بحران بقالها
خبرش کمکم به گوش خیلی از پایتخت نشینها رسید: «یک فروشگاه زنجیرهای و امروزی بزرگ در تهران افتتاح شده!». این فروشگاه متعلق به یک شرکت سرمایهگذاری اماراتی و شرکت کرفور فرانسوی است. مردم دستهدسته به بازدید آن میروند و از شکل عرضه و مشاهدهء قیمتهای اجناس متعجب میشوند؛ برای نخستین بار در کشور میبینند که اجناسی به قیمتی کمتر از قیمت پیشنهادی تولیدکننده، به فروش میرسد. همچنین میگویند که برخوردها مناسب، پارکینگ رایگان، پرسنل آموزش دیده و اجناس تازه است.
از سوی دیگر صدای کسبهء جزء، خصوصا آنهایی که در همسایگی این فروشگاه فعال هستند، در آمده است: «داریم بیچاره میشویم! مسوولان فکری کنند». از آنجایی که در این ملک اگر قولنج پسر حاج اسماعیل به مشکل بخورد، «مسوولان» باید چارهای بیندیشند؛ خرده کاسب سنتی که تا چندی پیش جواب مشتری سربالا میداده و بعضا هر جنس درست یا خرابی در زنبیل مردم بیچاره میگذاشته نیز خواهان رسیدگی مسوولان شده است. یکی باید این بندگان خدا را متوجه کند که «آن ممه را لولو دارد میبرد»…
***
زمانی که غلامحسین کرباسچی و چند تن از مدیرانش را به زندان بردند، اهل ظرافت گفتند که جرم آنها علاوه بر هویداکردن اسرار، اصرار به تمرکززدایی از بازار تهران هم بوده است. ناظرین اهل تدبر میدانستند که جرم برهم زنندهء نظم مافیایی-اختاپوسی بازار، ای بسا سنگینتر از هویدا کردن اسرار و داغکردن تنور انتخابات است. بازاری ایرانی که صدها بار تکرار کرده «هیچ جا نمیشه مثل ایران پول درآورد» حالا صدای گامهای کسب و کار امروزی را میشنود و میلرزد. ظاهرا تاکنون کسی از او نپرسیده که «اگر این طور است، چگونه این همه شرکتهای عظیم و میلیاردهای بزرگ در اقصی نقاط دنیا پراکنده هستند، بدون اینکه بدانند تیمچه چیست و اصل و فرع کدام است و فروش عرفی به چه میگویند و پول چایی مامور دارایی چهقدر است؟». او در همین کلاماش نیز تقیه کرده و انتهای آن را انداخته است: «هیچ مثل ایران نمیشه پول درآورد، البته با نادرستی».
باید دید که آنهایی که عمری است از پول درآوردن میلیاردی در هیاهوی کوچههایی به عرض یک وجب و خردهای – معطر به بوی عرق مرد و دیزی چرب و پر از انواع بحثهای سیاسی بند تمانی و کلمات زشت چارواداری و دفاتر سراسر حقهبازی – بارگاهها ساختهاند در شمال شهر و قعر دوزخ، واکنششان به ورود چنین مراکز فروش و چنین گرایشهایی در کسب و کار چه خواهد بود. این بار چه کسی را میخواهند به دادگاه هدایت کنند؟

احتمالا واکنش همان نظری خواهد بود که در فارس نیوز منعکس شده!، امروز در فارس نیوز یک مطلب طولانی در باب همین فروشگاه منتشر شده
با موضوع پست کاملا موافقم ولی:
فکر کنم اولین و موفق ترین این گونه فروشگاه ها ((وال مارت)) باشد که من با این صفات میشناسمش:
۱٫ پخش کردن فرهنگ مصرف گرایی
۲٫ دشمن شماره یک محیط زیست
۳٫ عادت دادن مردم به اجناس با کیفیت (در بهترین حالت) متوسط با قیمت بسیار پایین
۴٫ نابود کننده صنایع و کسب های کوچک و بومی (نه حتما از نوعی که شما به آنها اشاره کردید)
۵٫قرار دادن ((رضایت مشتری)) به عنوان مهمترین هدف مجموعه. این تنها مورد مثبتی است که به نظر من میرسد.
از آنجایی که برخورد درست با مشتری در ملک ما هنوز تعریف نشده و صنایع و کسب کار کوچک و بومی نیز تقریبا همین طور, با این حال که از این نوع فروشگاه ها متنفرم, ولی خبر افتتاح فروشگاه مورد اشاره شما اگر این طور که میگویید باشد خبر بسیار خوبی است.
در ضمن بابت این پست عالی به شدت تشکر میکنم.
خوب مطلبی است و موجز و بلیغ نوشته شده.
طبق معمول تند رفته اید.شما را به کمی آرامش و تعقل بیشتر دعوت می کنم.مقدمه ای بسیار موجه و خوب و موخره ای مصادره به مطلوب؟!!
سلام
پاراگراف آخر معرکه بود. پنج شنبه گذشته ۲ ساعت در این فروشگاه بودم اگر درهای ارتباط فیزیکی برای کشور ما با جهان امروز باز شود خیلی ها در داخل باید بساطشان را جمع کنند. این تعبیر ارتباط فیزیکی را در مقابل ارتباط مجازی و رسانه ای آوردم که مدتی است برقرار شده.
[...] نگفته که به کدام قشر از بازار حمله میکند (برای مثال ۱، ۲ و ۳)؛ چون تصور کرده که خوانندهء اهل تامل احتمالا [...]