راست با دو قید مهم
در دادگاههای بعضی از کشورهای غربی از شهود تعهد گرفته میشود – یا قسم داده میشوند – که راست بگویند. راستی مورد نظر به این شکل است: «راست، تمام راست و کاملا راست». معنی این قیود چیست؟ آیا کافی نیست که از شاهد خواسته شود که راست بگوید؟
کتمان بخشی از راست یا مطرحنکردن تمام آن ممکن است شکلی از دروغگویی باشد. «من دیدم که حسن کیف حسین را باز کرد» در این جا اگر سرقت پول محل مشاجره باشد و شاهد نگوید که «و بعد مقداری پول داخل کیف گذاشت. او پیش از این به من گفته بود که میخواهد مخفیانه به حسین کمک مالی کند»، قضیه قلب شده و بنابر این شهادت دروغ است. پس لازم است که تمام راست گفته شود.
فردی ممکن است راست بگوید اما ضمنا دروغ نیز قاطی کند. نتیجهء تدوین راست و دروغ، دروغ است، مثال بیربطی است اما مانند حاصلضرب مثبت در منفی که منفی میشود. راستگویی در این حالت برای وجههدادن به دروغ است. پس باید چیزی غیر از راست گفته نشود.
از خداوند میخواهم که ما را از راستگویان گرداند.

سلام
من معمولاً هر روز مجازی بودن را میخوانم، تقریباً نتیجه یکی اولین کلیکهایم، آمدن به اینجا (و گفتمگفت آقای جعفری) است. ولی مدتی است که دیگر کامنت نمیگذارم. امشب بعد از دیدن کامنت شما به خودم گفتم کاش موضوع امروز آقای صباغ، چیزی باشد تا براحتی بتوانم برای آن کامنتی بگذارم که خوشبختانه چنین بود.
برای half truth من عبارت نیمهدرست را انتخاب کردم و چهار پنج ماه پیش مطلبی به بهانه خبری در مورد آن و نیمه درستها در رسانهها نوشتم. دلم میخواهد پاراگراف آخر آن نوشته را اینجا بیاورم:
اگر “نیمهدرست” را هم غلط بیانگاریم، به جرأت میتوان گفت که اکثریت اخبار رسانهها نادرستند. در حقیقت رسانهها با اخبار “نیمهدرست”، افکار عمومی را هدایت میکنند و نه صرفاً با اخبار غلط که وجههی حرفهای آنها را مخدوش می کند.