<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: تدبیر و پشتوانه‌ای برای زمانهء سخت</title>
	<atom:link href="http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 12:38:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2324</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2324</guid>
		<description>خانم مولود 
قصد قیاس رییس جمهور و معصومین را ندارم ولی کم نبوده که در صحبت با اسلام ستیزان از قیاس های ناروای آنها برآشفته ام و آشفتگی من از توهین بود و نه این که محمد مصطفی (ص) ارتباط با قیاس بی شرمانه آنها دارد .
اکنون هم از توهین به رییس جمهور دلخورم وگرنه وی شباهتی با امین ندارد که اگر داشت شما و هادی و امثالتان آزادانه در وب و مطبوعات و ... شهامت انواع تهمت ها را به وی نداشتید که با یک دهم این توهین ها سر قصاب خانه ی امین در می آوردید .
2.البته اشتباه از هادی است در برداشت از آن کامنت و آن هم یا از مسلط نبودن به دستور زبان فارسی است یا کم بودن ضریب هوشی ( یا هردو )
3.واقعا هادی مخاطبین را جه فرض کرده اند  که می خواهند از زیر بار اخلاقی آن توهین شانه خالی کنند ؟
اساسا انتشار آن پست در آن تاریخ خاص و از این همه رفتار جنایتکارانه امین پر رنگ کردن اختلاف وی با مسئول اقتصادیش از چه روست ؟
و ظاهرا متوجه هم نبوده اند که بدنامی امین به خاطر اختلاف با مسئولین اقتصادیش نبوده که این طور اختلافات در هر کشوری ممکن است .
4.هادی به راحتی می تواند با یک معذرت خواهی از من به عنوان بازدیدکننده (سابق) ثابت به خاطر توهینی که به شخصیت سیاسی مورد علاقه من کرده قضیه را فیصله دهد ولی از آنجا که وی (همان طور که در  پست پیشین نوشتند) خود را هم شان عیسی (ع) و علی (ع) می دانند این کار را نمی کنند چرا که در هراسند با عذرخواهی گرد بر دامن کبریاییشان بنشیند !!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانم مولود<br />
قصد قیاس رییس جمهور و معصومین را ندارم ولی کم نبوده که در صحبت با اسلام ستیزان از قیاس های ناروای آنها برآشفته ام و آشفتگی من از توهین بود و نه این که محمد مصطفی (ص) ارتباط با قیاس بی شرمانه آنها دارد .<br />
اکنون هم از توهین به رییس جمهور دلخورم وگرنه وی شباهتی با امین ندارد که اگر داشت شما و هادی و امثالتان آزادانه در وب و مطبوعات و &#8230; شهامت انواع تهمت ها را به وی نداشتید که با یک دهم این توهین ها سر قصاب خانه ی امین در می آوردید .<br />
۲٫البته اشتباه از هادی است در برداشت از آن کامنت و آن هم یا از مسلط نبودن به دستور زبان فارسی است یا کم بودن ضریب هوشی ( یا هردو )<br />
۳٫واقعا هادی مخاطبین را جه فرض کرده اند  که می خواهند از زیر بار اخلاقی آن توهین شانه خالی کنند ؟<br />
اساسا انتشار آن پست در آن تاریخ خاص و از این همه رفتار جنایتکارانه امین پر رنگ کردن اختلاف وی با مسئول اقتصادیش از چه روست ؟<br />
و ظاهرا متوجه هم نبوده اند که بدنامی امین به خاطر اختلاف با مسئولین اقتصادیش نبوده که این طور اختلافات در هر کشوری ممکن است .<br />
۴٫هادی به راحتی می تواند با یک معذرت خواهی از من به عنوان بازدیدکننده (سابق) ثابت به خاطر توهینی که به شخصیت سیاسی مورد علاقه من کرده قضیه را فیصله دهد ولی از آنجا که وی (همان طور که در  پست پیشین نوشتند) خود را هم شان عیسی (ع) و علی (ع) می دانند این کار را نمی کنند چرا که در هراسند با عذرخواهی گرد بر دامن کبریاییشان بنشیند !!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2322</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2322</guid>
		<description>مزید اطلاع عرض می کنم که در خمینی شهر اصفهان خیابانی است به نام &quot; حاج آقا دکتر &quot;. نامی است قدیمی متعلق به آن دوره هایی که هم حاج آقاها حرمتی داشتند و هم دکترها شأن و منزلتی.

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; هرچه من اصرار کنم که &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Idi_Amin&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;این قضیه&lt;/a&gt; ساخته من نیست، ظاهرا فایده ندارد:
From 1977 to 1979, Amin titled himself as &quot;His Excellency, President for Life, &lt;strong&gt;Field Marshal Al Hadji Doctor&lt;/strong&gt; Idi Amin Dada</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مزید اطلاع عرض می کنم که در خمینی شهر اصفهان خیابانی است به نام &#8221; حاج آقا دکتر &#8220;. نامی است قدیمی متعلق به آن دوره هایی که هم حاج آقاها حرمتی داشتند و هم دکترها شأن و منزلتی.</p>
<p><strong>هادی:</strong> هرچه من اصرار کنم که <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Idi_Amin" rel="nofollow">این قضیه</a> ساخته من نیست، ظاهرا فایده ندارد:<br />
From 1977 to 1979, Amin titled himself as &#8220;His Excellency, President for Life, <strong>Field Marshal Al Hadji Doctor</strong> Idi Amin Dada</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مولود</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2320</link>
		<dc:creator>مولود</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2320</guid>
		<description>آقای احسان به نظر من شما از چیزی ناراحت و پریشان هستید که هیچ ارتباطی به آقای صباغ ندارد و آن شباهت‌هایی است که به تایید شما بین حاجی دکتر و شخص مورد نظرتان وجود دارد.
اگر از دید شما این دو نفر تا این حد به هم شبیه هستند که صحبت کردن در مورد یکی متبادر کننده دیگری‌ست، چرا این قدر نویسنده را محکوم می‌کنید؟ شما در حقیقت از این ناراحت‌اید که شخصیت محبوب‌تان تا این حد شبیه به شخصیت پست حاجی دکتر است. 
 چرا که اگر حداقل از دید خودتان چنین شباهتی وجود نداشت این قدر بر این موضوع پای نمی‌فشردید.
و این همه آشفتگی و توهین و اتهام هم به همین دلیل است.

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; خانم مولود؛ گاه من و شما وارد گفت‌وگو می‌شویم که دیدگاه‌های خود را عرضه کنیم و در نهایت با کنار هم گذاشتن آن‌ها به موضوع تسلط و شناخت بیش‌تری پیدا کنیم. در این حالت هر کدام قسمتی کوچک از پیکره‌ای خیلی بزرگ را کامل کرده‌ایم - قسمت‌های دیگر را هم هزاران شخص گمنام و نامی دیگر در طول تاریخ خرده‌خرده ساخته‌اند و تراش داده‌اند. اما زمانی که شما به سوءنیت من یقیین داشته باشید و خود را حق مجسم و مجسمهء حق بدانید، ترجیح می‌دهید وارد معرکه شوید، نه گفتگو. در چنین حالتی بعید است که حتی قوی‌ترین دلیل شما را متقاعد کند. ایدهء «مثل من حرف بزن و فکر کن، مرا تحسین کن، و گرنه برو بمیر» متاسفانه رواج و خریدار دارد، و صاحبان چنین ایده‌ای با اولین مخالفت شما فریادها می‌کشند و چیزها استنباط می‌کنند (یا می‌سازند) که دال بر ضلالت شماست.
از شما و دیگر خوانندگان دائم این‌جا، درخواست می‌کنم که به شخص مورد نظر، و یکی دو نفر دیگر که پس از یکی از مطالب اخیر من مسلم دانسته‌اند که هادی عدو، سانسور‌چی، دموکرات‌نما، سگ نجس و... است پاسخی ندهید. اگر مطالب مجازی ارزش صحبت دارد، مرا با نظرتان سرافراز و دیگران از آن بهره‌مند کنید و اگر ندارد که هیچ.
با ابراز سپاس و فروتنی نسبت به سرکار عالی و دیگر خوانندگان وفادار، شفیق و همراه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای احسان به نظر من شما از چیزی ناراحت و پریشان هستید که هیچ ارتباطی به آقای صباغ ندارد و آن شباهت‌هایی است که به تایید شما بین حاجی دکتر و شخص مورد نظرتان وجود دارد.<br />
اگر از دید شما این دو نفر تا این حد به هم شبیه هستند که صحبت کردن در مورد یکی متبادر کننده دیگری‌ست، چرا این قدر نویسنده را محکوم می‌کنید؟ شما در حقیقت از این ناراحت‌اید که شخصیت محبوب‌تان تا این حد شبیه به شخصیت پست حاجی دکتر است.<br />
 چرا که اگر حداقل از دید خودتان چنین شباهتی وجود نداشت این قدر بر این موضوع پای نمی‌فشردید.<br />
و این همه آشفتگی و توهین و اتهام هم به همین دلیل است.</p>
<p><strong>هادی:</strong> خانم مولود؛ گاه من و شما وارد گفت‌وگو می‌شویم که دیدگاه‌های خود را عرضه کنیم و در نهایت با کنار هم گذاشتن آن‌ها به موضوع تسلط و شناخت بیش‌تری پیدا کنیم. در این حالت هر کدام قسمتی کوچک از پیکره‌ای خیلی بزرگ را کامل کرده‌ایم &#8211; قسمت‌های دیگر را هم هزاران شخص گمنام و نامی دیگر در طول تاریخ خرده‌خرده ساخته‌اند و تراش داده‌اند. اما زمانی که شما به سوءنیت من یقیین داشته باشید و خود را حق مجسم و مجسمهء حق بدانید، ترجیح می‌دهید وارد معرکه شوید، نه گفتگو. در چنین حالتی بعید است که حتی قوی‌ترین دلیل شما را متقاعد کند. ایدهء «مثل من حرف بزن و فکر کن، مرا تحسین کن، و گرنه برو بمیر» متاسفانه رواج و خریدار دارد، و صاحبان چنین ایده‌ای با اولین مخالفت شما فریادها می‌کشند و چیزها استنباط می‌کنند (یا می‌سازند) که دال بر ضلالت شماست.<br />
از شما و دیگر خوانندگان دائم این‌جا، درخواست می‌کنم که به شخص مورد نظر، و یکی دو نفر دیگر که پس از یکی از مطالب اخیر من مسلم دانسته‌اند که هادی عدو، سانسور‌چی، دموکرات‌نما، سگ نجس و&#8230; است پاسخی ندهید. اگر مطالب مجازی ارزش صحبت دارد، مرا با نظرتان سرافراز و دیگران از آن بهره‌مند کنید و اگر ندارد که هیچ.<br />
با ابراز سپاس و فروتنی نسبت به سرکار عالی و دیگر خوانندگان وفادار، شفیق و همراه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2319</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2319</guid>
		<description>ببخشید با عرض معذرت پدر گرامی شما در آن تاریخ به ریاست جمهوری هم انتخاب شده بودند ؟
اصلا از شما بعیده این بازی در آوردن ها هر کسی که آن مطلب را در تاریخ درجش خوانده هم متوجه هست که منظورتان چه کسی بوده .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ببخشید با عرض معذرت پدر گرامی شما در آن تاریخ به ریاست جمهوری هم انتخاب شده بودند ؟<br />
اصلا از شما بعیده این بازی در آوردن ها هر کسی که آن مطلب را در تاریخ درجش خوانده هم متوجه هست که منظورتان چه کسی بوده .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2315</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2315</guid>
		<description>دلایل این که شما تشبیه کرده اید به عیدی امین :
1.انتخاب عنوان حاجی دکتر برای مطلبی در مورد عیدی امین و دقت به این که رییس جمهور هم حاجی است و هم دکتر که لقب دکتر از مشهورترین القاب وی در میان هوادارانش است .
2.تقارب زمانی پست با انتخاب رییس جمهور و دقت به این که شما در پست هایتان به وقایع روز توجه دارید.
3.برجسته کردن دعوای عیدی امین با مسئول اقتصادیش و در واقع قیاس [!؟] وام های رییس جمهور با چاپ اسکناس که در نهایت معیت با فارق است !

اما مهم تر از همه این که گفتم متاسفانه کسی در آن کامنت به کلید واژه آیینه دقت نکرد اکنون هم شما با قلاب گذاری در این کامنت به جای اصل مطلبی که عارض شدم توجهتان را به مضمون دیگری متوجه کرده اید.
من با آن کامنت و کلیداژه آیینه قصد داشتم شما را متوجه اشتباهات اخیرتان بکنم .
شما در یک ایمیل مرا «دوست من» خطاب کردید به عنوان یک دوست می خواستم شما را متوجه اشتباهاتتان کنم هر چند با روشی بسیار تند و گزنده .

هچنان دلتنگ دیدار هادی پیش از انتخاباتم...

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; قلاب همچنان از من است. در ضمن پدر عزیز من هم حاجی و دکتر هستند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دلایل این که شما تشبیه کرده اید به عیدی امین :<br />
۱٫انتخاب عنوان حاجی دکتر برای مطلبی در مورد عیدی امین و دقت به این که رییس جمهور هم حاجی است و هم دکتر که لقب دکتر از مشهورترین القاب وی در میان هوادارانش است .<br />
۲٫تقارب زمانی پست با انتخاب رییس جمهور و دقت به این که شما در پست هایتان به وقایع روز توجه دارید.<br />
۳٫برجسته کردن دعوای عیدی امین با مسئول اقتصادیش و در واقع قیاس [!؟] وام های رییس جمهور با چاپ اسکناس که در نهایت معیت با فارق است !</p>
<p>اما مهم تر از همه این که گفتم متاسفانه کسی در آن کامنت به کلید واژه آیینه دقت نکرد اکنون هم شما با قلاب گذاری در این کامنت به جای اصل مطلبی که عارض شدم توجهتان را به مضمون دیگری متوجه کرده اید.<br />
من با آن کامنت و کلیداژه آیینه قصد داشتم شما را متوجه اشتباهات اخیرتان بکنم .<br />
شما در یک ایمیل مرا «دوست من» خطاب کردید به عنوان یک دوست می خواستم شما را متوجه اشتباهاتتان کنم هر چند با روشی بسیار تند و گزنده .</p>
<p>هچنان دلتنگ دیدار هادی پیش از انتخاباتم&#8230;</p>
<p><strong>هادی:</strong> قلاب همچنان از من است. در ضمن پدر عزیز من هم حاجی و دکتر هستند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مصطفی</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2314</link>
		<dc:creator>مصطفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2314</guid>
		<description>چه حکایت‌های خوبی! دستت درد نکند.

&lt;strong&gt;به پدرام:&lt;/strong&gt;
تو برخورد با قصه‌ها آدم باید حواسش به زمینه‌شان باشد. مثلاً تعجبی ندارد که تو «صد سال تنهایی» مادر کور می‌شود و با همان کوری به زندگی ادامه می‌دهد و آن همه سال هم زندگی می‌کند و هیچ کس نمی‌فهمد. زمینه‌ی آن قصه چنین چیزی را می‌پذیرد. شاید در آن جامعه و آن اوضاعی که قصه‌ی لوط پیغمبر رخ می‌دهد تعویض دختران با مردانی که مهمان هم بوده‌اند و قرار بوده با زور به‌شان تجاوز بشود به اندازه‌ای که الآن به نظر می‌رسد نامطلوب نبوده.
به علاوه، تو خیلی قصه‌های قدیمی پیش می‌آید: هزار نکته‌ی عجیب و ناجور تو قصه هست، اما نکته‌ی اصلی قصه چیز دیگری است و چیزهایی که به نظر ما ناجور می‌آیند اصلاً اهمیتی ندارند.

&lt;strong&gt;به احسان:&lt;/strong&gt;
شما بند سوم این نوشته را کامل خواندید؟ بیت دوم شعر منوچهری را می‌گویم. حرف این است که وقتی کسانی پیدا می‌شده‌اند که به چنان بزرگانی چنان حرف‌هایی می‌زده‌اند پس ما دیگر کی هستیم این وسط که بگوییم کسی همچین به ما نگوید؟ پس این جا هیچ کس به پیغمبر و امام تشبیه نشده و تئوری اعتمادبه‌نفس و به دنبال آن حسادت شما مبنای درستی ندارد.
دوم، آن ضرب‌المثل زیبای شما حرف از نجاست سگ می‌زد، نه صبر و وفاش، پس الآن درست نیست که آن کارتان را این جوری جلوه بدهید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه حکایت‌های خوبی! دستت درد نکند.</p>
<p><strong>به پدرام:</strong><br />
تو برخورد با قصه‌ها آدم باید حواسش به زمینه‌شان باشد. مثلاً تعجبی ندارد که تو «صد سال تنهایی» مادر کور می‌شود و با همان کوری به زندگی ادامه می‌دهد و آن همه سال هم زندگی می‌کند و هیچ کس نمی‌فهمد. زمینه‌ی آن قصه چنین چیزی را می‌پذیرد. شاید در آن جامعه و آن اوضاعی که قصه‌ی لوط پیغمبر رخ می‌دهد تعویض دختران با مردانی که مهمان هم بوده‌اند و قرار بوده با زور به‌شان تجاوز بشود به اندازه‌ای که الآن به نظر می‌رسد نامطلوب نبوده.<br />
به علاوه، تو خیلی قصه‌های قدیمی پیش می‌آید: هزار نکته‌ی عجیب و ناجور تو قصه هست، اما نکته‌ی اصلی قصه چیز دیگری است و چیزهایی که به نظر ما ناجور می‌آیند اصلاً اهمیتی ندارند.</p>
<p><strong>به احسان:</strong><br />
شما بند سوم این نوشته را کامل خواندید؟ بیت دوم شعر منوچهری را می‌گویم. حرف این است که وقتی کسانی پیدا می‌شده‌اند که به چنان بزرگانی چنان حرف‌هایی می‌زده‌اند پس ما دیگر کی هستیم این وسط که بگوییم کسی همچین به ما نگوید؟ پس این جا هیچ کس به پیغمبر و امام تشبیه نشده و تئوری اعتمادبه‌نفس و به دنبال آن حسادت شما مبنای درستی ندارد.<br />
دوم، آن ضرب‌المثل زیبای شما حرف از نجاست سگ می‌زد، نه صبر و وفاش، پس الآن درست نیست که آن کارتان را این جوری جلوه بدهید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2313</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2313</guid>
		<description>من به شما حسودیم می شود هادی خان چرا ؟ به خاطر اعتماد به نفس اساطیری و فراتر از ابعاد تصورتان.
شما پس از کامنتت دیروز من که از نظر هادیست ها توهین آمیز بود (که البته جای بحث دارد) در پست اخیرتان خود را به دو پیامبر الهی و یک امام معصوم تشبیه کرده اید که نشان از همان اعتماد به نفس محیر العقولتان دارد.
2.؟چرا تشبیه هادی به یک موجود دوست داشتنی صبور و وفادار [سگ] توهین آمیز است ولی تشبیه رییس جمهور میهن پرست ایران به جلادی مثل عیدی امین  [کذب محض؛ اگر منظور این است که من چنین کاری کرده‌ام] که بسیار از آن موجود پست تر است توهین محسوب نمی شود .
3.همان طور که گفتم (و کسی هم دقت نکرد) پست دیروز آیینه ای بود در برابر مطالب چند روز اخیر هادی (خصوصا &lt;a href=&quot;http://blog.hadisabbagh.com/1388/03/فیلد-مارشال-حاجی-دکتر/&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;حاجی دکتر&lt;/a&gt; و &lt;a href=&quot;http://blog.hadisabbagh.com/1388/03/نظریه%E2%80%8Cپردازی-سرکوب/&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;نظریه پردازی سرکوب&lt;/a&gt;) و من هم برخلاف برداشت اشتباه اغلب خوانندگان لذتی از آن توهین نبردم پس اگر زشتیی دیدید خود شکنید هادی جان که آیینه شکستن خطاست...
در ضمن من دلم برای هادی پیش از روز های انتخابات تنگ شده .

&lt;strong&gt;هادی:&lt;/strong&gt; توضیحات درون قلاب‌ها از من است. </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من به شما حسودیم می شود هادی خان چرا ؟ به خاطر اعتماد به نفس اساطیری و فراتر از ابعاد تصورتان.<br />
شما پس از کامنتت دیروز من که از نظر هادیست ها توهین آمیز بود (که البته جای بحث دارد) در پست اخیرتان خود را به دو پیامبر الهی و یک امام معصوم تشبیه کرده اید که نشان از همان اعتماد به نفس محیر العقولتان دارد.<br />
۲٫؟چرا تشبیه هادی به یک موجود دوست داشتنی صبور و وفادار [سگ] توهین آمیز است ولی تشبیه رییس جمهور میهن پرست ایران به جلادی مثل عیدی امین  [کذب محض؛ اگر منظور این است که من چنین کاری کرده‌ام] که بسیار از آن موجود پست تر است توهین محسوب نمی شود .<br />
۳٫همان طور که گفتم (و کسی هم دقت نکرد) پست دیروز آیینه ای بود در برابر مطالب چند روز اخیر هادی (خصوصا <a href="http://blog.hadisabbagh.com/1388/03/فیلد-مارشال-حاجی-دکتر/" rel="nofollow">حاجی دکتر</a> و <a href="http://blog.hadisabbagh.com/1388/03/نظریه%E2%80%8Cپردازی-سرکوب/" rel="nofollow">نظریه پردازی سرکوب</a>) و من هم برخلاف برداشت اشتباه اغلب خوانندگان لذتی از آن توهین نبردم پس اگر زشتیی دیدید خود شکنید هادی جان که آیینه شکستن خطاست&#8230;<br />
در ضمن من دلم برای هادی پیش از روز های انتخابات تنگ شده .</p>
<p><strong>هادی:</strong> توضیحات درون قلاب‌ها از من است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2311</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2311</guid>
		<description>می خواهم اعترافی کنم به آواز بلند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می خواهم اعترافی کنم به آواز بلند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پدرام</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2310</link>
		<dc:creator>پدرام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2310</guid>
		<description>با عرض پوزش این داستان در&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Authorized_King_James_Version&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt; انجیل (عهد جدید) شاه جیمز&lt;/a&gt; نقل شده.
متن داستان هم در &lt;a href=&quot;http://etext.virginia.edu/etcbin/kjv2www?specfile=/texts/english/religion/kjv/kjv-pub.o2w&amp;act=text&amp;offset=2988711&amp;textreg=0&amp;query=lot&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; موجود است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض پوزش این داستان در<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Authorized_King_James_Version" rel="nofollow"> انجیل (عهد جدید) شاه جیمز</a> نقل شده.<br />
متن داستان هم در <a href="http://etext.virginia.edu/etcbin/kjv2www?specfile=/texts/english/religion/kjv/kjv-pub.o2w&#038;act=text&#038;offset=2988711&#038;textreg=0&#038;query=lot" rel="nofollow">اینجا</a> موجود است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پدرام</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/2244/comment-page-1#comment-2309</link>
		<dc:creator>پدرام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=2244#comment-2309</guid>
		<description>در ضمن اصل این داستان مال قرآن نیست و در یکی از نسخ کتب عهد عتیق یهودیان نقل شده است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در ضمن اصل این داستان مال قرآن نیست و در یکی از نسخ کتب عهد عتیق یهودیان نقل شده است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

