عنوان نمیگذارم که در عنوان نمانید
آقای فرهاد جعفری بعد از این که اعلام کردند ممکن است از «ترس» پاسخ مطلب نظریهپردازی سرکوب را ندهند، شجاعت خویش را بازیافته و در قسمتی از آخرین مطلبشان نوشتهاند:
… میتوانستم به مطلب دوست دیگری که فرصت را مغتنم یافته (آقای محمدهادی صباغ) و در عنوانِ مطلبش تلویحاً مرا «نظریهپرداز سرکوب» خوانده، پاسخی بدهم که با اکتفاء به پرداختن به همان عنوان مطلب ایشان، نوبت حتا به سطرهای دیگر این نوشتهی «نامهربانانه» نرسد (صفتهای دیگری باید بهکار میبردم. اما هرچه کردم، نتوانستم).
اما ترجیح دادم بهجای آن، به خوانندگان گفتمگفت نشان بدهم که:
آن کسی که به شهادتِ محتوای فقط دو نوشته از نوشتههایش، «دستکم از ۱۰ ماه پیش» امروز و رویدادهای امروز را دیده بود و آن را پیوسته هشدار میداد (و ترک حجاب گلشیفته و انتشار چند مطلب نابهنگام را چنان مهم یافت که پیشنهاد داد ساخت حاکم حتا مجلس خود را منحل کند تا مانع رخدادهای بعدی شود)؛ اگر «منفعت همگانی» را در نظر نمیگرفت، اگر «مصلحت کشور»ش را در این نمیدانست، اگر حقیرانه و بوقلمونصفتانه در پی «کسب محبوبیت» و سوارشدن بر موج بود؛ لابد تا این اندازه کودن هم نبود که «جهت باد» را تشخیص ندهد و نفهمد که «موج ظاهری مردمیبودن» کدام است و رو به کدام سو دارد؛ کِی باید سخن بگوید و کِی نه و «طیرهی عقل» کدام دو چیز است!اگر برخی دوستان لازم است که اتفاقی در مجاورت نک بینیشان رخ دهد تا وقوع آن را حس کنند؛ من چنین محدودیتی ندارم و لازم نمیبینم چیزی را که ۱۰ ماه پیش دیدهام دوباره ببینم. بلکه چیزی را میبینم و هشدار میدهم که یکسال بعد احتمال میدهم.
برخی دوستان که وقت را مغتنم یافتهاند، بهتر است به کار خودشان برسند. فرصت برای انداختن ِ هیزم به آتشی که دوستشان در آن بسوزد، بازهم هست و بازهم پیش خواهد آمد. این یک مورد را به فکر آیندهی کشورشان باشند.
مطلب نظریهپردازی سرکوب با این جمله خاتمه یافته بود:«قلمفرسایی البته اشکالی ندارد، به شرطی که بسیار مراقب باشیم که به دام نظریهپردازی برای توجیه نقشهء عملیات سرکوب نیفتیم». هنوز هم بر این رای هستم و میگویم مجموعهای مثل خبرگزاری فارس با قصد قرب به خداوند، روشنشدن موضوع، گوناگونی آرا و تضارب نظرات سراغ نویسندههای خارج از مجموعهء خود نمیرود؛ بنابر این کسی که برای درج در رسانههای آنها مینویسد، باید بسیار مراقب باشد. (البته ساعتها بعد از انتشار مطلب من معلوم شد که فارس از انتشار مطلب آقای جعفری سرباز زده است). در ابتدای مطلب نیز آورده بودم که بر موضع نویسندهء مستقل و غیر ذینفع آقای جعفری فرض صحت میگذارم. اگر میخواستم چیز دیگری بگویم، نیاز به تلویح نداشتم، تصریح میکردم – مثلا عنوان مطلب را میگذاشتم «نظریهپرداز سرکوب». چونان آقای جعفری که صراحتا کلمات «مغتنمیافتن فرصت»،«حقیرانه»، «بوقلمونصفتانه»، «در پی کسب محبوبیت»، «سوارشدن بر موج»، «جهت باد» و«نک دماغ» در در قالب جلمههایی سراپا مهربانانه ریختهاند. جالب است که ایشان ترسان بوده و این طور سخن گفته (علل ترس البته بر من روشن نیست)، اگر ترسی در کار نبود چه میگفت؟
همچنین در مورد هر چیزی که در آن مطلب آمد، ارجاع به اصل نظرات کتبی آقای جعفری را ضروری دانستم و ارجاع دادم – اگر به غیر از این بوده ممنون میشوم که افراد با تذکر سربهراهم کنند. چکیدهء مطلب هم این بود که به اعتراضهای مسالمتآمیز نام آشوبدادن تبعات و پیآمدهای خاص و خطرناکی دارد. طبیعی است که ممکن است کل مطلب یا بخشهایی از آن درست نباشد، این فرض در مورد هر مطلبی صادق است. آقای جعفری میتوانستند چندین توهین دیگر هم به متن بالا اضافه کنند و باز هم از قابلیتهای خارقالعاده پیشبینی و تحلیلشان بگویند و مثال بزنند، اما چه خوب بود پس از آن به آرامی و روشنی مینوشتند که «ای خواننده، مطلب فلان این طور میگوید ولی به این دلیل و این دلیل حرفش باطل است». نکته این است ایشان هیچکدام از حرفهای مطلب مرا را رد و نفی نکردهاند، و تنها رویارویی با نیات و درونیات نویسندهء ترسناک آن را کافی دانستهاند و در ضمن توصیه کردهاند که نویسنده به کار خودش برسد و به فکر آینده کشورش باشد. این روش آقای جعفری است و مختارند که همچنان آن را به کار ببرند، اما من وارد میدان چنین بازیهایی نخواهم شد. این میدان به اندازه کافی بازیگر حرفهای، سابقهدار و غیور دارد و علاقمندان بدون همبازی نخواهند ماند.
دونکته دیگر:
۱٫ بیشتر کسانی که پای مطلب نظریهپردازی سرکوب نظر گذاشتهاند، خوانندگان محترم و فعال وبسایت و نوشتههای آقای جعفری هستند. من تا قبل از این حتی نام اکثر آنها را ندیده بودم، و نمیدانم چرا بعضیشان چنین آزردهخاطر و خشمگین حرف خود را میزنند (تا حدی که یکی دوبار لازم دیدم که دعوت به آرامش و رعایت اصول کنم). ظاهرا آقای جعفری بخش نظرات وبسایت خود را مسدود کرده و بعضی از دوستان محترم این مطلب را محل مناسبی برای بیان نظراتشان یافتهاند. اما باید توجه داشت که مطلب من بررسی یک مطلب خاص بوده و ربطی به ارزیابی عملکرد و دیدگاههای آقای فرهاد جعفری ندارد، برای همین اجازه میخواهم که از این پس نظرات خارج از موضوع را نپذیرم.
۲٫ من هرگز مدعی داشتن بصیرت و قدرت پیشبینی ده ماهه اتفاقات پیچیده نبودم و نیستم. شاید گاهی چیزهای بگویم که بعدها درست در بیاید یا غلط، هر کسی گاه چنین میکند. البته بزرگانی میشناسم که با بهرهگرفتن از چند علم و کمک رایانههای فوقسریع، در بعضی از رشتهها پیشبینیهای محدودی – با هزار اما و اگر – میکنند. این کارشناسان البته جرات ندارند نسخه هم بپیچند و فیالمثل از مشاهداتی چون سر لخت یک دختر بازیگر در مراسم اسکار و انتشار مطالبی نتیجه بگیرند که باید مجلس مملکت منحل شود! آقای فرهاد جعفری مدعی هستند چنین توانی دارند و من این ادعا را نه تایید میکنم و نه تکذیب. اما متعجبم که ایشان چطور با این قدرت پیشبینی سالها از شرافت، هوشمندی خارقالعاده، راستی، پاکی و نگاه متفاوت فردی گفتهاند، بدون اینکه «پیشبینی» ظهور صفاتی که خواندید کرده باشند و بدانند که این فرد منتظر فرصت «مغتنم» است (هنوز معلوم نیست برای حصول به چه اهدافی).

سلام
چیزی که من نوشتم «جواب» نبود. هنوز هم ترجیح میدهم بخوانم و استفاده ببرم. موفق باشی.
هادی عزیز:
اگر مخاطب جناب جعفری از “شرافت، هوشمندی خارقالعاده، راستی، پاکی و نگاه متفاوت فردی” شما هستید، استثنا با این نظر ایشان موافقم. همینطور از ایشان تشکر میکنم که مرا به وبلاگ شما هدایت کرد.
سلام و ممنون ازایجادمکانی برای درج نظرات( من این مطلب را برای آقای جعفری ایمیل کردم لطفا در صورت عدم انتشار شما در صورت صلاح دید انرا منتشر کنید)
۱٫به نظر من مطالب نوشته شده توسط آقای جعفری برای مخاطبان عمومی او نوشته نمی شود بلکه ظاهرا بنابر شنیدهای آقای جعفری بعضی از افراد و مقامات حکومتی خواننده نوشته های وی می باشند ( البته این موضوع در قسمتهای مختلف مقالات آقای جعفری بصورت پراکنده ذکر شده است)بنابر این بیشتر نوشته های فرهاددر جلب اعتماد افراد یاد شده می باشد با این امید که روزی بتواند با این سرمایه قدمی در راه اهداف خود بردارد
۲٫اینکه آقای جعفری در یکی از لینکهای جدید خود از صدا و سیما به تمسخر شایعه شهادت برخی از هم وطنان خود در اعتراضات به غایت مدنی وبی خشونت می نشیند و همانند تمام مریدان [...] اخبار سه روز پیش همان رسانه مبنی بر کشته شدن هفت نفر ازمردم عادی را نا دیده می گیرد به این دلیل است که در آرزوی انتقام از اعرابیست که روزی نا جوانمردانه به ناموس این ملت تجاوز کرده اند و بهترین وسیله برای این انتقامجوئی را دستیابی به بمب اتم و تحقیر اعراب می داند صرف نظر از غیر اخلاقی بودن این خواسته آقای جعفری از دو نکته غافل است اول اینکه توجیه اقدام به سرکوب وکشتن جوانان ایرانی توسط مزدورانی که خود را ایرانی می نامند( و آقای جعفری با نام داشگاهی- نظامی آنها را مصداق ملی گرائی نوین ایرانی می دانند ) به امید اینکه روزی همین تجاوزگران به حقوق ملت انتقام شهیدان جنگ تحمیلی را ازتجاوزگران عراقی ( که ظاهران در حال حاضر دوست ما می باشند) بگیرند نوعی نقض غرض می باشد در ثانی آقای جعفری با آن تیز بینی و آینده نگری در خور توجه خود ( که خود نیز بسیار به آن می بالند) از این نکته غافل می باشند که جهان واقعیه مورد تاکید ایشان به هیچ وجه منفعل و غافل به انتظار لحظه اتمی شدن ایران ( البته از نوع ترقه آن ) نمی نشیند و در وقت مناسب واکنش مناسب ( از نظر خود) را بروز می دهد و به عقیده من تنها راه دستیابی ملت ایران با کمترین عوارض به تکنولوژی هسته ای( حتی از نوع بمبی آن) به روی کار آمدن دولتی مردمی و مسئول ( از نظر بین الملی) است که نماینده مردم منطقی و مسالمت جوی ایران باشد نه افرادی در انتظار کینه جوئی و انتقام
۳٫ به نظر من علت کینه و نفرت آقای جعفر ی از اصلاح طلبان حکومتی ( علی رغم شعار مهر ورزی ) که ما نیز ایرادات فراوانی به آنها داریم این است که آنها بر خلاف وی برای پیشرفت امور شخصی زندگی وهمچنین اصلاح جامعه تن به مناسبات نا عادلانه و غیر دموکراتیکی که رژیم به آنها وارد می کرد داده اند و توانسته اند پله های ترقی را در این راه بپیمایند و آقای جعفری علی رغم تمام شایستگی هایش به علت تن ندادن به مناسبات واقعی قدرت در آن ۲۴ سال از بسیاری از آرزوهایش دور ماند و حال گناه را به گردن کسانی می اندازد که قوائد اخلاقی بازی سیاست را آنگونه که آقای جعفری رعایت کرد رعایت نکرده اند . ذکر ۲ مثال به باز شدن موضوع کمک می کند : آقای جعفری با تن ندادن به شرکت در گزینش وکلای دادگستری که آنرا مصداق تفتیش عقاید می دانست از حق دست یابی به یک شغل مناسب چشم پوشید با این امید که مناسبات غیر قانونی امر گزینش را به چالش بکشد حال وقتی که می بیند بسیاری از افرادی که قابلیتهای کمتری نسبت به وی دارند با تن دادن به این امر به نوعی به امر تفتیش عقائد مشروعیت بخشیده اند چه حالی دارد وقتی که انها را مورد وثوق جامعه می بیند؟!(نگاه آقای جعفری به وکلا در کافه پیانو را که به یاد دارید) یا وقتی که مجله خود را با رعایت اصول حرفه ای و حفظ اسقلال نویسنده چاپ می کند و همین دوری از قدرت و مناسبات ان منجر به تعطیلی مجله یک هفتم با حد اقل واکنش از اصلاح طلبان( کانون صنفی) می شود واز سوی دیگر می بیند که تیم محمد قوچانی با نزدیکی به قدرت و رعایت جوانب آن تبدیل به قهرمان رسانه ای در عصر اصلاحات و پس از آن می شود حال خود را جای وی بگذارید وقتی که از تعطیلی کانون صنفی روزنامه نگاران ابراز خرسندی می کند و یا با طلب پول از روزنامه شهر وند امروز برای مصاحبه به تحقیر آنها می پردازد به نظر من باید آنرا عکس العملی طبیعی قلمداد کرد البته برای افر اد عادی جامعه نه برای آقای جعفری به عنوان یک لیبرال دموکرات و رهرو گاندی. به عقیده من آقای جعفری در حال حاضر بجای شوریدن علیه علت به دنبال معلول رفته اند. آقای جعفری اصلاح طلبان دموکرات نما و متناقض ( شما دروغ خاتمی در مورد دست ندادن با زن نا محرم را با دروغ احمدی در مورد هاله نور از یک نوع می دانید؟!) معلول این حکومت و افرادی اند که اینبار خود را در پشت سر احمدی نژاد مخفی کرده اند و شما از آنها حمایت می کنید . به گمان من حسین شریعتمداری( که متاسفانه این روزها شیوه نگارش و رفتار شما بسیار به او شبیه شده است) و تیم [...] پشت سر او احمدی نژاد را رو کرده اند و من در ادبیات و رفتار آنها هیچ ردی از لیبرال دموکراسی و [...] نمی بینم و اگر بر این گمان باطل اید که آنها بعد از بیرون کردن رقیب نیرومند خود بازی را به امثال شما می سپارند بزودی خواهید دید که این رویا چگونه به یک کابوس بدل می شود. آنها شاید برای مبارزه با فساد صادق باشند ولی همانقدر برای مبارزه با لیبرال دموکراسی قاطع و مصمم اند ( نطق جشن پیروزی احمدی نژاد را که به خاطر دارید)
من به عنوان یک تحصیلگرده ی امریکا که از ابتدای انقلاب وقایع را دنبال کرده ام، نگاه غیرمتعصبانه آقای جعفری به وقایع مختلف را می ستایم.
همانطور که به عنوان یک مشهدی رفتار ستودنی ایشان را در انتخابات مجلس زمانی که بیشترین رای را آوردند از یاد نمی برم.
تصور نمی کنم نیازی به جلب توجه حکومتیها داشته باشند.
ولی والله اعلم!
سلام
انصاف بدهید که در مورد آقای فرهاد جعفری بی انصافید. البته بسیار مدعیان دموکراسی و آزادی بیان یافته ام که در مقابل نظر مخالف خود بی انصافند و آن را بر نمی تابند.
هادی: علیک سلام. اگر منظورتان به من است؛ بنده نه مدعی آزادی بیان و دموکراسی هستم و نه در مورد شخصیت آقای جعفری چیزی نوشتهام، مطلب من در مورد یک برداشت احتمالی – که ممکن است درست یا نادرست باشد – از یکی از دهها مطلب ایشان است.
از اینکه با نویسنده حق طلب و آزاد اندیش که باشما نویسندگان جوگیرشده فرق دارد بسیار خوشحال و خوشبخت شدم.
فرهاد جعفری کار بزرگی کرده است او حاضر شده است طلب حق و حقیقت باشد و مانند شما نویسندگان … پیرو جریانها و جوسازیها نباشد.
حق هم دارید به او نظریه پرداز سرکوب بگویید چون منطق ندارید به همه برچسب میزنید مانند برچسبی که به یکی دیگر از بزرگان دینمان زدید نظریه پرداز خشونت!
کمی فکر و تامل و انصاف و ملی گرایی می تواند دیده شما را بر حقیقت باز کند تاکی میخواهید برای اهداف دیگران بنویسید تا کی می خواهید راه را بر اندیشیدن دیگران ببندید؟!
آیا فرهاد جعفری خوب است اگر مطابق میل شما بیندیشد؟!
فرهاد جعفری نظریه پرداز روشنفکر است اگر مثل شما جوگیر شود؟!
بگذارید همه اندیشه هایشان رابیان کنند ای مدعیان آزادی اندیشه
سلام.
آقای جعفری در مورخ ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ ذیل این یادداشتشان
http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=471
اظهار داشته بودند که «اگر «احمدینژاد» بیاید و بروید به ایشان رای بدهید: مثل این است که توی قطاری که درش نشستهاید و مقصدش هم تهران است، یکدفعه تصمیم بگیرید بروید تهران! (خب بابا، خودش که داره میره. چه کارییه؟!)»
حالا آقای جعفری بد نیست توضیح بدهند که این مواضع اخیرشان چه نسبتی با این گزاره دارد؟
آقای جعفری که از ده ماه قبل این وقایع را پیشبینی کردهاند، چرا دو سه روز قبل از انتخابات اظهار داشتند که «چرا احتمالا احمدینژاد خواهد باخت»
نه به آن پیشبینی ده ماهه که درست از آب درآمد!! و نه به این پیشبینی دو روزه که درست از آب درنیامد!
با تشکر از شما
میدانید دوستان شاید تا حالا متوجه این موضوع نشده اید که فرهاد جعفری [...] به هرشکل ممکن و چنگ انداختن به هر دستاویزی دنبال مطرح کردن خودش است. انتخابات مجلس و طرفداری از اصلاح طلبان، توهین به منتقدان و نقدهای آنان، درخواست پول برای مصاحبه با شهروند امروز و بعد هم توجیه این کار چیپ با زیر آبی به صحرای کربلاو چنگ زدن به دلایلی بدتر از اصل موضوع، حمایت از دولت نهم!! آنهم به بدترین شکل ممکن و حمایت از انتخابات دهم که اظهر من الشمس بودنش را پسر ۸ ساله من هم قبول دارد.اینها و خیلی چیزهای دیگر بیان کننده ذهنیات [...] اوست.حرف زدن راجع به این فرد همان چیزیست که او میخواهد پس ناامیدش کنیم و فراموش.فقط خودم را نخواهم بخشید بابت پول خرید و وقت خواندن کافه پیانو که تو این گرانی وقت و ازدحام ذهن آدم حسرت فراوان دارد. رساله سواد جعفری راسه شب پیش درون زباله های خیس خانه به ماشین شهرداری سپردمش.