گاو به دمش رسیده
سال ۸۸ آخرین روزهایاش را میگذراند. آخرین روزهای سال ۸۸ میگذرد.
چه فرقی دارد؟ نمیدانم. آیا من ۸۹ را خواهم دید؟ نمیدانم. پیش از این نوشته بودم که امسال چهارمین سال گاوی است که میگذارنم، در بعضی از متون طالعبینی نوشته شده که این سال برای متولداناش پر ثمر است. برای من بود؟ باز هم نمیدانم.
پر کارترین دورهء کاری من البته امسال بود. درگیر تلاطمهای عاطفی خاصی شدم. سعی کردم چند مشکل کهنه را حل و فصل کنم. تقریبا یک دوره جدید فکری-مهارتی را آغاز کردم. و الان احساس میکنم که ماجرا تازه آغاز شده و در سال پیشرو – اگر زنده باشم – خیلی خیلی کارها هست که باید انجام شود. کارهایی در قواره تغییر، تحول و تکمیل.
فصل جدیدی از بازی شروع شده است.

به جمله آخر فکر می کنم که :”فصل جدیدی از بازی شروع شده است” و بعد می بینم نهایت خواست و آرزویم برای فصل جدید پیش رو،آن است که عمیقاً ادراک کنم بازی بودن این همه را و این طور شاید آگاهانه تر زندگی کنم…