سرگذشت در طعم

نوشته شده توسط , ۲۳ تیر ۱۳۸۸

طعم‌ها تاریخ دارند:
از تحولات خیلی مهمی می‌گویند و نشان می‌دهند که بشر با زمین، خاک و خودش چه رفتاری کرده و می‌کند. طعم‌ها از خیلی چیزها حکایت می کنند. خارج رفته‌ها و خارج دیده‌ها می گویند در بیش‌تر کشورهای مغرب‌زمین میوه‌ها طعم ندارند، در صورتی که خوش ظاهر و چشم‌گیرند. معدود کسانی که آگاهانه در آن دیار زندگی می‌کنند، کمابیش می دانند که چه معامله‌ای با خاک شده که رستنی‌ها طعم باخته‌اند. در زمانهء اشاعهء اندیشهء «بکش و خوشگلم کن (+ که خوب فروش روم)»، میوه‌ها هم به چنین حال نزاری می‌افتند.

در بندرعباس کم آب، خوش‌طعم‌ترین میوه ها را چشیدن شاید عجیب باشد. اما معترفم که به‌ترین پرتقال‌هایی که در عمرم خورده‌ام، محصول میناب بوده است. طی این سفر هم انجیرهایی با طعم بسیار عالی خوردم، خرمای حاجی آباد هم خوب است.

چون از کشاورزی چیز درستی نمی‌دانم، خیال می‌کنم علت این طعم‌های جادویی شاید کمبود آب باشد. آب زیاد در کنار کشاورزی جدید رمق زمین را می‌کشد، تا جایی که چیزی برای انتقال به گیاه نمی‌ماند.

یک دیدگاه در “سرگذشت در طعم”

  1. پدرام می‌گه:

    غذاهای دریایی بسیار ممتازی هم باید آن طرفها موجود باشد. حیف بعضیها به خاطر رژیم غذایی (به قول من) مزخرفشان از این نعمات بی بهره می مانند.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License