چه کسی گفته که در دنیای امروز خبری از سحر نیست؟

نوشته شده توسط هادی, ۱۲ اسفند ۱۳۸۶

من فقط سه روز به هند سفر کرده‌ام، یک سفر کاری به دهلی برای بازدید از یک نمایشگاه تخصصی در در دهلی نو. سه روز یعنی هیچ، به خصوص که در قسمت‌های اعیان‌نشین و تازه ساز شهر مقیم بودم و مهمان یک هتل سطح بالا. این سفر کمی چشمم را باز کرد و صدبرابر حسرت به دلم گذاشت.

پیش از آن شگفت‌انگیزی هند را از غذاهایشان کشف کرده‌بودم، از سینمای منحصر به فردشان، از مشاهده سخت‌کوشی‌شان در امارات و از موسیقی‌شان. معمول است که بگویند که هند شلوغ است، کثیف است، پر از حقه‌باز است، پر از فقیر است و از این قبیل چیزها. هیچ کدام از دوستان هند دیده‌ام هم چندان آن را تحسین نمی‌کردند و حتی کسی که بانی این سفر شد می‌خواست نظر مرا در مورد هند عوض کند؛ اما تیرش مستقیم به سنگ خورد و من در شیفتگی‌ام بسیار راسخ‌تر شدم. این سفر مسبب برنامه‌ریزی برای سفر بلندی شد که در اولین فرصت (به خواست خدا) به این سرزمین شگفتی‌ها خواهم داشت. فکر می‌کنم که طول چنین سفری حداقل باید یک ماه باشد و چند شهر را در برگیرد، دقیق و مطالعه شده برنامه‌ریزی شود و در یک فصل مناسب صورت گیرد.

عکسی که می‌بینید مربوط به بخشی از مقبره‌ی همایون در دهلی نو است، از معدود نقاط دیدنی‌ای که فرصت دیدنش دست داد.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License