ما را چه می‌شود -۲

نوشته شده توسط هادی, ۴ فروردین ۱۳۸۹

ایرانی تهرانی خود را متر و الگو می‌داند، و روابط با آدم‌های دیگر را به شکل عمودی می‌فهمد: یا بالاتر و یا پایین‌تر. مثلا کسی که خانه‌اش در نقطهء شمالی‌تری از شهر است شان بالاتری دارد و بالعکس. البته خیلی امکان دارد که بالانشین دزد و پایین‌نشین غربتی خوانده شود. ایرانی تهرانی خود را از عالم و آدم طلبکار می‌داند؛ از والدینش، از حکومت، از نهادها، از دیگران … او باور دارد که به خاطر ظلم‌ها و کوتاهی‌های دیگران به چیزی که باید، دست نیافته یا تبدیل نشده است. پس نمی‌خواهد بگذارد حق‌اش بیش از این پایمال شود. برای همین چنان رفتار هولناکی در رانندگی نشان می‌دهد و گرفتن رشوه را حق خود می‌داند. او آماده است که هر ارزشی را با توجیه پایمال کند و خود را به این روش مجبور بداند. مثلا با وجودی که فرهنگ، عرف و مذهب سودگرفتن از پول را قبیح می‌داند – یا تا مدت کوتاهی پیش می‌دانسته – او از پول سود می‌گیرد و مخارج گزاف زندگی را توجیه خوبی برای این عمل می‌داند.

ایرانی تهرانی به صورت غم‌انگیزی در پی کسب شان است: کودک خود را در انواع کلاس‌ها ثبت نام می‌کند، مدت‌ها پس از خریدن خودروی جدید نشان‌های نو بودن آن را حفظ می‌کند، اگر جای ذکر داشته باشد در طول روز حتما محل خانهء خود را یادآور می‌شود، مدام از رفتارهای دیگران انتقاد می‌کند، به هر قیمتی که شده اصرار دارد نوجوانش به دانشگاه برود، برای مراسم ازدواج مخارج اغراق‌آمیزی تحمیل می‌کند یا متحمل می‌شود، سعی می‌کند در جملاتش از کلماتی که به نظرش مهم یا ادبی می‌آید استفاده کند (گاهی به اشتباه؛ طرز صحبت بعضی از مجریان صدا و سیما نمونهء خوبی است)، دوست دارد امروزی به نظر بیاید و حتی اگر فرصت شد بدش نمی‌آید کتاب‌های مختصر و فانتزی خودشناسی، فنگ‌شویی، عارفانه یا مد روز را ورق بزند. اما حتی اگر همهء این کارها را نیز انجام دهد،‌ بازهم در خلوت خود چندان احساس شان و شخصیت نمی‌کند و در نتیجه به ورطهء روابط عمودی و بازی تحقیر می‌غلطد.

ایرانی تهرانی ممکن است اهل هر جایی از ایران باشد و حتی یک بار هم شهر تهران را ندیده باشد اما ناخودآگاه تهران را بهترین شهر ایران می‌داند.

۵ دیدگاه در “ما را چه می‌شود -۲”

  1. شهاب می‌گه:

    به نظرم حرف هادی در باره‌ی آدم‌های نوکیسه و تازه به دوران رسیده که چاره‌ی همه‌ی عقده‌هاشان تحقیر است، صحت دارد و این جور آدم‌ها در تهران زیاد هستند، هر چند که اصالت‌شان معلوم نیست کجایی‌ست. از طرفی، لبه‌ی تیز و برنده‌ی این انتقاد تند را متوجه صفت فراگیر تهرانی کردن به نظرم منصفانه نیست. چه بسیار آدم‌هایی با این ویژه‌گی‌ها که من در جاهای دیگر دیده‌ام.

    • هادی می‌گه:

      موافقم، در آخرین بخش نوشته به نکته‌ای که گفتید اشاره کردم. اما از آن‌جایی که قبلهء چنین آدم‌هایی معمولا این شهر است و در صورت امکان به هر قیمتی دوست دارند ساکن آن شوند چنین نام‌گذاری نه چندان مطلوبی کرده‌ام.

      • تهرانی می‌گه:

        هادی جان بازگو کردن این معضلات اظهر من شمس اونهم با این عتاب و درشتی چه سودی برامون داره؟
        پیدا کردن راه کاری برای دور شدن از این تسلسل فکری ارزشش بیشتره.

        • هادی می‌گه:

          دوست عزیز، ممنون از لحن‌تان
          برای راه‌کار ابتدا باید مشکلات شناسایی و بازگو شوند. سپس میل به حل آن‌ها وجود داشته باشد و دست آخر به صورت خستگی‌ناپذیر به جستجوی راه‌حل و به کار بستن آن کمر همت بست.
          با احترام

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License