هزارپای آهنی
اول مهر که میشود، تهراننشینها خود را آمادهء ترافیک سنگین ساعت حدود پنج تا حدود هشت میکنند. امسال اما قضیه متفاوت است: در بسیاری از خیابانها هزارپاهایی دراز از خودرو تشکیل میشود. امشب در انقلاب سر حجاب ایستاده بودم و قصد پل چوبی را داشتم، بعد از لحظاتی مکث متوجه شدم سریعترین روش رسیدن به مقصد پیادهروی است! در بیشتر نقاط کلیدی مسیر شاهد ترافیک سنگینی بودم. این وضع شبهبحرانی در حالی جریان دارد که میگویند مدیران شهرداری تهران مدام در پی تدبیر و راهکار هستند. اما به نظر میرسد که دلسوزیها و زحمات آنها به پزشکان حاذقی میماند که میخواهند یک بیمار بدحال را به ضرب انواع اقدامها، زنده نگهدارند.

من امروز از سر چهارراه قصر تا انتهای عباس آباد را به اجبار پیاده رفتم و همین طور به اندام کج و معوج و زشت این به قول شما هزار پای آهنی نگاه می کردم و فکر می کردم علاجی هم هست؟ظاهراً که علاجی نیست.
تردد امشب من در یک مسیر پنج کیلومتری در شهر مشهد دقیقا یک ساعت طول کشید. کار این کلان شهرهای مسخره ما از این حرفها گذشته است. اداره کردن چنین شهرهایی محتاج زمینه های فرهنگی مناسب، قوانین خوب، سازماندهی شایسته و دهها عامل ریز و درشت دیگر است که در شهرهای ما از آنها خبری نیست. شاید تنها وقتی این مشکلات حل شود که ما ساکنان این بلاد کبیره سرخورده از این همه نابسامانی از این شهرها بگریزیم.
بقه قول شاعر:
بس که دلتنگم دلتنگم دلتنگ از شهر
بار کن تا بگریزیم به فرسنگ از شهر
سلام.. الان که دارم می نویسم صبحه.. پس صبح شما بخیر..
میگم که قسمت عمده این مسئله به خود ما هم برمی گرده.. مدل رانندگی ماها که هی سعی میکنیم زودتر برسیم و برای این زودتر رسیدن چه مانورهایی که توی رانندگی انجام نمی دیم و تک سرنشین و این حرفا.. درسته که زمینه های فرهنگی نیازه، قوانین خوب و چیزهای دیگه اما فرهنگ که نباید بخوردمون بدن.. خودمون هم یه خورده فکر کنیم و خودخواه نباشیم بد نیست… ببخشید که من نمی تونم مثل شما خوب بنویسم و منظورمو بگم… همینا دیگه p:
درضمن من دو سه روزی بیشتر نیست که پستهای شما رو میخونم ولی خیلی دوست دارم.. از بین FAVORITES های من اولین صفحه ایی که باز میشه.. موفق باشید