از چهل و هشت قرن پیش
لوحهای باقی مانده از آسورد، حدود سال ۲۸۰۰ پیش از میلاد، کشف شده که در آن آمده: «زمین ما در روزهای اخیر در شرف نابودی است. نشانههایی وجود دارد مبنی بر اینکه دنیا به سرعت به پایانش نزدیک میشود. رشوهخواری و فساد در همه جا رواج دارد.» بیش از ۲۰۰۰ سال بعد، سقراط شکایت میکند که: «کودکان حالا به ظالمانی بدل شدهاند… آنها دیگر زمانی که بزرگتری وارد اتاق میشود از جای برنمیخیزند. آنها با والدینشان مخالف میکنند، سر میز غذا گوشت را میبلعند، پاهایشان را روی هم میاندازند، و با آموزگارانشان مستبدانه رفتار میکنند.» و افلاطون راجع به شاگردانش نوشت: «سر جوانان ما چه دارد میآید؟ آنها نسبت به بزرگترشان بیاحترامی میکنند، و از والدینشان فرمان نمیبرند. آنها قانون را نادیده میگیرند. آنها با افکار دیوانهوار در خیابانها آشوب به راه میاندازند. اخلاقیات آنها روبه انحطاط گذارده است. قرار است چه بر سر آنها بیاید؟»
هزار و یک شگفتی/ ایزاک آسیموف/ پروانه مکانیک/ تهران فاریاب/ ۱۳۶۲ تهران
