به بقیه کاری نداشته باشید
سالهاست که از حسن کریمی هیچ خبری ندارم. دوست خوب، سالم و صادقی بود که به من فیزیک درس میداد. دوسه سالی از من کمسن بود، اما یکی دو نکته اساسی به من آموخت که فکر نمیکنم هیچ گاه از یادم برود. بازگویی یکی از آنها خالی از لطف و فایده نیست:
بعد از یکی از جلسات درس، یک بازی رایانهای با موضوع موتورسواری بیابان را نشانش دادم. بازی پرهیجان و جذابی بود، اما ما هنوز بازیگران بلدی نبودیم. زمین میخوردیم، راه گم میکردیم و عاقبت میسوختیم. بعد از چند دقیقه سکان به دست گرفتم و با تسلط بیشتری راه افتادم، زیر لب گفتم آخر بقیه (رقبای بازی) کجا هستند؟ حسن حرفی زد که فورا در مغزم حک شد: داری خوب میری، به بقیه کاری نداشته باش.
توضیح بیشتری هم لازم است؟

سلام
نوشتهتون به نظرم خیلی جالب آمد و جالبتر اینکه شما این جمله را به خوبی به یاد دارین. مرسی از این که باعث شدین من یک بار دیگر به داشتن چنین همسر خوب و مفیدی افتخار کنم.