ما را چه میشود -۶
به این سری یادداشتها ایراد میگیرند که «تا کی ما میخواهیم از بدیهای خودمان بگوییم و…». راستاش نمیدانم ما چه کسانی هستند، اما به نظرم حتی اگر زیاد به رفتارهای نامناسب یا حتی بدمان اشاره کرده باشیم، به ریشه، منشاء و علت آنها فکر نکردهایم. برای درد درمانی توصیه نشده است.
البته ما برای رفتارهایمان توجیه داریم – به شکلی استادانه – انواع و اقسام آن را. اگر ما این کار را میکنیم یا این رفتار را داریم، علتاش این است که این و این، در ضمن مگر دیگران چه میکنند؟

من با کل مطالب گفته شده موافقم اما در جواب تمام این گلایهها دو جمله مینویسم و بعد نتیجهگیری میکنم:
۱- قبل از انقلاب در ایرانیهایی که خارج میرفتند همچین حالاتی دیده نمیشد.
۲- فیلمی معروفی هست از پاریس در سالهای جنگ دوم جهانی که مردم آن در صف گرفتن جیرهی نان هستند و چند نفر سر یک تکه نان با هم در گیر میشوند و کتک کاری خجالت آوری را انجام میدهند.
نتیجه:
۳۱ سال است مردم ایران “نان” ندیدهاند و با خیال راحت از کنار نانوایی رد نشدهاند، چه انتظاری از آنان دارید وقتی به خارج میروند.
بقیه مردم دنیا وقتی از کشوری به کشور دیگری میروند در واقع از یک محیط به مشابه دیگری از آن محیط میروند با اندکی تفاوت! اما ایرانیها چی؟ مخصوصن آنهایی که بار اول و دومشان است. همان ایرانیها بعد از چند بار خارج رفتن دیگر جلب توجه نمیکنند.
مگر ما وقتی در داخل کشور مسافرت میرویم حرکاتمان جالب توجه میشود؟ این مسئله با رفع محدودیتهای احمقانه فعلی طی چند سال خود به خود رفع خواهد شد.