گرسنگی
در یکی از جاهایی که کار میکنم، صحبت میشود از حساسیت من به اضافه وزن و اینکه چرا به این موضوع بخشی از افکار روزانه مرا اشغال کرده است. پاسخ میدهم: «شاید از سن من گذشته باشد که برای ظواهر چنین حساسیتهایی داشته باشم و شاید در کشور ما خیلی از مردان هم سن و سال من اضافه وزن داشته باشند؛ اما این یک روی مساله است. در حالی که ما زیر سقف و در آرامش و امینت صحبت میکنیم و گپ میزنیم، سالانه پانزده میلیون کودک از گرسنگی میمیرند. این یعنی افرادی با گرسنگی زندگی میکنند و با گرسنگی میخوابند. همچنین در هر سه و نیم ثانیه در این دنیا کسی از گرسنگی میمیرد. خب به گمانم چاقبودن در چنین اوضاعی خیلی جالب نیست».
«آهان» میگوید و به کارش ادامه میدهد، نمیفهمم که توانستم نظرم را برسانم یا صرفا با خود گفته که «عجب خلی گیرمان آمده است!».


البته با همان «آهان»ی که گفته عجیب نیست اگر چندان متوجه سخن شما نشده باشد.
دوستی داشتم که در باره غذا به شدت اسراف میکرد و مدام سر این مساله با هم بحثمان میشد.
یک بار ازش پرسیدم میدانی چند کودک در جهان هستند که در حسرت همین غذاییاند که به راحتی دور میریزی؟
گفت: نکند میخواهی بگویی که مسئولیت گرسنگی آنها هم به گردن من است؟
من هم از اضافه وزن خودم بسیار ناراحتم و خیلی متاسفم که جمعیت زیادی در این دنیا از گرسنگی میمیرند یا با آن دست و پنجه نرم میکنند.
ولی سیستم این دنیا فکر نکمینم چنان باشد که اگر مثلا مای نوعی به وزن مناسب برسیم تاثیری بر گرسنگی این افرادی که گفتید داشته باشد.
به نظر من موضوع بی ربطی است.
به نظرم بیشتر موضوع اخلاقی است تا این که لقمه نخورده ما به کودکان گرسنه آن سوی دنیا برسد. مثل درک احوال گرسنگان. مثل روزه داری.
منظور و نظر من هم همین است که شما میفرمایید. البته با شرح و تفضیل بیشتر.
با تشکر از توضیحات خانم زهره و شما: به نظر من انتخاب رژیم غذایی (کمی و کیفی) انتخابی است که هر فرد در آن آزادی کامل دارد و ربطی بین این انتخاب و اخلاق نمیبینم. البته منظورم دست بردن در سفره دیگری به معنی کلی آن نیست.
در زمینه انتخاب شخصی و آزادی کامل در آن با شما موافقم. ممنون.
لازم به ذکر است با توجه به اصل بقای جرم و انرژی! مطمئن با شید اگر ما در هر گوشه دنیا به اندازه بخوریم مواد غذایی را هدر ندهیم مابقی اش حتما به آن طرف دنیا هم خواهد رسید
اگر این طوری که میگویید باشد چنان حالی به آن گوشه دنیا میدادم که بترکم.
به شکلی که شما میگویید به نظر من هم بیربط است.
سلام، به نظرم دلیل بی ربطی بوده.
سلامت تغذیه یکی از واجبات زندگیست و رعایت کردن آن ربطی به سن و سال،حفظ ظاهر و انسانهای مظلوم گرسنه ندارد.
سلام
خوب بود میفرمودید که انباشتهکردن شکم با کدام بخش سلامت تغذیه مرتبط است. تاجایی که من میدانم، به قاعده و حتی شاید کم خوردن ارتباط معناداری با سلامت جسمی دارد.
همچنین در دنیای جدید ما سلامت تغذیه از آن مفاهیم بحث برانگیزی است که پاسخ چندان روشنی ندارد.
علم تغذیه فقط به کیفیت تغذیه محدود نیست و شناخت انسان به مقدار و نوع نیاز بدن خود و همینطور مقدار کالری که بطور متوسط هر کس در طول شبانه روز میسوزاند(بسته به سن،قد،وزن،مجرد یا متاهل بودن و نوع فعالیت روزانه متفاوت است)،نیز در بر میگیرد.
از قضا من هم اینروزها چند هفتهای است که در حال کم کردن وزن و گرسنگی کشیدن هستم. به خودم میگم: جزای پرخوریهای قبلی را حالا باید بدهی، یادت باشد این زجرها را برای آینده.
گاهی اوقات که خیلی اذیت میشوم یاد اشخاصی میافتم که در زندان برای اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا میزنند (در حالیکه به هیچ وجه چاق هم نیستند) و مثل من اتاقی گرم و رختخوابی راحت هم ندارند.
راستش فکرم به گرسنگان جهان نرسیده بود. همان مورد بالا به اندازهی کافی نارحت کننده بود برام!
برای کم کردن وزن احتیاجی به گرسنگی کشیدن نیست که هیچ،شدیدا برای بدن مضر هم هست.
پیشنهاد میکنم حتما از یک دکتر تغذیه مشاوره بگیرید.
با بدن خودتون مهربون باشید،گناه داره به خدا.
اولا این از سن و سال من گذشته ات رو اصلا قبول ندارم .مگه چقده سن داری هنوز؟ دوما اصلا به اینکه اندرون از طعام خالی دار .تا در او نور معرفت بینی رو هم قبول ندارم .سوما اگه قرار باشه به این موارد فکر کنیم انگار باید سرمون رو بذاریم و …. .چهارما .ممکنه خیلی تغدیه ربط داشته باشه اما گاهی برا بعضی ها اگه آب هم بخورند مایه چاقیه براشون .یعنی به عبارتی یه نوع بیماریه .نهایتا منم هر وقت اصافه از اون که باید می خورم احساس بدی بهم دست میده اما این ربطی به گرسنگی جهانی نداره برا اینکه مثه روز برام روشنه که عامل گرسنگی اونا من نیستم .