰ روز زمان تبلیغات بوده و sms های متعددی که هر روز به هر سیمکارت زده می شود!) و یا اینکه جناب کروبی در زمان مناظره با احمدی نزاد مطلع نبوده که ۳ دنگ خانه اش رو برای تبلیغات فروخته و بعد از مناظره متوجه این قضیه شده است! و یا اینکه جناب موسوی در مناظره با آقای کروبی صریحا آقای احمدی نژاد رو دروغگو خطاب کردند و گفتند که عدد تورم ۱۵ درصدی رو ایشان از کجا آورده در حال که منظور احمدی نزاد تورم نقطه ای اردیبهشت ۸۸ بوده و تورم ۲۵ درصدی مربوط متوسط سال ۸۷ بوده آیا ایشان برای تخریب احمدی نژاد احتمالا حقیقت را از روی عمد! پنهان نکردنه است. یا جناب آقای خاتمی حامی اصلی موسوی آیا آن دو فیلم کذایی را مونتاژ نخوانند! نمونه های این موارد کم در حرف های مخالفان آقای احمدی نزاد کم نیست. آیا دروغگویی و کتمان حقیقت فقط برای مخالفان ما بد است.
خارج از این مباحث شاید مهمترین دلیلی که باعث شده من بخواهم به آقای احمدی نزاد رای بدهم این است که برخلاف آنچه به نظر می رسد فوق العاده باهوش است ( شاهدم هم اینکه ایشان در هر مناظره از یک تاکتیک جدید برخلاف تصور حریفان استفاده کردند و در اکثر مواقع رقیبشان را در موضع ضعف قرار می دادند) که به نظر من این در بین سیاستمداران ایرانی اگر بی همتا نباشد حداقل کم نظیر است.
ممنون از این مقاله منصفانه و متین.
احمدی نزاد اهل تجدید نظر و عبرت گرفتن نیست. اگر بود حداقل
به یکی اشتباهاتش اعتراف می کرد و عذرخواهی می نمود.( مثلا
انحلال برنامه و بودجه یا خالی کردن کیسه بانکها که اکنون
۳۸ هزارملیارد تومان مطالبات معوق دارند ).
رای من مهندس موسوی است. سعی کرده ام آگاهانه انتخاب کنم.برای آقایان کروبی و رضایی هم خیلی احترام قائلم. نگرانی من همانطور که قبلا هم گفتم نماینده بخش زیادی از مردم بودن آقای احمدی نژاد است.کسانی که منش ایشان را می پسندند.بر فریب خورده هایی هم که منبع خبری شان فقط صداوسیماست شاید حرجی نباشد…
پ.ن ممنونم از فارسی کردن نظر قبلی ام.
هادی: خواهش میکنم خانم. شما بیش از اینها به این وبلاگ حق آب و گل دارید.
عزیز
اگر میرحسین را نمی شناسید کروبی را هم نمی شناسید.
شما اگر به حرف زدن این دو انسان نگاه کنید می توانید رفتار را تفکیک کنید.
همیشه طرفدار زیبایی باشید
موسوی زیباتر از بقیه است
منظور تنها زیبایی چهره نیست
زیبایی رفتار هم است.
البته مطمئنا او هم اشتباه می کند اما شاید اشتباهات اصولی تر و حق به جانبانه تری انجام دهد. به هر حال انسان جایز الخطاست.
و من اگر نمی خواستم به موسوی رای دهم به آقا محسن !رای می دادم
به هر حال صد درجه از احمدی نژاد بهتر است!
اما کروبی با میرحسین و کروبی در یک جبهه اند شنیده ام مناظره شان بسیار دوستانه بوده
کروبی رای نمی آورد پس رای خود را تلف نکنید.
[...] آقای کروبی؟ از اینکه به جنابعالی رای دادم اصلا ناراحت [...]