امانات

نوشته شده توسط هادی, ۴ بهمن ۱۳۸۸

زن و مردی را فرزندی بود که روزی در غیاب مرد تلف شد. هنگامی که شوهر به خانه برگشت، زن به او گفت: «همسایه را دیگی بوده که به رسم امانت به همسایه دیگر سپرده است، حال که صاحب دیگ برای گرفتن دیگ‌اش مراجعه کرده، امانت گیرنده سر و صدا می‌کند و می‌گوید دیگ از آن من است». مرد گفت: «عجب آدم ظالم و زورگویی است، باید دیگ را پس دهد». زن گفت: «می‌گویم مبادا این حکایت من و تو باشد اگر بخواهیم برای فرزندی که خدا از ما گرفت بی‌تابی کنیم…». مرد متوجه ماجرا شد.

این روایتی است که از دورهء صدر اسلام نقل شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License