ده فرمان رمس: اولین
Good Design is Innovative.
It does not copy existing product forms, nor does it produce any kind of novelty just for the sake of it. essence of innovation must clearly be seen in all of a product’s functions. Current technological development keeps offering new chances for innovative solutions.
طراحی خوب نوآور است (ترجمه ۰.۰)
طرح خوب ظواهر محصولی که موجود است را تقلید نکرده، همچنین نوآوری به خاطر نوآورشدن در آن راهی ندارد. نوآوری باید به روشنی در تمام کارکردهای یک محصول مشاهده شود. امروزه توسعهء فناوری به طراحها امکانات جدیدی برای ارائهء راهحلهای نوآورانه میدهد.

اول سپاس و ستایش به خاطر این کار خوبت، و زحمتی که از بابتش به خودت میدهی.
عبارت »طرح خوب« در متن انگلیسی نیست و در ترجمه هم نباید اضافه شود. لحن این فرمان این است که این طور شروع نشود. میدانم که با حذف آن جمله حالت خوشایندی نمیگیرد، اما با تغییر جمله )که پایینتر صحبتش را میکنم( میشود این موضوع را برطرف کرد.
کلمهی »فرم« فقط به جنبهی بصری محصولات اشاره ندارد، برای همین من به جای »ظاهر« کلمهی »شکل« را پیشنهاد میکنم. مثلاً این که یک گوشی تلفن بازشو باشد یا نباشد، یا چه طور باز شود، اینها البته ظاهری هم هست، اما استفاده از کلمهی »ظاهر« فراموش کردن مفهوم »فرم فاکتور« است.
»محصولی که موجود است« را میشود خیلی ساده کرد »محصول موجود«. اما من میخواهم یک کم آزادانهتر عمل کنم و بگویم »محصولات دیگر« عبارت گویاتر و روانتری است. یعنی پیشنهاد من در مورد جملهی اول این است: »شکل محصولات دیگر را تقلید نمیکند«. )به جای »نکرده« هم میگویم »نمیکند«.(
به جای »همچنین« هم »و نیز« را پیشنهاد میکنم، فقط به خاطر این که موسیقی جمله را بهتر میکند!
کلمهی »essence« را جا انداختهای. میشود گفت »ذات« یا »جوهر« یا »روح«، و من این آخری را ترجیح میدهم. نکتهی کوچک دیگری در جملهی دوم کلمهی »a« است که اگر ترجمهش نکنیم جملهی بهتری خواهیم داشت.
کلمهی »امروزه« یک کمی انشایی است، ضمن این که این جمله وابسته به زمان نیست و حرفی از امروز درش نیست. همین جمله را ده سال بعد هم میشود خواند و فارسیش هم همین طور باید باشد. در همین جملهی آخر حرفی از طراحان هم نزده و به نظرم بهتر است بدون آنها این جمله را ترجمه کنیم! بنابرین ترجمهی من میشود »پیشرفتهای جدید فناوری فرصتهای تازهتری برای راهحلهای نوآورانه ایجاد میکنند.« در هر دوی این ترجمهها هم از کلمهی »راهحل« خوشم نمیآید و خوشحال میشوم اگر کسی پیشنهاد دیگری بدهد.
پس مجموع حرفهای من این شد: »شکل محصولات دیگر را تقلید نمیکند، و نیز نوآوری به خاطر نوآور شدن در آن راهی ندارد. روح نوآوری باید به روشنی در تمام کارکاردهای محصول مشاهده شود. پیشرفتهای جدید فناوری فرصتهای تازهتری برای راهحلهای نوآورانه ایجاد میکند.«
ممنونم. منتظر میمانم اگر نظرات دیگری بود دست آخر همه را یکجا اعمال میکنم.
گفته های مصطفا کاملن منطقی است. ترجمه سلیس و روان برای خواننده جذاب تر است . اما در فرهنگ لغت برای solution یکی از معانی answerاست آیا می شود گفت ( پیشرفت های جدید فتاوری فرصت های تاره تری برای پاسخ های نوآورانه ایجاد می کند)
با پوزش منظورم مترادف های solution بود نه معتی.
دستت درد نکنه چه مطالب جذابی رو گیر میاری برای ما.
این از اون مطالبه که تنم میخاره که ترجمهش کنم و از اونجایی که شکسپیر پیش من انگلیسی یاد گرفته! چشم، خیلی زود ترجمهی نسخه خفن خودم رو برات ایمیل میکنم.