ضروریتر از همه چیز
من مثل عنکبوت، وقوع طوفان را حسکرده به تعمیر تارهای خود میپردازم. با همان عقل مخصوص خود وقتی که هوا طوفانیست درهای اتاقم را میبندم. حس میکنم شکستهشدن در و پنجرهها و پرکردن گرد و خاکها در اتاق ضرورت ندارد. ضروریتر از همه چیز زندگیکردن است دلم به شاخههای نسترنی میسوزد که تازه گل سفید داده و سر به دیوار اتاق من گذاشتهاند. میترسم گلهای نسترن مرا طوفان از بین ببرد.
قسمتی از نامهء نیما یوشیج در پاسخ به جلال آلاحمد

[...] از این قسمتی از این نامه را نقل کردهام. این بار میخواهم همهء آن را نقل کنم. میخواهم [...]