اشتراک
چندی پیش یکی از دوستان نامه ای نوشت و احوالی پرسید. از تنهایی و حالم پرسیده بود. در پاسخی که به او دادم به نکته ای اشاره کردم که ذکرش در این جا خالی از لطف نیست (نقل به مضمون): «تنهایی و عشق مانند هم هستند، هر دو در نهاد آدمی سرشته هستند اما معمولا باید یک انگیزه خارجی اینها را از عمق به سطح بیاورد».
قبول ندارید؟

سلام هادی جان
وبتون خیلی جالبه خوشم اومد….
من همیشه این موضوع را در ذهن مرور میکردم که آیا کسی میتواند ادعا کند که تنها نیست. یا هرگز حسی به اسم عشق را درک نکرده؟ و هیچ وقت نمی توانستم نمونه روشنی برایش پیدا کنم.