نبض بازار

نوشته شده توسط , ۲۵ تیر ۱۳۸۹

حدود یک هفته‌ای است که بعضی از بازاریان در اعتراض به بعضی سیاست‌های مالیاتی اعتصاب کرده‌اند؛ اما به نظرم انگیزهء عنوان‌شده فقط ظاهر قضیه است. خوانندهء ثابت این یادداشت‌ها می‌داند که نگارنده روی چندان خوشی به بازار سنتی نشان نمی‌دهد، گرچه هیچ‌گاه به شکل مشخص و منظم نگفته که به کدام قشر از بازار حمله می‌کند (برای مثال ۱، ۲ و ۳)؛ چون تصور کرده که مخاطب اهل تامل احتمالا متوجه معذوریت و جهت اشاره‌های او خواهد بود.

واقعیت این است که بازار یک جامعهء یک‌تکه نیست،‌ تمام‌ بازاری‌ها به مناسبات و سازکارهای مشابهی باور ندارند. بازاری‌های بزرگ و عمده – که تصور می‌کنم کم‌تر کسی آمار و اشارهء دقیقی از آن‌ها داشته باشد – تفاوت‌های بسیار با بازاری‌های جزء دارند. خواسته‌های آن‌ها یکی نیست چون منافع‌ متفاوتی دارند. به نظر نمی‌آید که اعتراض‌های فعلی کار بازاری‌های بزرگی باشد که از سیاست‌های دولت فعلی بهره‌مند هستند. بازاری‌های بزرگ فعلا ترجیح می‌دهند اتحاد خود را با نهادهای قدر حفظ کنند تا منافع‌شان آسیب نبیند. اما بازاری‌های متوسط و کوچک چنین اتحاد و چنین منافعی ندارند. وضعیت فعلی اقتصادی به آن‌ها لطمه زده است، اگر باور ندارید از اولین بقالی‌ای که گذارتان افتاد اوضاع بازار مربوطه را جویا شوید.

طرفداران دولت فعلی می‌گویند که قصد دولت واقعی‌کردن قیمت‌ها و قطع وابستگی به درآمدهای نفتی است. آن‌ها ظاهرا از این نکتهء بدیهی چشم می‌پوشند که «واقعی‌کردن قیمت در فضای رقابت اقتصادی مقدور است». سیاست‌های دولت فعلی (از جمله  واگذاری‌هایی که انجام شده است) به همه چیز می‌تواند ربط داشته باشد به غیر از ایجاد فضای رقابت اقتصادی. در مورد بخش دوم نیز خوب است توضیح داده شود که دولت در زمانی که قیمت نفت بیش از صد و سی دلار بود با آن درآمد چه برنامه‌ها و عملیاتی جهت قطع وابستگی به درآمد نفتی انجام داد. مساله این است که دولتی‌ها آمار و نمودار نشان می‌دهند، اما مشاهدات «ننه‌جون ما» بخش بزرگی از این مستندات را متزلزل می‌کند.

دولت فعلی به تمام چیزهایی که بوی پول‌سازی می‌دهد، دست انداخته است و به این طریق می‌خواهد کمبود بودجه‌ای را که بر اثر ماجراجویی‌های جهانی پدید آمده، رفع و رجوع کند. موضوع دانشگاه آزاد هنوز داغ است: جدا از اهمیت فرهنگی و سیاسی و اجتماعی، دانشگاه آزاد منبع درآمدی چشم‌گیری است. اگر دولت به نهادهایی مثل بنیاد مستضعفان، آستان قدس و ستاد فرمان امام نظر ندارد علت‌اش این است که درآمد سرشار این مجموعه‌ها با نظر نهادی مصرف می‌شود که رییس دولت هنوز جرات اعلام جنگ به آن را نکرده است.

اعتراض بازاری‌ها اتفاق مهمی است که معلوم نیست که به کجا ختم خواهد شد. دقت کنید که من این را بدون ارزش‌گزاری و رد و یا قبول می‌گویم، اتفاق مهم لازم نیست با معیارهای اخلاقی و ذهنی ما سنجیده شود و با آن‌ها مطابقت و موافقت کند.

۵ دیدگاه در “نبض بازار”

  1. حسن کریمی می‌گه:

    مالیات اصولن منبع اصلی درآمد دولت هاست. مالیات ها در ایران بین ۳۰ تا ۴۰ درصد درآمد دولت را تشکیل می دهند و در واقع منبع اصلی نفت است. به چند مساله به طور خلاصه اشاره می کنم:

    ۱- دادن مالیات مردم را به تصمیمات دولت حساس تر می کند؛ چراکه از آن پس دولت از جیب مردم خرج می کند. حساسیت مردم موجب ایجاد فشار اجتماعی شده و دولت ها را پاسخگو تر می کند. درضمن، فرایندهای منجر شونده به تنظیم نرخ مالیات مستلزم چانه زنی دولت و مردم است که این خود تقویت جامعه مدنی را در پی دارد. در مجموع، مالیات یکی از ریشه های اقتصادی دموکراسی است.

    ۲- سیستم مالیاتی ایران از بخش بزرگی از صاحبان درآمد مالیات اخذ نمی کند؛ یعنی ناعادلانه است. این ناعادلانه بودن اما صرفن تعمدی نیست. امکان اخذ مالیات از بسیاری نیست. این شامل همه ی آنهایی می شود که درآمدشان در جایی ثبت نمی شود؛ مثل دلال ها. در مورد اصلاح سیستم مالیاتی ایران، بین کارشناسان اتفاق نظر وجود دارد؛ کاری که باید انجام شود. این هم بازاری های کوچک و هم بزرگ را شامل می شود. اینکه بزرگ تر ها کمتر می پردازند (به همین دلیل کمتر نگرانند) ناشی از فساد است که اصل مساله مالیات گزاری را منتفی نمی کند. البته اصلاح معمولن از ضعیف تر ها شروع می شود. مهم تر این است که شروع شود و زمینه ایجاد شود. اعتراض آنها البته طبیعی است و یک دولت سالم و متکی به رای مردم، که بر اساس برنامه هایی که به تائید مردم رسیده عمل می کند، اصولن نباید وقعی به این اعتراضها بگذارد.

    ۳- یک عامل دیگر برای این اعتراض ها، زمان نامناسب افزایش مالیات هاست. اصولن در شرایط رکودی (آنچه که الان در آن به سر می بریم و مشخصه آن افزایش نرخ بیکاری است) مالیات ها را کاهش می دهند نه افزیش؛ چراکه بخشی از بار افزایش نرخ مالیات به قیمت ها منتقل شده و قدرت خرید مصرف کننده را کمتر می کند. از این منظر، مردم می توانند ناراضی باشند.

    آنچه که امروزه موجب سردرگمی است، تلفیق این دو دلیل است (البته تجار برای شانه خالی کردن از مالیات دادن، فشار بر مردم را بهانه می کنند). اما اینکه دامنه این اعتراضات به چه میزان گسترش خواهد یافت، بستگی به سرعت آگاهی مردم از نقش این افزایش مالیات بر قیمت ها دارد تا به بازاریان بپیوندند. البته طعنه آمیز است که اگر چنین شود نیز مردم نصیبی نمی برند؛ زیرا مساله مالیات گذاری بر تجار مغفول می ماند. در شرایط عادی، انتظار می رود که رسانه های آزاد این موضوع را به بحث بگذارند و اطلاع رسانی کنند. در این سردرگمی ناشی از زمان بندی نامناسب و نبود رسانه های آزاد، بعید است که کسی راه به جایی ببرد.

  2. افشین صنعی می‌گه:

    هادی جان، مطلب درستی است که به خوبی از عهده نوشتنش برآمده ای.

  3. فرید صلواتی می‌گه:

    دعوتتان می کنم به آلبوم قناری حصاری حقیر گوش فرا دهید[گل]

  4. چه فرق می کند ؟ می‌گه:

    هادی صباغ _ موئتلفه پیوندتان مبارک !

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License