یادداشت عوضی
آزمایش
بیست و چهار ساعت بعد؛ توضیح: به علت مشکلی که در بخش زمانفارسی نرمافزار وردپرس وجود دارد، من مجبور به آزمایشهایی برای تشخیص عیب شدم و این یادداشت به این صورت یک کلمهای منتشر شد! من چیزی از قضیه ندانستم تا نظرات دوستان را دیدم. ظاهرا گاهی یک اشتباه باعث میشود که افراد سخنان جالب و خواندنیای بزنند. به هر حال ممنون از نظرات، اما این یادداشت قرار نبود به این شکل منتشر شود.

چی رو میآزمایی؟
موافقم! این ته ابهام و ایهام ایرانیهاست. من نمی پرسم که میخواهی چه چیز را بیازمایی. پس من هم آزمایش خودم را میگویم: دیشب در حالیکه بسیار سرخورده بودم، گریه میکردم و مدام می گفتم که “چون نیک بنگری همه تزویر می کنند”؛ بلند شدم؛ به همسرم پیشنهاد دادم که بریم بدویم؛ بعد هم شام را بیرون بخوریم؛ یه دوش آب گرم بگیریم و بخوابیم!! با عرق تنم همه زهر وجودم بیرون رفت. اون زهر را با دوش حمام شستم و تا صبح عمیق خوابیدم و فقط یک صحنه از خوابم را بیاد دارم: ” درحالیکه لباسم را می پوشیم، یک دکمه از آن کنده شد!!!
این آزمایش- دویدن تا عرق تنت در آید و فقط خستگی دویدن در تو بماند- پیشنهاد دوست خوبی بود که من دیشب آنرا تجربه کردم و امروز روز دیگریست. اما گمان می کنم که این احتمال هست که آن قرصهای ضد افسردگی در اینکه مرا از جایم بکنند و برخیزم و این تجربه را بیازمایم، کمکم کرده اند.
حلله نتیجه داد :دی