کشمش و کش‌مکش

نوشته شده توسط هادی, ۳ دی ۱۳۸۸

تصمیم گرفته‌ام عدس‌پلو بپزم، برای این‌که پشت گوش نیندازم از شب گذشته برنج خیس کرده‌ام، به این ترتیب اگر کوتاهی کنم برنج‌ها خراب می‌شود! ساعت ده شب به طرف خانه راه می‌افتم و سر راه از یک بقالی ناآشنا اما قدیمی و بزرگ و به ظاهر صاحب کسب عدس و کشمش می‌خرم. فروشنده صاحب محاسن – که نمی‌دانم مالک مغازه هم هست یا نه – ظاهر کلاسیک بقال سالخورده دارد. حواس‌اش شش دانگ به برنامه‌های مشعشع تلویزیون است و بسی بی‌اعتنا و شاید بی‌ادب فروشندگی برخورد می‌کند. به خود می‌گویم «تحمل کن و آخر شب‌ات را خراب نکن». به هر ترتیبی هست پول اجناس را می‌دهم و می‌گریزم.

خانه که می‌رسم، تلفن را بر می‌دارم که تلفن‌هایم را بزنم و در عین حال آشپزی کنم. می‌خواهم کشمش‌ها را بشویم و خیس کنم که جان بگیرند، اما به محض آب ریختن روی آن‌ها متوجه لعابی غیر عادی در سطح آب می‌شوم. آب را خالی می‌کنم و دوباره و دوباره… . بالاخره با تعجب متوجه می‌شوم که برای براق‌کردن ظاهر کشمش‌ها آن‌ها را چرب کرده‌اند! یکی دو تا به دهان می‌گذارم، روغنی است بسیار سنگین که انگار روی زبان جدار می‌بندد. با خود فکر می‌کنم که احتمالا روغن غیر خوراکی باشد. برای آزمایش در ظرف آب و کشمش کمی مایع ظرفشویی می‌ریزم و به‌هم می‌زنم، اما چربی همچنان باقی است. تمام کشمش‌هایی که خریده‌ام را دور می‌ریزم.

جعل و تقلب همه جای دنیا وجود دارد. اما آن بقال حبیب خدا با آن ظاهر و در حال غوطه‌خوردن در تلویزیون کشمشی بفروشد که خوردن‌اش احتمالا موجب بیماری است، نمادی قوی از چیزی است که این اواخر تحمل‌اش برای گروهی سخت شده است.

۶ دیدگاه در “کشمش و کش‌مکش”

  1. سپیده می‌گه:

    غرض نخوردن عدس پلو بود
    من بعد از این برای پشت گوش نینداختن برنج آب نکنید ؛ )

  2. زهره می‌گه:

    پارافین نبوده؟ اینجا یک لایه چرب براق روی اکثر میوه و سبزی جات هست که می گویند پارافین است برای نگهداری طولانی تر و ای بسا ظاهر جذاب تر. من که نتوانسته ام راهی به جز پوست کندن پیدا کنم. اما کشمش؟! خیلی عجیب است.
    در ضمن مدت ها بود که فراموش کرده بودم کاسب حبیب خداست. یا می تواند باشد.
    جای شما خالی امشب شام مهمان بودیم به صرف عدس پلو. نمی دانم مرسوم هست یا نه اما خرما هم قاطی پلو بود که خیلی خوش مزه اش کرده بود. گفتم کخ سر شوق بیایید و از عدس پلو پختن ناامید نشوید. :)

  3. مولود می‌گه:

    من تازگی‌ها این حالت را در کشمش‌ها خیلی دیده‌ام. تقریبا می‌توانم بگویم کشمشی نخریده‌ام که این حالت را نداشته باشد. حتا کشمش‌های بسته‌بندی شده. به گمانم باید پارافین باشد و نمی‌دانم برای سلامتی مضر است یا نه.

  4. قنوات می‌گه:

    الآن که این مطلب را خواندم یاد خاطره ای افتادم که احتمالا خودت آن را به خاطر نمی آوری، ولی نمی دانم چرا بعد از این همه سال هنوزبه یاد من مانده است. فکر می کنم دوازده سیزده سال پیش بود، یعنی حدود سال ۱۳۷۵٫ روزنامه توس ( مشهد ) برقرار بود. شما آنجا مشغول به کار بودید و من هم هفته ای یک بار غروب ها به دفتر روزنامه در خیایان ابوذر می آمدم. مطلبی را که نوشته بودم، تحویل سردبیر می دادم، می ماندم تا تایپ می شد، آن را غلط گیری می کردم و قبل و بعد از آن می نشستم با دوستان صفحات مختلف – از جمله شما – گپی می زدم و حدود ساعت ۹ شب بر می گشتم خانه. گاهی هم با هم برمی گشتیم. حداقل چند بارش را یادم می آید که پیاده تا سر خیابان احمد آباد آمدیم. یک شب آقای دکتر صباغ هم بود. در دفتر سردبیر نشسته بودیم. شما هم آمدید. می خواستید با آقای دکتر به خانه برگردید، اما می خواستید بدانید که شب در خانه شام چه دارید. آقای دکتر گفت: خوب زنگ بزن و بپرس. شما تلفن زدید و از یکی از اعضای خانواده پرسیدید. بعد به مخاطبتان گفتید: اگر ماست هم باشد خوب است. تماس تان را که قطع کردید، رو کردید به دکتر صباغ و خبر دادید که « عدس پلو داریم ».

  5. نیما می‌گه:

    من هم امروز کشمش پلویی خریدم اما برای این چربی پارافین مانند آمادگی داشتم و برنامم این بود که با آب جوش شستشو بدمش که متاسفانه تغییری نکرد………عجیب بود

  6. نیما می‌گه:

    من هم امروز کشمش پلویی خریدم اما برای این چربی پارافین مانند آمادگی داشتم و برنامم این بود که با آب جوش شستشو بدمش که متاسفانه تغییری نکرد………عجیب بود…

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License