ضروری‌تر از همه چیز

نوشته شده توسط هادی, ۱۴ شهریور ۱۳۸۸

من مثل عنکبوت، وقوع طوفان را حس‌کرده به تعمیر تارهای خود می‌پردازم. با همان عقل مخصوص خود وقتی که هوا طوفانی‌ست درهای اتاقم را می‌بندم. حس می‌کنم شکسته‌شدن در و پنجره‌ها و پرکردن گرد و خاک‌ها در اتاق ضرورت ندارد. ضروری‌تر از همه چیز زندگی‌کردن است دلم به شاخه‌های نسترنی می‌سوزد که تازه گل سفید داده و سر به دیوار اتاق من گذاشته‌اند. می‌ترسم گل‌های نسترن مرا طوفان از بین ببرد.

قسمتی از نامهء نیما یوشیج در پاسخ به جلال آل‌احمد

یک دیدگاه در “ضروری‌تر از همه چیز”

  1. [...] از این قسمتی از این نامه را نقل کرده‌ام. این بار می‌خواهم همهء آن را نقل کنم. می‌خواهم [...]

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License