مترو؛ وجه المناقشه
به عنوان یک مسافر دائمی متروی تهران، بارها حسن مدیریت حاکم بر آن را تحسین کردهام. به نظرم ساختن و گرداندن متروی شهری در ابعاد تهران یک کار شاق و طاقتفرسا است و کاستیهای پنهان و پیدا مانع از تحسین بانیان و گردانندگان نمیشود. صرف تمیز و امن نگهداشتن این مجموعهء عظیم کاری است سترگ. استخراج هر وجب خاک از اعماق زمین و ساخت سازههای عظیم به زبان آسان میآید و این فقط یکی از مشتقات است. متروی تهران در فرهنگسازی مسافرت شهری نیز موفق بوده و توانسته آداب مناسب استفاده از این وسیله را کمابیش جا بیندازد.
این اواخر متوجه شدهام که نظم معمول در حرکت قطارها گاه به هم میخورد و سر و وضع بعضی از ایستگاهها نشان از کمبود بودجه چشمگیر این مجموعه دارد. تا جایی که اخیرا یک خبرگزاری دولتی از زبان یکی از اعضای شورای شهر نیز رسما به این نکته اشاره کرد. میگویند که بودجه متروی تهران مدتها ناکافی بوده، اما در ماه مهر اعلام شد که بودجهء کلانی به آن اختصاص خواهد یافت. ظاهرا کشمکشها همچنان ادامه دارد، این طور که میگویند مناسبات سیاسی در کار است. من نمیدانم که ورود سیاسیکاری به مناسبات چنین عنصری که در زندگی شهری تقریبا به اندازهء نان شب واجب است، چهقدر عاقلانه، اخلاقی و دوراندیشانه محسوب میشود.
