از آن پس حال من نادیده بهبود
غ. داوود در یکی از قصههایش، داستان مردی را میگوید که با تصور اینکه به توطئهء همسرش کشته میشود، زندگی میکند. راوی در تفحص برای کشف صحت این تصور روزی به شعری برمیخورد که ظاهرا خانم در رثای او سروده است (کتاب را ندارم و از حافظه نقل میکنم):
برفتی از بر من غین داوود
از آن پس حال من نادیده بهبود
سبک بال و سبک روح و سبک پی
تو بودی جمله تیر و آذر و دی
عرق چون آب میخوردی به نرمی
در آن تنگ بلور جلد چرمی
ولی رفتی کنون هیهات هیهات
سیه پوشیده در مرگت رسومات
گاه که میبینم بعضی افراد به معنای دقیق لفظ «حرف دهانشان را نمیفهمند» و علاوه بر آن با وجود تمام تلاشهاشان بزککردن سخن را هم را بلد نیستند، یاد این معر ناب غین داوود میافتم.

اسم این داستان کوناه { پوکر روباز} است . سال ها قبل در یک مجموعه چاپ شده است . قصه زن و شوهری است که هر کدام قصد دارد دیگری را بکشدو مدام در طرح تقشه قتل می باشند.
به نظرم مجموعهای که میفرمایید، «بازآفرینی واقعیت» به کوشش سپانلو بود.
فقط یه بیتش رو جا انداخته بودی اونم بعد از سبکبال …. میگه تو را عینک تلسکوپ وار بودی .به قطر شیشه هر دم می فزودی .
قصه در باز افرینی واقعیت همنجور که گفتی به کوشش شپانلو نوشته شده بود .۱۵ قصه بود از ۱۵ نویسنده .اسم قصه پوکر رو بتز بود .اما من تا حالا چیز دیگه ای از این نویسنده ندیده بودم از معرفی کتابش ممنون گرامی .شاد باشی
سلام هادی
ببین می تونی آدرس اون کتاب رو بهم بدی ؛ اسمش، انتشاراتش، و غیره؟
علیک سلام
بازآفرینی واقعیت به نظرم توسط ناشرهای مختلفی به طبع رسیده است. مجموعه قصههای نویسندگان معاصر ایرانی است به کوشش محمد علی سپانلو.
اندر آداب و احوال را انتشارات رواق در حوالی سالهای ۵۷-۵۸ منتشر کرده است و ظاهرا همان یک بار روی چاپ را به خود دیده است.
اینها را از حافظه گفتم، اما گمانم نسبتا دقیق باشند.
با دوستی