شکنندگی مخفی

نوشته شده توسط هادی, ۱۶ فروردین ۱۳۸۹

هر کار به ظاهر پر دردسری که می‌خواهم انجام دهم، شمارش معکوس می‌کنم: یک پله تمام شد، دو تا تمام شد… و صدمی. از این بابت تفاوتی بین تمیزکردن تک‌تک دکمه‌های صفحه‌کلید با تمام‌کردن اجرای یک طرح پرجزییات قائل نیستم. احتمالا در این روش با خودم این طور فکر می‌کنم: «همین طور که اولی را تمام کردی، دومی را هم تمام می‌کنی و تا آخر پیش می‌روی».

اما دردسرها و دردهای درونی چنین نیست، سر و کله‌اش که پیدا می‌شود، با نگرانی درمی‌یابم: «باز آمد». و گاه فقط منتظر می‌مانم که برود، و منتظر می‌مانم، و منتظر می‌مانم.

۶ دیدگاه در “شکنندگی مخفی”

  1. سعید می‌گه:

    سلام.ببخشید بی ربط می پرسم.دوستی گفته شما پستی مفصل درباره حجاب داشتید.امکان دارد لینک اش رو برایم بگذارید؟ممنون.

  2. مصطفی می‌گه:

    راستش من زیاد موافق روش «منتظر می‌مانم» نیستم. ممکن است این حرفم شبیه حرف‌های روان‌پزشک‌ها و مشاوران روانی باشد! معتقدم آدم باید این مشکلات را هم مثل مشکلات فنی ببیند: مسأله‌ای است که در هر صورت باید حل شود، و راه‌حلی دارد که آن راه‌حل نشستن و تماشا کردن نیست. هر کسی با دیگران فرق می‌کند، و راه‌های خودش را هم برای برطرف کردن این دلتنگی‌ها دارد. اما من فهمیدم که یک نکته‌ی رایج این است که خیلی‌ها این به قول تو دردسرها و دردهای درونی را به چشم مشکلی که نباید باشد نمی‌بینند.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License