<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: نظریه‌پردازی سرکوب</title>
	<atom:link href="http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 12:38:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2327</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2327</guid>
		<description>در حدی نیستی که بخوای این جوری راجع به فرهاد جعفری اظهار نظر کنی !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در حدی نیستی که بخوای این جوری راجع به فرهاد جعفری اظهار نظر کنی !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حامد اکبرزاده</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2252</link>
		<dc:creator>حامد اکبرزاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2252</guid>
		<description>فرهاد جان، اونقدر نگرانی‌های مختلف وجود داره، که حتی یک اپسیلون فرصت برای احساس نگرانی کردن برای مهاجرت هیچ فردی برام باقی نمونده، بعید می‌دونم حتی اگر فرصتش رو داشتم هم در این مورد نگران می‌شدم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فرهاد جان، اونقدر نگرانی‌های مختلف وجود داره، که حتی یک اپسیلون فرصت برای احساس نگرانی کردن برای مهاجرت هیچ فردی برام باقی نمونده، بعید می‌دونم حتی اگر فرصتش رو داشتم هم در این مورد نگران می‌شدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2251</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2251</guid>
		<description>من نوشته آقای جعفری را نخوانده ام. کاری به آنچه شما و دیگران در باره آن نوشته اید نیز ندارم. اما خنده ام می گیرد از اینکه آقای جعفری 10-12 سال است که هر از چند گاهی پز خارج شدن از کشور را می دهد ولی هنوز هم سر جایش نشسته است. برای من رفتن یا ماندن ایشان هیچ اهمیتی ندارد. این مسأله ای است شخصی و به خود ایشان مربوط است. اما آخر تکرار یک ادعا و عمل نکردن به آن هم حدی دارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من نوشته آقای جعفری را نخوانده ام. کاری به آنچه شما و دیگران در باره آن نوشته اید نیز ندارم. اما خنده ام می گیرد از اینکه آقای جعفری ۱۰-۱۲ سال است که هر از چند گاهی پز خارج شدن از کشور را می دهد ولی هنوز هم سر جایش نشسته است. برای من رفتن یا ماندن ایشان هیچ اهمیتی ندارد. این مسأله ای است شخصی و به خود ایشان مربوط است. اما آخر تکرار یک ادعا و عمل نکردن به آن هم حدی دارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرهاد</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2250</link>
		<dc:creator>فرهاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2250</guid>
		<description>سلام حامدجان!
دیدگاه شما را هم خواندم و استفاده بردم. اگر بیشترین نگرانی تان این است که چرا درخواست ترک تابعیت نکرده و از کشورم نرفته‌ام، بسیار خوب در اولین فرصت می‌روم!(منتها باید فرصتش و امکانش پیش بیاید ها!)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام حامدجان!<br />
دیدگاه شما را هم خواندم و استفاده بردم. اگر بیشترین نگرانی تان این است که چرا درخواست ترک تابعیت نکرده و از کشورم نرفته‌ام، بسیار خوب در اولین فرصت می‌روم!(منتها باید فرصتش و امکانش پیش بیاید ها!)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حامد اکبرزاده</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2248</link>
		<dc:creator>حامد اکبرزاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2248</guid>
		<description>هادی جان در کامنت قبلی نوشتم که با محمدحسن موافقم که جعفری برای توجیه نظرش دست به جعل و تحریف می‌زند، یاد مطلب دکتر مسعود نقره‌کار افتادم که فرهاد جعفری با جرح و تعدیل و سانسور (به بهانه تخلیص و قابل منتشر کردن نوشته در داخل ایران) آن را تبدیل به نامه حمایت مسعود نقره‌کار از احمدی‌نژاد کرد. 
خودت مقایسه کن: 
فرهاد جعفری:
http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=533

مسعود نقره‌کار:
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=21196

عنوان نوشته جعفری:
&quot;خلاصه‌ی مطلب مربوط به &lt;b&gt; اعلام حمایت «دکتر مسعود نقره‌کار» از محموداحمدی‌نژاد &lt;/b&gt; در رای‌گیری دهم&quot;
فرهاد جعفری در ابتدا نوشته:
&quot;بد نیست خلاصه‌ی نوشته‌ی تازه‌ی دکتر «مسعود نقره‌کار» در توضیح دلایل ایشان به رای دادن به آقای احمدی‌نژاد را بخوانید [توضیح: ناچار شده‌ام تا در چندجایی، مطلب را درز بگیرم تا در داخل کشور هم قابل درج شود. امیدوارم آقای نقره‌کار مرا ببخشند]:&quot;
جاهایی که در میانه نوشته حذف شده در [...] قرار گرفته، اما آخرین پاراگراف مسعود نقره‌کار بدون کوچکترین اشاره‌ای حذف شده، این پاراگراف:
&lt;b&gt;
&quot;آری, اگر قرار شود در ... رای خواهم داد!&quot;
&lt;/b&gt;
در انتهای مطلب جعفری نوشته شده:
&quot;[توضیح: مطلب آقای نقره‌کار، در وب‌سایت اخبار روز، قابل دسترسی‌ست]&quot;
برای پیدا کردن مطلبی که نقل شده لینکی گذاشته نشده تا رویش کلیک کنی، بلکه باید آن را جستجو کنی تا بیابی. البته می‌دانم برای تمام این‌ها توجیهات محکمه پسند هم وجود دارد!

توضیح: تاکیدها از من است.

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; همان‌طور که در &lt;a href=&quot;http://blog.hadisabbagh.com/1388/03/عنوان-نمی%E2%80%8Cگذارم-که-در-عنوان-نمانید/&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;آخرین مطلبم&lt;/a&gt; نوشته‌ام، من یک نوشتهء خاص آقای جعفری را در نظر داشته‌ام و به یک پیامد و برداشتی که ممکن است از آن برآید، پرداخته‌ام. نه حقی و نه جایگاه قضاوت برای خود قائلم و نه در برابر آقای جعفری یا شخص دیگری لشکرکشی کرده‌ام. اگر چنین بحث‌هایی بخواهد ادامه پیدا کند، معلوم نیست آخر آن به کجا خواهد انجامید و اصلا کارنامهء خود ما چگونه خواهد بود. بنابر این باز هم خواهش می‌کنم که به بازبودن فضای نظر احترام بگذاریم و پیرامون صحت یا سقم، بد یا خوب، و اعتبار و سستی مطالب مجازی بودن صحبت کنیم. </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هادی جان در کامنت قبلی نوشتم که با محمدحسن موافقم که جعفری برای توجیه نظرش دست به جعل و تحریف می‌زند، یاد مطلب دکتر مسعود نقره‌کار افتادم که فرهاد جعفری با جرح و تعدیل و سانسور (به بهانه تخلیص و قابل منتشر کردن نوشته در داخل ایران) آن را تبدیل به نامه حمایت مسعود نقره‌کار از احمدی‌نژاد کرد.<br />
خودت مقایسه کن:<br />
فرهاد جعفری:<br />
<a href="http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=533" rel="nofollow">http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=533</a></p>
<p>مسعود نقره‌کار:<br />
<a href="http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=21196" rel="nofollow">http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=21196</a></p>
<p>عنوان نوشته جعفری:<br />
&#8220;خلاصه‌ی مطلب مربوط به <b> اعلام حمایت «دکتر مسعود نقره‌کار» از محموداحمدی‌نژاد </b> در رای‌گیری دهم&#8221;<br />
فرهاد جعفری در ابتدا نوشته:<br />
&#8220;بد نیست خلاصه‌ی نوشته‌ی تازه‌ی دکتر «مسعود نقره‌کار» در توضیح دلایل ایشان به رای دادن به آقای احمدی‌نژاد را بخوانید [توضیح: ناچار شده‌ام تا در چندجایی، مطلب را درز بگیرم تا در داخل کشور هم قابل درج شود. امیدوارم آقای نقره‌کار مرا ببخشند]:&#8221;<br />
جاهایی که در میانه نوشته حذف شده در [...] قرار گرفته، اما آخرین پاراگراف مسعود نقره‌کار بدون کوچکترین اشاره‌ای حذف شده، این پاراگراف:<br />
<b><br />
&#8220;آری, اگر قرار شود در &#8230; رای خواهم داد!&#8221;<br />
</b><br />
در انتهای مطلب جعفری نوشته شده:<br />
&#8220;[توضیح: مطلب آقای نقره‌کار، در وب‌سایت اخبار روز، قابل دسترسی‌ست]&#8221;<br />
برای پیدا کردن مطلبی که نقل شده لینکی گذاشته نشده تا رویش کلیک کنی، بلکه باید آن را جستجو کنی تا بیابی. البته می‌دانم برای تمام این‌ها توجیهات محکمه پسند هم وجود دارد!</p>
<p>توضیح: تاکیدها از من است.</p>
<p><strong>هادی:</strong> همان‌طور که در <a href="http://blog.hadisabbagh.com/1388/03/عنوان-نمی%E2%80%8Cگذارم-که-در-عنوان-نمانید/" rel="nofollow">آخرین مطلبم</a> نوشته‌ام، من یک نوشتهء خاص آقای جعفری را در نظر داشته‌ام و به یک پیامد و برداشتی که ممکن است از آن برآید، پرداخته‌ام. نه حقی و نه جایگاه قضاوت برای خود قائلم و نه در برابر آقای جعفری یا شخص دیگری لشکرکشی کرده‌ام. اگر چنین بحث‌هایی بخواهد ادامه پیدا کند، معلوم نیست آخر آن به کجا خواهد انجامید و اصلا کارنامهء خود ما چگونه خواهد بود. بنابر این باز هم خواهش می‌کنم که به بازبودن فضای نظر احترام بگذاریم و پیرامون صحت یا سقم، بد یا خوب، و اعتبار و سستی مطالب مجازی بودن صحبت کنیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صبا</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2247</link>
		<dc:creator>صبا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2247</guid>
		<description>با تشکر از آقایان [...] و [...] که بین شما و آقای جعفری دعوا انداختند....!

راستش من هم خیلی از حرف‌های ایشان را نمی‌فهمم:که مثلا آقای  [...]  بزرگوار است در حالی که ایشان فردای پیروزی بیست و چهار میلیونیش معترضین را خس و خاشاک خواند و به نوعی کثافت هایی که او برای جمع‌آوری آراء زیر یک درصدشان حاضر به تلاشی نیست (کاری که کروبی گویا کرد!)

یا برداشت عجیب و غریبشان از نوشته مسعود بهنود و بعد تعجبشان از نوشته بعدی او(که آن دو را در تضاد می‌دیدند) و در ادامه متاسف شدنشان برای بهنود....که من را در پذیرش تحلیل‌های ایشان کاملا مردد کرد

و همینکه نوع اطلاع‌رسانی وزارت کشور هیچ در ایشان ایجاد شک نمی‌کند....و حتی چهره شدیدا درهم  [...]  هنگام رای‌دادن.....و سخنان شبه خداحافظی‌اش:من از همه مردم تشکر می‌کنم.از همه بزرگواریهاشان........

اما از این هم نمی‌توانم بگذرم که ایشان حداقل یک هفته پیش از رای‌گیری نوشت که موسوی نمی‌داند وارد چه بازی شده‌است و خیلی ساده گرفته است ...این به نظرم امروز کاملا روشن است که آقای موسوی برداشت درستی از جریانات نداشته است و نمی‌دانسته طرف مقابل تا چه حد مصمم است و دعوا سر چیست. سرعت عمل خانم  [...] در سوار شدن بر موج هم که گویااست ... 

 در کل تحلیل‌های ایشان به علت متفاوت بودن حداقل مفید است.شاید دقیقتر ببینیم

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; به جای چند نام شخصیت‌های سیاسی،  [...] گذاشتم. امیدوارم علت این کار قابل درک باشد. در ضمن از سوی من دعوایی در کار نیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با تشکر از آقایان [...] و [...] که بین شما و آقای جعفری دعوا انداختند&#8230;.!</p>
<p>راستش من هم خیلی از حرف‌های ایشان را نمی‌فهمم:که مثلا آقای  [...]  بزرگوار است در حالی که ایشان فردای پیروزی بیست و چهار میلیونیش معترضین را خس و خاشاک خواند و به نوعی کثافت هایی که او برای جمع‌آوری آراء زیر یک درصدشان حاضر به تلاشی نیست (کاری که کروبی گویا کرد!)</p>
<p>یا برداشت عجیب و غریبشان از نوشته مسعود بهنود و بعد تعجبشان از نوشته بعدی او(که آن دو را در تضاد می‌دیدند) و در ادامه متاسف شدنشان برای بهنود&#8230;.که من را در پذیرش تحلیل‌های ایشان کاملا مردد کرد</p>
<p>و همینکه نوع اطلاع‌رسانی وزارت کشور هیچ در ایشان ایجاد شک نمی‌کند&#8230;.و حتی چهره شدیدا درهم  [...]  هنگام رای‌دادن&#8230;..و سخنان شبه خداحافظی‌اش:من از همه مردم تشکر می‌کنم.از همه بزرگواریهاشان&#8230;&#8230;..</p>
<p>اما از این هم نمی‌توانم بگذرم که ایشان حداقل یک هفته پیش از رای‌گیری نوشت که موسوی نمی‌داند وارد چه بازی شده‌است و خیلی ساده گرفته است &#8230;این به نظرم امروز کاملا روشن است که آقای موسوی برداشت درستی از جریانات نداشته است و نمی‌دانسته طرف مقابل تا چه حد مصمم است و دعوا سر چیست. سرعت عمل خانم  [...] در سوار شدن بر موج هم که گویااست &#8230; </p>
<p> در کل تحلیل‌های ایشان به علت متفاوت بودن حداقل مفید است.شاید دقیقتر ببینیم</p>
<p><strong>هادی:</strong> به جای چند نام شخصیت‌های سیاسی،  [...] گذاشتم. امیدوارم علت این کار قابل درک باشد. در ضمن از سوی من دعوایی در کار نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علیرضا</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2246</link>
		<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2246</guid>
		<description>آقای هادی خدارو شکر میکنم که به هم عقیده من آنچنان قدرت بیان و نوشتار داده که با این مقاله زیبا به یکی از سردردهای کوچک این چند روزه ام پایان داد.سپاس.
از این جا به بعد را اگرصلاح دانستید نمایش دهید اگر هم نه فدای سرت ،درک خواهم کرد.
1-در تاریخ 17.3.88نامه ای به ایشان نوشتم که بند اول آن به شرح زیر بود :
&quot;بی اختیار وقتی طرفداری سفت و قرص شما رو میبینم نمیدونم چرا یاد داستان ردصلاحیت شما و بغضی که از این قضیه داشتید می افتم. تا اونجا که قرار بود حتی تابعیت ایران رو ترک کنید.همون کشوری که اونروز رییس جمهورش همین آقای احمدی نژاد بود.اگه توی این ماراتن نفسگیرانتخابات شما آرزوی دوردست پیروزی احمدی نژاد رو دارید خب اونموقع که ایشون رییس جمهور حاضر آماده بود.پس چرا میخواستید به ایشون پشت کنید و ترک تابعیت کنید؟مگر چه چیزی از اون موقع تا به حال برای شما خوشایند بوده که اینطور امروز نرخ عوض شده؟ &quot;
 هیچ جوابی داده نشد.
2-در تاریخ 23.3.88 آنموقع که هنوز ایشان اعتراف به جنایت نیروهای ضربت نمیکرد،در قسمتی از نامه بلند بالایم گفتم :
&quot;از تو چه پنهون که الان دو روزه توهم گرفتم که خواهر برادرای مظلومم دارن سلاخی میشن.خودمم(با 5 تا از دوستام) روز جمعه اشتباهی رفتم  سفارت خونه یه کشور دیگه به کروبی رای دادم&quot;
باز هیچ جوابی داده نشد.
3-دوباره در تاریخ 23.3.88 به ایشان نوشتم &quot;احمدی نژاد به خواهر برادرای من میگه خس و خاشاک.خاتمی اگه برای رای من نتونست هیچ کاری بکنه حداقل انقدر تمدن داشت که گفت زنده باد مخالف من&quot;
جالبه که ایشان اینبار جواب داد و به این مضمون :&quot; یادمان نرفته که خاتمی به دانشجویان در شانزده آذر که او را هو کردند گفت: آدم باشید وگرنه می‌دهم بیرون تان کنند&quot;
جدا از این قضیه که این دو مطلب قیاس مع الفارغه ولی با این همه ایشون فکرشم نمیکرد که من خودم در اون جلسه حضور داشتم و برای ایشان تشریح کردم که این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخه که میگویند آنروز خاتمی دانشجوها رو مخاطب این حرفش قرار داده.طبیعتا بعد از تشریح دقیقه به دقیقه آن جلسه کذایی برای ایشان دیگرهیج جوابی نگرفتم. 
4-در تحلیل پست چالش برانگیز ایشان با عنوان [انقلاب 57، سرانجام پیروز شد ]  به ایشان نوشتم که خیلی سریعتر از پیشوای محبوبتان شروع به مصادره کردید اجازه بدهید حداقل شورای نگهبان ایشان را تایید کند آنوقت دست به کار شوید در ضمن به انقلاب 57 نزدیک به 98% رای آری دادند حال آنکه حتی بر اساس آمار کاملا وقیحانه وزارت کشور در خرداد 88 در سایه همان قانون اساسی از هر 3 نفر 1 نفر به این جریان حاکم نه گفته است.                                                                                    به نظر من این پست، مصداق بارز تشویش و تحریک هرچه بیشتر افکار جامعه برای به بیراهه کشیدن اعتراض مدنی مردم و تبدیل آن به یک شورش کوراست.چیزی که آرزوی خیلیها در این روزهاست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای هادی خدارو شکر میکنم که به هم عقیده من آنچنان قدرت بیان و نوشتار داده که با این مقاله زیبا به یکی از سردردهای کوچک این چند روزه ام پایان داد.سپاس.<br />
از این جا به بعد را اگرصلاح دانستید نمایش دهید اگر هم نه فدای سرت ،درک خواهم کرد.<br />
۱-در تاریخ ۱۷٫۳٫۸۸نامه ای به ایشان نوشتم که بند اول آن به شرح زیر بود :<br />
&#8220;بی اختیار وقتی طرفداری سفت و قرص شما رو میبینم نمیدونم چرا یاد داستان ردصلاحیت شما و بغضی که از این قضیه داشتید می افتم. تا اونجا که قرار بود حتی تابعیت ایران رو ترک کنید.همون کشوری که اونروز رییس جمهورش همین آقای احمدی نژاد بود.اگه توی این ماراتن نفسگیرانتخابات شما آرزوی دوردست پیروزی احمدی نژاد رو دارید خب اونموقع که ایشون رییس جمهور حاضر آماده بود.پس چرا میخواستید به ایشون پشت کنید و ترک تابعیت کنید؟مگر چه چیزی از اون موقع تا به حال برای شما خوشایند بوده که اینطور امروز نرخ عوض شده؟ &#8221;<br />
 هیچ جوابی داده نشد.<br />
۲-در تاریخ ۲۳٫۳٫۸۸ آنموقع که هنوز ایشان اعتراف به جنایت نیروهای ضربت نمیکرد،در قسمتی از نامه بلند بالایم گفتم :<br />
&#8220;از تو چه پنهون که الان دو روزه توهم گرفتم که خواهر برادرای مظلومم دارن سلاخی میشن.خودمم(با ۵ تا از دوستام) روز جمعه اشتباهی رفتم  سفارت خونه یه کشور دیگه به کروبی رای دادم&#8221;<br />
باز هیچ جوابی داده نشد.<br />
۳-دوباره در تاریخ ۲۳٫۳٫۸۸ به ایشان نوشتم &#8220;احمدی نژاد به خواهر برادرای من میگه خس و خاشاک.خاتمی اگه برای رای من نتونست هیچ کاری بکنه حداقل انقدر تمدن داشت که گفت زنده باد مخالف من&#8221;<br />
جالبه که ایشان اینبار جواب داد و به این مضمون :&#8221; یادمان نرفته که خاتمی به دانشجویان در شانزده آذر که او را هو کردند گفت: آدم باشید وگرنه می‌دهم بیرون تان کنند&#8221;<br />
جدا از این قضیه که این دو مطلب قیاس مع الفارغه ولی با این همه ایشون فکرشم نمیکرد که من خودم در اون جلسه حضور داشتم و برای ایشان تشریح کردم که این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخه که میگویند آنروز خاتمی دانشجوها رو مخاطب این حرفش قرار داده.طبیعتا بعد از تشریح دقیقه به دقیقه آن جلسه کذایی برای ایشان دیگرهیج جوابی نگرفتم.<br />
۴-در تحلیل پست چالش برانگیز ایشان با عنوان [انقلاب ۵۷، سرانجام پیروز شد ]  به ایشان نوشتم که خیلی سریعتر از پیشوای محبوبتان شروع به مصادره کردید اجازه بدهید حداقل شورای نگهبان ایشان را تایید کند آنوقت دست به کار شوید در ضمن به انقلاب ۵۷ نزدیک به ۹۸% رای آری دادند حال آنکه حتی بر اساس آمار کاملا وقیحانه وزارت کشور در خرداد ۸۸ در سایه همان قانون اساسی از هر ۳ نفر ۱ نفر به این جریان حاکم نه گفته است.                                                                                    به نظر من این پست، مصداق بارز تشویش و تحریک هرچه بیشتر افکار جامعه برای به بیراهه کشیدن اعتراض مدنی مردم و تبدیل آن به یک شورش کوراست.چیزی که آرزوی خیلیها در این روزهاست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حامد اکبرزاده</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2245</link>
		<dc:creator>حامد اکبرزاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2245</guid>
		<description>هادی عزیز، چند وقت پیش آقای جعفری مطلبی نوشته بود به نام چرا احمدی‌نژاد زیبا است، (کاری به مطلب ندارم که مثلاً یکی از دلایل زیبایی احمدی‌نژاد را عدم پایبندی او به تقسیم بندی خودی و غیرخودی ذکر کرده بود!!) و این مطلب در سایت بالاترین پست شده بود، زیر مطلب کامنت گذاشته بودند که چطور یک آدم می تواند اینطور پست باشد، و چطور این اراجیف را بنویسد، یکی می‌گفت این از این نوچه‌های احمدی‌نژاد است، دیگری نوشته بود فرهاد جعفری دهاتی است و کلاً تحلیل‌هایش همینقدر مزخرف است، آن یکی می‌گفت کتابی که در دیگر دوره‌ها نمی‌توانست چاپ کند با همین کارها چاپ کرده و دارد خوش‌خدمتی میکند، در بالاترین فعالیتی ندارم، اما دوست داشتم برایشان بنویسم که کاشکی تحلیل‌های جعفری را قبل از زمانی که تصمیم به نامزد شدن در انتخابات مجلس هشتم گرفت را خوانده بودید تا متوجه می‌شدید که اتفاقاً تحلیل‌گری خوبی هم هست یا لااقل بود، اما از آن تاریخ چه برجعفری گذشت نمی‌دانم. خودش با اطمینان می‌گوید که هرکه مخالف او فکر می‌کند منصف نیست و از نفرت به جمهوری اسلامی این واکنش‌ها را نشان می دهد، می‌گوید ما به خاطر اینکه زبونی و بی‌عرضگی خود را مخفی کنیم از جمهوری اسلامی و احمدی‌نژاد هیولا ساخته‌ایم و از این قبیل حرف‌ها، می‌گوید که شما چون تحلیل‌هایی مخالف نظر شما نوشته‌ام اینگونه واکنش نشان می‌دهید و اگر آنچه دلخواه شماهست بنویسم چنین واکنش‌هایی نشان نخواهید داد. با محمدحسن موافقم که جعفری خودشیفته است و متوهم (این را در یک مشاجره تلفنی هم به او گفته‌ام) و باز هم موافقم که برای توجیه خود دست به تحریف و جعل می‌زند.
در مورد داستان بحث کشته شدن عراقی‌ها و آن بحث بین تو و نیشابور و جعفری هم، جعفری هرگز از حرف خود پایین نیامد بلکه گفت که به خاطر فرد دیگری حالا می‌گم اوکی (یعنی بزرگواری خود را به رخ کشید)
به خاطر دارم که بعد از رد صلاحیت شدن با اطمینان نوشت که من تقاضای عدم تابعیت می‌کنم و چرا باید چنین شهروند بی‌صلاحیتی در ایران داشته باشید، و ادعا می‌کرد با اینکار می‌خواهد دولت احمدی‌نژاد را که وزرات کشورش (هیات‌های اجرای) او را رد صلاحیت کرده به چالش بکشد، ادعایی که اول به تاخیر افتاد و بعد به فراموشی سپرده شد و نهایتاً در هیاهوی کافه پیانو گم شد. (البته این اواخر باز اشاره‌ای به آن کرده بود)

در آخر بگم که فکر نمی‌کنم جعفری خیلی هم به آنچه می‌گوید معتقد باشد، چه وقتی از گاندی صحبت می‌کند یا از نگره‌ی لیبرال دموکراسی و چه وقتی از احمدی‌نژاد می‌گوید، هدفش از نوشتن این‌ها چیست من‌که نمی‌دانم ولی می‌دانم که می داند دارد دروغ می‌گوید. البته مدت‌هاست که دیگر حرف سیاسی با او ندارم، بعد از آن مشاجره شدید تلفنی هردو به هم گفتیم که برای تحلیل‌های هم کوچکترین ارزشی قائل نیستیم و الان هم رابطه‌ام با او صرفاً یک رابطه‌ی حرفه‌ای است، ولی همچنان در عجبم که برای آن فرهاد جعفری که دوستش داشتیم چه اتفاقی افتاد؟
(هادی جان ببخش که کامنتم خیلی پراکنده شد)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هادی عزیز، چند وقت پیش آقای جعفری مطلبی نوشته بود به نام چرا احمدی‌نژاد زیبا است، (کاری به مطلب ندارم که مثلاً یکی از دلایل زیبایی احمدی‌نژاد را عدم پایبندی او به تقسیم بندی خودی و غیرخودی ذکر کرده بود!!) و این مطلب در سایت بالاترین پست شده بود، زیر مطلب کامنت گذاشته بودند که چطور یک آدم می تواند اینطور پست باشد، و چطور این اراجیف را بنویسد، یکی می‌گفت این از این نوچه‌های احمدی‌نژاد است، دیگری نوشته بود فرهاد جعفری دهاتی است و کلاً تحلیل‌هایش همینقدر مزخرف است، آن یکی می‌گفت کتابی که در دیگر دوره‌ها نمی‌توانست چاپ کند با همین کارها چاپ کرده و دارد خوش‌خدمتی میکند، در بالاترین فعالیتی ندارم، اما دوست داشتم برایشان بنویسم که کاشکی تحلیل‌های جعفری را قبل از زمانی که تصمیم به نامزد شدن در انتخابات مجلس هشتم گرفت را خوانده بودید تا متوجه می‌شدید که اتفاقاً تحلیل‌گری خوبی هم هست یا لااقل بود، اما از آن تاریخ چه برجعفری گذشت نمی‌دانم. خودش با اطمینان می‌گوید که هرکه مخالف او فکر می‌کند منصف نیست و از نفرت به جمهوری اسلامی این واکنش‌ها را نشان می دهد، می‌گوید ما به خاطر اینکه زبونی و بی‌عرضگی خود را مخفی کنیم از جمهوری اسلامی و احمدی‌نژاد هیولا ساخته‌ایم و از این قبیل حرف‌ها، می‌گوید که شما چون تحلیل‌هایی مخالف نظر شما نوشته‌ام اینگونه واکنش نشان می‌دهید و اگر آنچه دلخواه شماهست بنویسم چنین واکنش‌هایی نشان نخواهید داد. با محمدحسن موافقم که جعفری خودشیفته است و متوهم (این را در یک مشاجره تلفنی هم به او گفته‌ام) و باز هم موافقم که برای توجیه خود دست به تحریف و جعل می‌زند.<br />
در مورد داستان بحث کشته شدن عراقی‌ها و آن بحث بین تو و نیشابور و جعفری هم، جعفری هرگز از حرف خود پایین نیامد بلکه گفت که به خاطر فرد دیگری حالا می‌گم اوکی (یعنی بزرگواری خود را به رخ کشید)<br />
به خاطر دارم که بعد از رد صلاحیت شدن با اطمینان نوشت که من تقاضای عدم تابعیت می‌کنم و چرا باید چنین شهروند بی‌صلاحیتی در ایران داشته باشید، و ادعا می‌کرد با اینکار می‌خواهد دولت احمدی‌نژاد را که وزرات کشورش (هیات‌های اجرای) او را رد صلاحیت کرده به چالش بکشد، ادعایی که اول به تاخیر افتاد و بعد به فراموشی سپرده شد و نهایتاً در هیاهوی کافه پیانو گم شد. (البته این اواخر باز اشاره‌ای به آن کرده بود)</p>
<p>در آخر بگم که فکر نمی‌کنم جعفری خیلی هم به آنچه می‌گوید معتقد باشد، چه وقتی از گاندی صحبت می‌کند یا از نگره‌ی لیبرال دموکراسی و چه وقتی از احمدی‌نژاد می‌گوید، هدفش از نوشتن این‌ها چیست من‌که نمی‌دانم ولی می‌دانم که می داند دارد دروغ می‌گوید. البته مدت‌هاست که دیگر حرف سیاسی با او ندارم، بعد از آن مشاجره شدید تلفنی هردو به هم گفتیم که برای تحلیل‌های هم کوچکترین ارزشی قائل نیستیم و الان هم رابطه‌ام با او صرفاً یک رابطه‌ی حرفه‌ای است، ولی همچنان در عجبم که برای آن فرهاد جعفری که دوستش داشتیم چه اتفاقی افتاد؟<br />
(هادی جان ببخش که کامنتم خیلی پراکنده شد)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد حسن</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2243</link>
		<dc:creator>محمد حسن</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2243</guid>
		<description>سلام،

شباهتهای زیادی است بین این دو دوستمان:

۱- هر دو بسیار خودشیفته ا‌ند.

۲- هر دو شعور مخاطب را ناچیز می‌‌شمارند.  

۳- هر دو برای توجیه نظرشان دست به تحریف و جعل می‌‌زنند.

۴- هر دو سرشار از کینه ا‌ند ولی‌ از مهرورزی سخن می‌‌گویند.

شاید اینها دلایل عشق یکی‌ به دیگری است!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام،</p>
<p>شباهتهای زیادی است بین این دو دوستمان:</p>
<p>۱- هر دو بسیار خودشیفته ا‌ند.</p>
<p>۲- هر دو شعور مخاطب را ناچیز می‌‌شمارند.  </p>
<p>۳- هر دو برای توجیه نظرشان دست به تحریف و جعل می‌‌زنند.</p>
<p>۴- هر دو سرشار از کینه ا‌ند ولی‌ از مهرورزی سخن می‌‌گویند.</p>
<p>شاید اینها دلایل عشق یکی‌ به دیگری است!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پارسا</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2135/comment-page-1#comment-2241</link>
		<dc:creator>پارسا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2135#comment-2241</guid>
		<description>من پس از خواندن مقاله ای که در سایت بی بی سی در حمایت از محمود احمدی نژاد نوشته بود با سایتش آشنا شدم. او را از طریق کافه پیانو می شناختم و نه بیشتر. بعدا فهمیدم که کاندیدای نمایندگی هم در مشهد بوده. هربار که مطلبی از او می خوانم دوست دارم کامنتی برایش بگذارم که عموماً امکان این کار را نمی دهد و خیالش را راحت کرده است. او در مقاله بی بی سی و همینطور در مناظره اش در دانشگاه مشهد از جمله احمدی نژاد را به خاطر تصویب(!) قانون پولشویی مورد ستایش قرار داده است و حتی در مقاله ای در سایتش خاتمی را به خاطر اینکه گفته لایحه پولشویی در زمان دولت من تقدیم مجلس شد، دروغگو دانست. در حالیکه او لیسانس حقوق است و خوب می داند که قانون را دولت تصویب نمی کند، بلکه دولت لایحه آن را تصویب می کند و به مجلس تقدیم می نماید و این مجلس است که پس از بررسی در کمیسیونهای مربوط در صحن مجلس به تصویب می رساند. لایحه این قانون نیز در سال 81 و توسط دولت خاتمی تصویب و تقدیم مجلس شده است و تنها نقش احمدی نژاد در این میان ابلاغ آن به دستگاههای اجرایی بعد از تصویب آن در مجلس بوده است که امری است کاملا تشریفاتی و در زمره وظایف رییس جمهور است و اگر نکند رییس مجلس آنرا ابلاغ می کند. به هرحال این مورد نشان می دهد که دقت وی در مطالبی که با آن قاطعیت آن هم در حوزه تخصصی خودش(حقوق) بیان می کند تا چه حد است!(و وای به حال اظهار نظرهای او در مورد مسائل غیر تخصصی) البته من شخصا این را ناشی از بی دقتی او نمی دانم بلکه ناشی از عوامل دیگری ارزیابی می کنم. بی رو دربایستی بگویم به نظر من بسیاری از اطلاعات پایه نوشته های اخیر او را «دیگران» در اختیارش می گذارند و او مقاله سفارشی موردنظر را با رنگ و لعاب مثلا روشنفکرمآبانه تهیه می کند و خوب مقاله اخیرش هم از همان دست است تا در صورت ضرورت از آن استفاده شود. خوب این هم به هرحال شغل شریفی است در این وانفسای مشکلات اقتصادی و...
نکته جالبی که هم در کتابش اشاره کرده و هم در سایتش اینکه میگوید در گزینش وکالت چون قصد تفتیش عقاید داشتند پاسخ نگفتم و بنا بر این در گزینش رد شدم. این سوال برای من مطرح می شود که پس چگونه توانسته صلاحیت کاندیداتوری مجلس را احراز کند؟ آیا در آنجا سوال از عقیده و اعتقاد به فلان چیز و بهمان چیز نمی شود؟!
نکته جالبی که در مقاله اخیر او به نظرم رسید این بود که در آنجا خود را ناظر مستقل قلمداد کرده بود! می خواستم برایش بنویسم که لااقل مطالب قبلی ات در جریان انتخابات و لینکهای آنچنانی ات را پاک می کردی و بعد این را می گفتی تا لااقل افرادی که تازه به سایتت می آیند آن را باور کنند. اما خوب اجازه کامنت نمی دهند این ناظر مستقل!

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; جناب آقای پارسا، یا یقینا مطلع هستیم که هادی نوعی، نویسندهء قلم به مزدی است که از اشخاص ناموجه مزد می‌گیرد و یا پیش‌خودمان حدس می‌زنیم؛ مثلا چون او هم‌فکر ما نیست یا از مرامش خوشمان نمی‌آید (در این صورت وای بر ما). اما اصل سخنم این است که حین بررسی نظرات هیچ کدام از این دو حالت محلی از اعراب ندارد. چون ممکن است هادی یک معلم پارسای اخلاق باشد اما مطالب خیلی چرندی در مورد اقتصاد بنویسد، یا برعکس. بنابر این خوب است دقت داشته باشیم که در نظر و مطلب‌ انتقادی‌مان جانب احتیاط را رعایت و صرفا به بررسی آراء و گفته‌های مستند افراد بپردازیم. </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من پس از خواندن مقاله ای که در سایت بی بی سی در حمایت از محمود احمدی نژاد نوشته بود با سایتش آشنا شدم. او را از طریق کافه پیانو می شناختم و نه بیشتر. بعدا فهمیدم که کاندیدای نمایندگی هم در مشهد بوده. هربار که مطلبی از او می خوانم دوست دارم کامنتی برایش بگذارم که عموماً امکان این کار را نمی دهد و خیالش را راحت کرده است. او در مقاله بی بی سی و همینطور در مناظره اش در دانشگاه مشهد از جمله احمدی نژاد را به خاطر تصویب(!) قانون پولشویی مورد ستایش قرار داده است و حتی در مقاله ای در سایتش خاتمی را به خاطر اینکه گفته لایحه پولشویی در زمان دولت من تقدیم مجلس شد، دروغگو دانست. در حالیکه او لیسانس حقوق است و خوب می داند که قانون را دولت تصویب نمی کند، بلکه دولت لایحه آن را تصویب می کند و به مجلس تقدیم می نماید و این مجلس است که پس از بررسی در کمیسیونهای مربوط در صحن مجلس به تصویب می رساند. لایحه این قانون نیز در سال ۸۱ و توسط دولت خاتمی تصویب و تقدیم مجلس شده است و تنها نقش احمدی نژاد در این میان ابلاغ آن به دستگاههای اجرایی بعد از تصویب آن در مجلس بوده است که امری است کاملا تشریفاتی و در زمره وظایف رییس جمهور است و اگر نکند رییس مجلس آنرا ابلاغ می کند. به هرحال این مورد نشان می دهد که دقت وی در مطالبی که با آن قاطعیت آن هم در حوزه تخصصی خودش(حقوق) بیان می کند تا چه حد است!(و وای به حال اظهار نظرهای او در مورد مسائل غیر تخصصی) البته من شخصا این را ناشی از بی دقتی او نمی دانم بلکه ناشی از عوامل دیگری ارزیابی می کنم. بی رو دربایستی بگویم به نظر من بسیاری از اطلاعات پایه نوشته های اخیر او را «دیگران» در اختیارش می گذارند و او مقاله سفارشی موردنظر را با رنگ و لعاب مثلا روشنفکرمآبانه تهیه می کند و خوب مقاله اخیرش هم از همان دست است تا در صورت ضرورت از آن استفاده شود. خوب این هم به هرحال شغل شریفی است در این وانفسای مشکلات اقتصادی و&#8230;<br />
نکته جالبی که هم در کتابش اشاره کرده و هم در سایتش اینکه میگوید در گزینش وکالت چون قصد تفتیش عقاید داشتند پاسخ نگفتم و بنا بر این در گزینش رد شدم. این سوال برای من مطرح می شود که پس چگونه توانسته صلاحیت کاندیداتوری مجلس را احراز کند؟ آیا در آنجا سوال از عقیده و اعتقاد به فلان چیز و بهمان چیز نمی شود؟!<br />
نکته جالبی که در مقاله اخیر او به نظرم رسید این بود که در آنجا خود را ناظر مستقل قلمداد کرده بود! می خواستم برایش بنویسم که لااقل مطالب قبلی ات در جریان انتخابات و لینکهای آنچنانی ات را پاک می کردی و بعد این را می گفتی تا لااقل افرادی که تازه به سایتت می آیند آن را باور کنند. اما خوب اجازه کامنت نمی دهند این ناظر مستقل!</p>
<p><strong>هادی:</strong> جناب آقای پارسا، یا یقینا مطلع هستیم که هادی نوعی، نویسندهء قلم به مزدی است که از اشخاص ناموجه مزد می‌گیرد و یا پیش‌خودمان حدس می‌زنیم؛ مثلا چون او هم‌فکر ما نیست یا از مرامش خوشمان نمی‌آید (در این صورت وای بر ما). اما اصل سخنم این است که حین بررسی نظرات هیچ کدام از این دو حالت محلی از اعراب ندارد. چون ممکن است هادی یک معلم پارسای اخلاق باشد اما مطالب خیلی چرندی در مورد اقتصاد بنویسد، یا برعکس. بنابر این خوب است دقت داشته باشیم که در نظر و مطلب‌ انتقادی‌مان جانب احتیاط را رعایت و صرفا به بررسی آراء و گفته‌های مستند افراد بپردازیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

