در جستوجوی آداب
از زمانی که با دکتر قنوات آشنا شدم نزدیک به دو دهه میگذرد. در آن زمان ایشان مدرک کارشناسی ارشد داشت و در دانشگاه تدریس میکرد، و مشهور بود به سختگیری در کلاسهایاش. غلط نکنم آشناییاش با سردبیر توس هم به سختگیری – یا مجموعه صفاتی که چنین تعبیر میشدند – باز میگشت. یک بار بین آقای قنوات و یکی از همکاران فقید بر سر مرحوم جلال آلاحمد بحث شدید قلمی در گرفت. هر دو به تندی تاختند، البته هیچکدام هم اهل زیرپا گذاشتن آداب مرسوم نبودند. وقتی که با دکتر قنوات در این مورد صحبت کردم، ایشان به نکتهای اشاره کرد که تا ابد در ذهن من نشست؛ او باور داشت «آدم باید اندازهء خودش را بشناسه» و پیرامون این موضوع دقایقی صحبت کرد.
آخرین که ایشان را ملاقات کردم، گمانم یک سال پیش بود. صحبت از هر جایی شد، با بزرگواری برایم وقت گذاشت و پذیرایی کرد. بین صحبتها ماجرایی تعریف کرد که به نظرم مستقیم به بحث چهارده پانزده سال پیش ربط داشت: «یکی از دانشجویان هنگام حضور و غیاب در سر کلاس با لحن خاصی حضور خودش را اعلام میکرد، اما من ترجیح دادم اعتنایی به این رفتار نکنم. مدتی گذشت و خبردار شدم که در جایی صحبتهایی کرده که نباید میکرده و بنابر این مورد بازخواست قرارگرفته است. من خودم را گناهکار احساس کردم چون اگر با آن رفتار او برخورد میکردم، شاید متوجه اندازه و حد و حدود خودش میشد و چنین حرکتی از او سر نمیزد». (صحبتها عین سخنان نیست و از حافظه نقل شده است).
در چند ماه اخیر، از بعضی کسانی که جزء نسل جوان کشور قلمداد میشوند، رفتارهایی دیدهام که سخت اندیشناکام کرده است. به منشاء و ریشههای رفتارهای مذکور که میاندیشم، بحث معرفت به اندازه خود و تشخیص اندازه دیگران را کلید مهمی برای گشودن پیچیدگیهای قضیه میدانم…

[...] روز پیش که یادداشت در جستوجوی آداب را منتشر کرده بودم، خوانندهای برایام نامههایی [...]