در جست‌وجوی آداب -۳

نوشته شده توسط , ۲۵ خرداد ۱۳۸۹

بسیار خوب، این پدیده این‌قدر مهم هست که بخواهم دربارهء آن بیش‌تر فکر کنم. ابتدا با نقل یادداشت کوتاهی از این وبلاگ شروع می‌کنم:

تربیت و ادب را نمی‌دانم چرا مترادف هم به کار می‌برند؟ با تربیت رفتار و آداب می‌داند، به حد خود آگاه است و اندازه نگه می‌دارد. اما مودب صرفا از کلمات دلپذیر و خوبی استفاده می‌کند.

این تمایز اگر هم ساختگی است، باشد؛ چون چنین تفکیکی برای من یکی که خیلی به درد بخور است.
من آداب را در حیطه تربیت می‌دانم و نه ادب. ما از لحاظ ادب مشکلی نداریم، حتی می‌توان گفت که مردم مودبی هستیم. مشکل ما در بخش تربیت است.
***
متولدین دههء شصت خورشیدی الان بین ۱۹ تا ۲۹ سال سن دارند. دهه‌ای که آن را مترادف با اوج جوانی می‌دانند. برای درک درست رفتارهای جوانان، خوب است به یادآوریم که این عزیزان در چه فضایی تربیت شدند، و چه چیزهایی اکتساب کرده و آموخته‌اند.
گمانم تاریخ دههء شصت هنوز نوشته نشده است، الان وقایع و ساحت‌های گوناگون دههء شصت شده مصالح چماق برای حمله به حریف (یا رقیب). در این وضعیت باید به حافظه مراجعه و یادها را زیر و رو کرد. یکی از چیزهایی که نگارنده از آن دهه به خاطر دارد قاطعیت در بیان نظرات – گاه عجیب – و حمله به تمام کسانی بود که احساس می‌شد نیاز به حمله دارند. ما برای بزرگ‌ترین و قدرتمندترین کشورهای جهان خط و نشان می‌کشیدیم. نمی‌دانم در این خط و نشان کشیدن‌ها چه‌قدر اندازهء خودمان را در نظر داشتیم؟ چه‌قدر مصالح کشورمان را ارزیابی کرده بودیم؟ معیارهای ارزیابی‌مان چه بود؟ این که آدمی‌زاد بگوید «چون من به راستین‌ترین و حقیقی‌ترین باورهای عالم تکیه و باور دارم، نیروهای غیب عالم نیز پشت من هستند و این را به همه ثابت می‌کنم» حرف چندان سنجیده‌ای نیست. در واقع تمام کسانی که روی باوری تعصب دارند چنین می‌اندیشند و باید دانست که متاسفانه بعضی از گویندگان این سخن موجب ایجاد فجایع شده‌اند. چرا ما چنین می‌کردیم (و شاید بعضی‌هامان هنوز می‌کنیم)؟ زیرا به قدر و اندازهء خود آن‌چنان که باید وقوف نداشتیم.
گفته‌ام که مهم‌ترین ضرب‌المثل برایم «اندازه نگه‌دار که اندازه نکوست» است. بحث اندازه – با مفهوم Size اشتباه نشود – برای من خیلی مهم است، زیرا تصور می‌کنم که نهایت خرد و شناخت با درک عمیق توازن و تناسب همراه است. تناسب چیزی به غیر از درک ژرف اندازه‌ها نیست.

۲ دیدگاه در “در جست‌وجوی آداب -۳”

  1. زهره می‌گه:

    شاید آن فشار ها و قالب های تنگ از پیش تعیین شده همان دهه است که هم نسلان من حالا از هر قانون و قاعده ای بیزارند. افراط و تفریط.

    هر چند به طور کامل با تعریف شما از مودب بودن موافق نیستم، این تفاوت را خیلی احساس می کنم. چطور است که ایرانی ای که مدام تعارف می کند و قربان صدقه دهها نفر در طول روز می رود خیلی راحت حقوق همان آدم ها را رعایت نمی کند؟ اما خارجی ای که به زور جواب تشکرت را می دهد وظیفه خود می داند که حقوق دیگران را رعایت کند و ای بسا بدون لفاظی کمک هم بکند؟
    برای کلمات ارزش قائلم به شرطی که پشتوانه عملی داشته باشند. روح داشته باشند.

  2. [...] آداب‌دانی قومی است که تربیت ندارد (برای شرح بیشتر: ۱ و ۲). نگارنده در مشاهدات زندگی شخصی خود بارها کسانی را در [...]

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License