خاک را زر میکرد

همایون صنعتیزاده ۱۳۸۸-۱۳۰۴
انتشارات فرانکلین، کاغذسازی پارس، سازمان کتابهای جیبی، دایرهالمعارف مصاحب، چاپخانهء افست، شهرک خزر شهر، کاغذسازی پارس، کشت مروارید کیش، رطب زهره، گلاب زهرا و… همگی در نام و نقش او اشتراک داشتند. بعد از انقلاب پنجاه و هفت چیزی سرش آمد که انتظارش میرفت. این اواخر توانسته بود بخشی از یتیمخانهای که مصادره شده بود (!) را پس بگیرد؛ با خوشحالی آن را بازسازی میکرد و تا آنجایی که میدانم به گلابگیری مشغول بود.

ای داد! صنعتیزاده؟ خدا بیامرزد. دلم گرفت، خیلی.
خدایش بیامرزد. یکی دیگر از نوابغ ایران رفت. شاید که روزی برای این گونه افراد در این کشور ارزشی به اندازه نبوغ شان قائل شویم.
خدایش رحمت کند.آنچه انسان را آذار می دهد این است که در مملکت ما این انسان ها در زمان حیاتشان قدری نمی بینند و زمانی هم که از دنیا می روند حتی خبر فوتشان در انبوه اخبار نامربوط رسانه های دولتی گم می شود.
و گاهی یتیمخانهشان هم مصادره میشود!
خدایش بیامرزاد
بهنود در اعتماد امروز (دوشنبه) یک مقاله خواندنی نوشته درباره همایون صنعتی که خواندنش آدم را به فکر فرو میبرد از این همه بیمهری که ما با نخبههایمان داریم. لینکش این است:
http://masoudbehnoud.com/2009/08/blog-post_30.html