چیزهایی که نخواستهایم بفهمیم
پدرام عزیز پیوند مطلبی برای من فرستاد که به نظرم شبیه یک داستان بسیار کوتاه است که با تاثیر از ساموئل بکت و فرانتس کافکا نوشته شده است؛ یک گروتسک تمام عیار. ترافیک تهران و رانندگی ایرانی از ابهامهای غامض من بوده است؛ همیشه فکر کردهام که این ماجرا ریشههای دراز دارد و حاکی از چیزهایی است که ما تاکنون یا نخواستهایم بفهمیم، یا نفهمیدهایم.
مطلب مذکور در عین حال مرا به یاد فصل دیگری از کتاب مهم× داستان آیندگان انداخت. مطالعهء دقیقاش توصیه میشود.

البته ایرانی دانستن این نوع رانندگی و ترافیک کمی بی انصافی هست، به نظرم همه جا آدمها آمادگی این نوع کارها رو دارند چیزی که موجب انجام نشدن آن میشه قوانین سخت هست. بعنوان مثال در جایی که من زندگی می کنم برای استفاده از وسائل نقلیه عمومی کسی شما رو چک نمی کند که بلیط خریده اید، معمولا بطور رندم افراد ناظر از مردم درخواست نشان دادن بلیط می کنند ولی مبلغ جریمه نداشتن بلیط اونقدر زیاد هست که هیچ کس حتی اگر هیچ موقع مورد چک هم قرار نگیرد جرات نداشتن بلیط رو ندارد. جریمه نداشتن بلید چیزی در حدود یک سوم کل درآمد یک تکنسین هست!
لازم بذکر که اینجا خرید بلیط بوسیله فرستادن sms به یک شماره بخصوص و کسر شدن مبلغ بلیط از حساب موبیل هست.
احتمالا از روی همین میتوانید حدس بزنید جریمه ها باید در جه حدی باشه، کجا ایران نوع جریمه ها و قوانین به این شکل هست که افراد اصلا فکر خلاف به ذهن شون نرسه!