اما خوش‌ می‌آید

نوشته شده توسط هادی, ۶ تیر ۱۳۸۹

نقل است که شاعری مدحی اغراق‌آمیز از پادشاه به نظم درآورده بود. پس شرفیاب شد و شروع کرد به خواندن اثرش، غرا و با مهارت. کمی که گذشت پادشاه زیر لب گفت: «بخوان پدرسوخته؛ می‌دانیم دروغ می‌گویی اما خوش‌مان می‌آید!».

می‌شود با کمی آسان‌گیری گفت که این داستان شبیه حکایت نگارنده است با آثار و پدیده‌های تغزلی.

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License